ملاحظات چندی بر نوشته مورخ 3/3/2009 کاندید اکادمیسن اعظم سیستانی
07.03.2009 22:29
بحث علمی یاعوامفریبی و پــوپــولیزم
خوانندگان گرامی میخواهم مختصر وملاحظات کوتاه برنوشته مورخ 3/3/2009 آقای کاندید اکادمیسن سیستانی که در سایت نامدار و زیبای افغان جرمن تحت عنوان ( تمام تعصبات و نفرتها از نادانی و ترس سرچشمه میگیرد) نشر شده - خدمت شما - جهت تعمق آقای سیستانی وانکشاف بحث ذیلا تقدیم بدارم.
علت اختصار من درین ملاحظات توجه به روحیه و تمایل خوانندگان در همچو بحث ها و ضیقی وقت است:
در نوشته مذکور آقای سیستانی بخش از حقایق خوب که دربــین مردم چسپ دارد و مود روز و مانند آفتاب روشن است و تماس به آن را حرف اضافی میدانم. اما باز هم نکات مانند: بخش عمده عوامل بدبختی های، سیه روزی ها، نفرت ها، برتری جوییها و تبعیضات نژادی، جنسیتی و عقیدتی از ........ آمده که هیچ عقل سلیم و انسان اگاه مخالف آن بوده نمی تواند و نیست. اما در جریان و در داخل نکات خوب و چسپ مطالب استادانه جاء داده شده که درست نبوده و عوامفریبی بیش نیست. مسوءلیت خویش دانستم به این سیاه دانه ها و جودر ها در سبد گندم جهت قضاوت و تعمق شما تماس بگیرم.
1/ در رابطه به عنوان نوشته شان: قابل تذکر میدانم که تاکید کنم اینکه درجهان در یک کتگوری علوم به علوم ساینسی و علوم اجتماعی منقسم میگردند.
در علوم ساینسی قواعد و قانون مندی ها و نتایج به اساس اصول واضح و روشن مانند یک جمع یک مساوی دو است – کار میکنند. یعنی نتیجه گیری های کاملا روشن و واضح و تعیین شده است.
در علوم اجتماعی نتیجه گیری های و قانون مندی ها به اساس احصاییه گیری ها و پژوهش ها و مقارنه بدست می اید. در علوم اجتماعی میشود در صد حالت یک قانونمندی عمل کند و درحالت صد ویکم قانونمندی و نتیجه گیری دیگر باشد. به این معنا که در پدیده های اجتماعی قانومندی ها ، عوامل و فکتور های مختلف تاثیر دارند و نتیجه گیری ها هم متفاوت شده میتوانند.
عوامل و فکتور های تاثیر وارد کننده به عوامل و فکتور ه های اصلی و فرعی تقسیم شده میتوانند. لذا عنوان ( تمام تعصبات و نفرتها از نادانی و... از ترس سرچشمه میگیرد ) را عنوان دقیق نمی دانم. گفته میتوانیم که بعضی از تعصبات و یا بخش از تعصبات از ......).
2/ محتوی نوشته آقای دانشمند محترم خوشبـین را مطالعه نه کردیم اما عنوان و سوال آقای خوشبـین که آقای اکادیمیسن سیستانی از آن انتقاد مینمایند سوال به جاء است. بلی باید مشخص ساخت که آزادی عقیده و مذهب یعنی چه؟ یعنی اینکه دموکراسی و آزادی است و میتوانیم مفاهیم معین غیر قابل تغیـــیر را بخاطریکه مود روز است و چسپ دارد به نام آزادی تغیـیر داد و محتوی آنرا دیگرگون ساخت؟ تاکیدمیکنم که ارزش های معیین با گذشت قرنها به حیث ارزش باقی خواهند ماند. قواعد و چوکات های معیین است که انسان نورمال در قید و بند این قواعد و چوکات ها را ضرورت انسانی دانسته و آنرا ضروری و خوب میداند. این عبارات در قیدماندن در نگاه اول نا خوش آیند به نظر و گوش ما اند اما باید به محتوی و عمق مسآله توجه کرد. درست نیست به نام آزادی و دیموکراسی محتوی این ارزش ها را از فهم اصلی و درست شان دور ساخت و یا هم عوامفریبانه استدلال کرده.
به طور مثال پدر پدر و مادر مادر است و خانم خانم و دختر دختر. احترام به بزرگان و صدها قاعده و چوکات انسانی دیگر به مرور قرنها به حیث ارزش باقی خواهند ماند و نمی توان آنرا تحت نام آزادی و دموکراسی ملغی اعلان کرد. خاصتا که این ارزش ها ارزش های الهی بوده وبرای صلاح و فلاح دارین نازل شده و ساخته بشر نباشند. لذا سوال و عنوان دانشمند محترم خوشبین بجاء است که باید مشخص ساخت که ما از سر و کله آزادی چه میخواهیم و آزادی یعنی چه؟
3/ تاکید وجمله شما بر اینکه: ترس عامل اصلی پیدایش ادیان ومذاهب مختلف بوده و بقای انرا نیز تداوم می بخشد ....
جمله و تاکید بالای ضد دینی شما نه جمله اولی بوده و نه هم آخری خواهد بود. بلی درست است که بخش از افکار دینی میتوانند از ترس سرچشمه بگیرند. اما تاکید عام شما و بدون استثنا به شمول دین اسلام - باز هم همان عام ساختن های افراطی شما و خلاف هر دین و عقیده شما درست نبوده و غیر دینی است.
یافتن شخص کج بحث يا یافتن مرتد و کافر، یافتن انسان گمراه و خطاء کار و دیگر منحرفین جای مسرت و افتخار نیست بلکه سبب تاءسف و حـــزن انسان میگردد. اما آنچه شما تاکید میدارید که .... بقا و تداوم ادیان را و آن هم بدون تفکیک ناشی از عامل ترس به شکل منفی جلوه میدهید اغوا و خطا ء وبحث را به کج راه کشاندن چیزی بــیــش نیست. خوانندگان گرامی عمق و بعد گب شما را به کلی درک میکنند.
خدواند متعال در دین اسلام خداوند رحمان و رحیم است(بسم الله الرحمن الرحیم). این شروع در تمامی آیات قرانی و هر آغاز برای مسلمان توصیه میگردد. در پهلوی آن الله تعالی جبار و قهار هم است. لذا همه را مبنی بر تداوم دین را در عامل ترس خلاصه کردن. راه است که شما را به بد راهه میبرد و انتخاب خیرخواهانه معلوم نمی شود. چنین نظر ناشی از نافهمی و نادانی از کنه و عمق عقاید اسلامی است.
درین مورد که ما ترس معیین داشته باشیم و ترس معیین داریم تا رسالت انسانی خود را فراموش نه کنیم. ترس داریم علم که آموخته ایم با منفی بافی ها آنرا برای بد راه کردن و به کج راهه بردن انسان ها استفاده نه کنیم. بلی ما از خدا ترس داریم و این ترس را باید هر انسان و مسلمان اگاه داشته باشد که دارد. داشتن چنین ترس کدام کار و حالت بد نیست. بلی ما از تخلف ازقانون ترس داریم. در جوامع که ترس از تطبیق قانون نباشد ارتکاب جرایم زیاد میگردد. یکی از اهداف تطبیق قانون در قرن حاضر هم همین است که در تربیه و بازداشت از ارتکاب جرم مساعدت میدارد. بلی یکی از عوامل بلندی درجه جرمی در افغانستان هم همین است که اگر آدمکش و واسطه داری و اگر به اصطلاح مربی داری مربا بخور و از تخلف قانون ترس نداشته باش. چنین وضع باید در کشور تغییر کند. بلی همه باید ار حاکمیت قانون دیر و یا زود اطمینان حاصل کنند. بلی ما از ارتکاب عمل بد ترس داریم. بلی ما ازین ترس داریم که به کار بد دست نه زنیم. اما از جانب دیگر تجاوز برکسی را ما در وجدان، ایمان و قاضی داخلی خویش رد و مردود دانسته مرتکب آن نمی میشویم . بلی این عامل ترس عامل عمده و اصلی اعتقاد ما نیست بلکی اعتقاد ما به الله و دین ما در ابتداء تقلیدی و در مرحله معین به سطح عقلی و اعتقادی بر مبنی استدلال برحق بودن دین ما استوار است.
اعتقاد و تداوم اعتقاد دینی را در ترس خلاصه کردن کار خطاء و اغوا گرانه است. دین ضرورت است برای انسان نه برای الله.
بلی هست موارد که انسان به عدم دقت در افاده ها به کفر میرسد. برقلب ها الله دانا است و ما ظاهر را میبینیم و این ظاهر با اعمال و کردار و اظهار نظر ها روشن میشود. لذا از قضاوت های معیین در مورد خویش تعجب نه کنید و آنرا انعکاس وتبلور برحق نوشته ها و اظهارات خویش بدانید.
بلی ترس معیین بجاء و ضروری است. این ترس بی جرتی نیست. این ترس از این است که نه شود رسالت خود را فراموش کنیم و به بد راه برویم. لذا نباید عوامفریب، پوپولیست و دگم اندیش بود.
به یاد دارم بعد از یازده سبتامبر 2001 عده ای از همجنس بازان بعضی از کشور های اروپا یــی ( همسکسوال ها) اروپا به خاطر قانونی ساختن همجنس بازی شان حتی تلاش کردن با تعصب که به گمان شان در برابر دین اسلام ایجاد شده بود استفاده نموده و اینکه اسلام در مورد همجنس بازی نظر مخالف دارد - خواستن با استفاده از فرصت و موقع و به استدلال اینکه اسلام ضد همجنس بازی است و عده در جهان به نام اسلام به عملیات خرابکارانه دست زدند لذا به خاطر ضدیت به اسلام باید همجنس بازی را قانونی ساخت.
متاسفانه استدلال های شما هم درین راستا به همین منوال و سبک است. ما از دین الهی و قواعد آن سخن میگویم و شما از تخلفات عده تکه داران که خود را به نام اسلام و دین جا زده اند صحبت دارید و به اصول حمله میکنید. واقعا برخورد شما نه علمی است و نه هم منطقی. صرف وصرف عوامفریبی و تحریف بیش نیست. بلی نادانی بزرگتری بلا است. بلی نا دانی شما از دین اسلام بلا است و منجر به نتیجه گیری عوامفریبانه و دور از انصاف میشود.
ما کاملا میدانیم این اعتراضات مغرضانه نه اولی است و نه هم آخری خواهد بود. بلی از دین در طول تاریخ استفاده سوء شده و به ضد ترقی و پیشرفت استفاده گردیده. این واقعیت را من از هر کس بیشتر به گوشت و احساس کردیم.
من به این عقیده ام که عوض تلاش های ضد دینی و متعصبانه باید به تلاشهای پاک کردن دین از مزخرفات باید کار مشترک کرد. این است راه حل نه راه که شما در پیش گرفته و به ضد دین کمر بسته اید. این تصمیم شما کار را مشکل نموده و باخت با شما و همفکران شما است. زمان این را ثابت خواهد کرد.
4/ نمی دانم برای شما از کجا آغاز کنم؟ در مورد اپارتاید و... صحبت کرده اید. دین اسلام میگوید که کسیکه کلیمه شهادت گفت برادر مسلمان هست. اسلام تاکید دارد که فرق بین سیاه و سفید و این قوم و آن قوم نیست – مقرب ترین شخص نزد الله متقی ترین آنها است. این دین همان دین است که اصلا تبعیض قومی و لسانی را نمی شناسد.
لطفا به دین اسلام و هدایات راستین اسلام مراجعه کنید مشکل قومی ولسانی وصد های مشکل بشریت وشما به آن حل میشود. بلی مانند که تاکید کردید نادانی و نادانی از دین اسلام سبب تعصب و از جمله تعصب شما در برابر دین است.
5/ ای کاش چنانچه شما تاکید دارید بشریت برنادانی غالب می آمد. عقل مقصر و همین انسان غالب شما در قرن بیست و یک - دور از دین و عقیده و خلاف روحیه اصلی انسانی و دینی به جنایات دست میزند که بدترین حیوانات نیز به آن دست نه خواهند زد. بشر بر نادانی غالب نه شده چنانچه شما تاکید دارید. ای کاش چنین میبود.
بلی انسان و انسانیت را باید همکاری و مساعدت کرد و در راه خیر و انسانیت را مساعدت کرد. باید بشربرنادانی غالب شود. چراغ دانش و علم را که دین اسلام به وی تاکید میکند روشن نگه داشت. فهم خویش را از دین اسلام دقیق ساخت.
دین اسلام دین کشتن، بستن، سربریدن، مکتب سوختاندن، معلم کشتن، ژورنالیست کشتن، قتل انسان های بی گناه با خودکشی، دین اختطاف و کتاب سوختاندن نیست.
باید به ضد افراطی گری ها و ضد مزخرفات که به نام دین و در واقعیت به ضد دین عمل میدارند مبارزه کرد.
طالب، من و شما تکه دار دین نیستیم. لطفا با چنین استدلال عوامفریبی و تحریف نه کنید.
آنچه که در فلسطین ، اسراییل، افغانستان، عراق و ....در قرن بیست ویک میگذرد به صراحت نشان میدهد که این سرتاج و گل سرسبد تمام حیوانات کره زمین حتی در قرن بیست ویک در بسیاری موارد در جای قرار دارد ومرتکب چنان اعمال میشود که بدترین حیوانات آنرا مرتکب شده نمیتوانند.
حوادث سالهای اخیر نشان داد که در جهان امروز تا حال میکانیزم موثر دفاع از حقوق انسان ایجاد نه شده و به نام دیموکراسی جنایت صورت میگیرد و به ان افتخار نیز میشود. اگر به افکار و بیانات هیتلر و ستالین توجه کنید آنها به زعم خویش برای ایجاد نظم جدید عادلانه و بهتر جهانی کار میکردند!؟. چه نظم جدید بهتر و عادلانه و دموکراتیک؟!.
خلص اینکه دین نباید به ضد ترقی و پیشرفت بشری به کاربرده شود. اما مبارزه و تعصب شما که از تمام نوشته های شما کاملا واضح است که شما به ضد دین با تعصب برخورد نموده و در واقعیت روی دیگر همین سکه منفی افراط است. عوامل آن زیاد بوده میتواند اما عوامل عمده آن همان نادانی و پیشداوری است.
گرایش های مزخرف و خلاف دینی که شما یاد آوری کردید مطالب است که به نام دین جاء زده شده و خلاف روحیه اصلی دین اسلام اند. با کمی تعمق گفته میتوانیم که اندیشه های مذکور شما و امثال شما در واقعیت با چنین روش خویش آب در آسیاب مخالف میریزید ومشکل اندیشه های افراطی را با افکار مذکور بزرگ میسازید.
بلی با اظهارات و نوشته های خویش عملا دین، اسلام و مسلمانان را در صف و قطار افراطی ها دینی قرار میدهید. من به کار بردن سکالپل جراح حاذق توصیه میکنم و شما از ساتور قصاب استفاده میبرید.
من توصیه کار به مقابل افراطی گری دارم و شما همه را و همه ادیان را به مجادله می طلبید. لذا شما و امثال شما در واقعیت خدمتگاران اصلی اندیشه های متعصب، افراطی و ارتجاعی هستید.
در مورد مفهوم دین، مذهب و فرقه دینی و غیر دینی باید دقت کرد. بحث ما طولانی میشود. لذا از جزییات در مورد میگذرم. مذهب کمی وسیع تر از فرقه است. فهم مذهبی تعبیر معیین از نص و متون دینی است. ساده بگویم و عام فهم باشم. مثلا اکر کسی بگوید که تا کابل میروم. این به چه معنا است. عده این را چنین تعبیر دارند که داخل کابل و عده میگویند که این به معنای: که تا دروازه های کابل میروم. بحث لفظی چنین است که آیا غایه در مغیا شامل است یا خیر؟ مثلا نص است که حین وضو دست ها را تا ارنج ها بشوید. عده به این معتقد اند که آیا ارنج ها هم شامل شستن است ویا نه؟ یعنی ارنج ها غایه اند در حکم شامل است ویا خیر؟ اختلاف درین است و مذاهب در دین درین چوکات است. مثلا دست باز نماز خواندن یا دست بسته؟ این و امثال آن بحث ها که به اساس ان مذاهب مختلف دین اسلام به اساس فهم و روایات دینی ایجاد شده. این فهم متفاوت به ذات خود مشکل نیست. اگر ما معتقدهستیم و روایت را درست میدانیم که حضرت محمد (ص) دست باز نماز خوانده و یا دیگر معتقد است که دست بسته نماز خوانده. پس مسلمان درست همان کند که به همان روایت معتقد است. این سبب کفر و الحاد و برآمدن از دین نیست و عامل اصلی فتنه نیست. فتنه و آدم کشی مذهبی را افراد مغرض، دشمن و جاهل میکنند. انسان عالم خیرخواه به فتنه قومی ، مذهبی و تفاوت فهمی به انسان کشی و تباهی دست نمی زند. این و دهها مطلب دیگر که طول کلام میخواهد.
توصیه من بــــه انسان های خیر خواه این است: بـــه مـوضــوعات که آگاهی نـداریم و نادانیم نباید نظر مغرضانه داد. نباید به هر قیمت به ضد دین و آن هم دین اسلام موضع گرفت و تحریف نمود.
بلی بخش عمده این جنگ و جدال ها مذهبی ناشی از عوامل غیر دینی است و حرص و دشمنی با دین است. اما کعبه با بت خانه فرق دارد. بی جا تاکید نه کنید. بلی به جا گفته:
زنادانی دلی پرزرق و پر مکر – گرفتار علی ماندی و بوبکر
همه عمر اندرین محنت نشستی - ندانم تا خدا را کی پرستی؟
بلی ما باید پرستش الله را نموده و از اعمال نیک پیشوایان اسلام و از خلفای راشدین باید پیروی کرد.
بلی برای جستن الله دین اسلام قواعد و قوانین را گذاشته که بشربه وی ضرورت دارد. ان عارفان که شما از آن سخن میگویید و در ستایش ساقی و سرایا و گردن یار مجازی صحبت و ساز و آوازمیدارند - ما هم اگاهی داریم. اکثر شان به بد راه رفتن. اصول و طروق عبادت الهی در دین اسلام روشن است و ضرورت به اختراع هم نیست. این میکده ها و ساز و آواز در عصر محمد (ص) بوده و آنرا دین اسلام حرام اعلام کرده. دریک جمله کوتاه اسلام آنرا حرام دانسته و عبادت با ساز و رقص را حرام میداند. راه و روش عبادت در اسلام کاملا روشن است.
لذا با نادانی از چیزی نباید در مورد پیشداوری داشت و نباید تحریف و اغوا کرد.
والسلام
دوکتور صلاح الدین سعیدی 6/2/2009
مدیر و مسول مطالعات ستراتیژیکی افغان و مرکز کلتوری دحق لاره
(عذرخواهی: بروگرام مکمل نوشتن دری من در کمبیوتر مشکل دارد و مطالب را جهت ضیقی وقت آنقدر اصلاح نه کردم. از خطایی املایی و انشایی معذورم خواهند داشت.)
خوانندگان گرامی میخواهم مختصر وملاحظات کوتاه برنوشته مورخ 3/3/2009 آقای کاندید اکادمیسن سیستانی که در سایت نامدار و زیبای افغان جرمن تحت عنوان ( تمام تعصبات و نفرتها از نادانی و ترس سرچشمه میگیرد) نشر شده - خدمت شما - جهت تعمق آقای سیستانی وانکشاف بحث ذیلا تقدیم بدارم.
علت اختصار من درین ملاحظات توجه به روحیه و تمایل خوانندگان در همچو بحث ها و ضیقی وقت است:
در نوشته مذکور آقای سیستانی بخش از حقایق خوب که دربــین مردم چسپ دارد و مود روز و مانند آفتاب روشن است و تماس به آن را حرف اضافی میدانم. اما باز هم نکات مانند: بخش عمده عوامل بدبختی های، سیه روزی ها، نفرت ها، برتری جوییها و تبعیضات نژادی، جنسیتی و عقیدتی از ........ آمده که هیچ عقل سلیم و انسان اگاه مخالف آن بوده نمی تواند و نیست. اما در جریان و در داخل نکات خوب و چسپ مطالب استادانه جاء داده شده که درست نبوده و عوامفریبی بیش نیست. مسوءلیت خویش دانستم به این سیاه دانه ها و جودر ها در سبد گندم جهت قضاوت و تعمق شما تماس بگیرم.
1/ در رابطه به عنوان نوشته شان: قابل تذکر میدانم که تاکید کنم اینکه درجهان در یک کتگوری علوم به علوم ساینسی و علوم اجتماعی منقسم میگردند.
در علوم ساینسی قواعد و قانون مندی ها و نتایج به اساس اصول واضح و روشن مانند یک جمع یک مساوی دو است – کار میکنند. یعنی نتیجه گیری های کاملا روشن و واضح و تعیین شده است.
در علوم اجتماعی نتیجه گیری های و قانون مندی ها به اساس احصاییه گیری ها و پژوهش ها و مقارنه بدست می اید. در علوم اجتماعی میشود در صد حالت یک قانونمندی عمل کند و درحالت صد ویکم قانونمندی و نتیجه گیری دیگر باشد. به این معنا که در پدیده های اجتماعی قانومندی ها ، عوامل و فکتور های مختلف تاثیر دارند و نتیجه گیری ها هم متفاوت شده میتوانند.
عوامل و فکتور های تاثیر وارد کننده به عوامل و فکتور ه های اصلی و فرعی تقسیم شده میتوانند. لذا عنوان ( تمام تعصبات و نفرتها از نادانی و... از ترس سرچشمه میگیرد ) را عنوان دقیق نمی دانم. گفته میتوانیم که بعضی از تعصبات و یا بخش از تعصبات از ......).
2/ محتوی نوشته آقای دانشمند محترم خوشبـین را مطالعه نه کردیم اما عنوان و سوال آقای خوشبـین که آقای اکادیمیسن سیستانی از آن انتقاد مینمایند سوال به جاء است. بلی باید مشخص ساخت که آزادی عقیده و مذهب یعنی چه؟ یعنی اینکه دموکراسی و آزادی است و میتوانیم مفاهیم معین غیر قابل تغیـــیر را بخاطریکه مود روز است و چسپ دارد به نام آزادی تغیـیر داد و محتوی آنرا دیگرگون ساخت؟ تاکیدمیکنم که ارزش های معیین با گذشت قرنها به حیث ارزش باقی خواهند ماند. قواعد و چوکات های معیین است که انسان نورمال در قید و بند این قواعد و چوکات ها را ضرورت انسانی دانسته و آنرا ضروری و خوب میداند. این عبارات در قیدماندن در نگاه اول نا خوش آیند به نظر و گوش ما اند اما باید به محتوی و عمق مسآله توجه کرد. درست نیست به نام آزادی و دیموکراسی محتوی این ارزش ها را از فهم اصلی و درست شان دور ساخت و یا هم عوامفریبانه استدلال کرده.
به طور مثال پدر پدر و مادر مادر است و خانم خانم و دختر دختر. احترام به بزرگان و صدها قاعده و چوکات انسانی دیگر به مرور قرنها به حیث ارزش باقی خواهند ماند و نمی توان آنرا تحت نام آزادی و دموکراسی ملغی اعلان کرد. خاصتا که این ارزش ها ارزش های الهی بوده وبرای صلاح و فلاح دارین نازل شده و ساخته بشر نباشند. لذا سوال و عنوان دانشمند محترم خوشبین بجاء است که باید مشخص ساخت که ما از سر و کله آزادی چه میخواهیم و آزادی یعنی چه؟
3/ تاکید وجمله شما بر اینکه: ترس عامل اصلی پیدایش ادیان ومذاهب مختلف بوده و بقای انرا نیز تداوم می بخشد ....
جمله و تاکید بالای ضد دینی شما نه جمله اولی بوده و نه هم آخری خواهد بود. بلی درست است که بخش از افکار دینی میتوانند از ترس سرچشمه بگیرند. اما تاکید عام شما و بدون استثنا به شمول دین اسلام - باز هم همان عام ساختن های افراطی شما و خلاف هر دین و عقیده شما درست نبوده و غیر دینی است.
یافتن شخص کج بحث يا یافتن مرتد و کافر، یافتن انسان گمراه و خطاء کار و دیگر منحرفین جای مسرت و افتخار نیست بلکه سبب تاءسف و حـــزن انسان میگردد. اما آنچه شما تاکید میدارید که .... بقا و تداوم ادیان را و آن هم بدون تفکیک ناشی از عامل ترس به شکل منفی جلوه میدهید اغوا و خطا ء وبحث را به کج راه کشاندن چیزی بــیــش نیست. خوانندگان گرامی عمق و بعد گب شما را به کلی درک میکنند.
خدواند متعال در دین اسلام خداوند رحمان و رحیم است(بسم الله الرحمن الرحیم). این شروع در تمامی آیات قرانی و هر آغاز برای مسلمان توصیه میگردد. در پهلوی آن الله تعالی جبار و قهار هم است. لذا همه را مبنی بر تداوم دین را در عامل ترس خلاصه کردن. راه است که شما را به بد راهه میبرد و انتخاب خیرخواهانه معلوم نمی شود. چنین نظر ناشی از نافهمی و نادانی از کنه و عمق عقاید اسلامی است.
درین مورد که ما ترس معیین داشته باشیم و ترس معیین داریم تا رسالت انسانی خود را فراموش نه کنیم. ترس داریم علم که آموخته ایم با منفی بافی ها آنرا برای بد راه کردن و به کج راهه بردن انسان ها استفاده نه کنیم. بلی ما از خدا ترس داریم و این ترس را باید هر انسان و مسلمان اگاه داشته باشد که دارد. داشتن چنین ترس کدام کار و حالت بد نیست. بلی ما از تخلف ازقانون ترس داریم. در جوامع که ترس از تطبیق قانون نباشد ارتکاب جرایم زیاد میگردد. یکی از اهداف تطبیق قانون در قرن حاضر هم همین است که در تربیه و بازداشت از ارتکاب جرم مساعدت میدارد. بلی یکی از عوامل بلندی درجه جرمی در افغانستان هم همین است که اگر آدمکش و واسطه داری و اگر به اصطلاح مربی داری مربا بخور و از تخلف قانون ترس نداشته باش. چنین وضع باید در کشور تغییر کند. بلی همه باید ار حاکمیت قانون دیر و یا زود اطمینان حاصل کنند. بلی ما از ارتکاب عمل بد ترس داریم. بلی ما ازین ترس داریم که به کار بد دست نه زنیم. اما از جانب دیگر تجاوز برکسی را ما در وجدان، ایمان و قاضی داخلی خویش رد و مردود دانسته مرتکب آن نمی میشویم . بلی این عامل ترس عامل عمده و اصلی اعتقاد ما نیست بلکی اعتقاد ما به الله و دین ما در ابتداء تقلیدی و در مرحله معین به سطح عقلی و اعتقادی بر مبنی استدلال برحق بودن دین ما استوار است.
اعتقاد و تداوم اعتقاد دینی را در ترس خلاصه کردن کار خطاء و اغوا گرانه است. دین ضرورت است برای انسان نه برای الله.
بلی هست موارد که انسان به عدم دقت در افاده ها به کفر میرسد. برقلب ها الله دانا است و ما ظاهر را میبینیم و این ظاهر با اعمال و کردار و اظهار نظر ها روشن میشود. لذا از قضاوت های معیین در مورد خویش تعجب نه کنید و آنرا انعکاس وتبلور برحق نوشته ها و اظهارات خویش بدانید.
بلی ترس معیین بجاء و ضروری است. این ترس بی جرتی نیست. این ترس از این است که نه شود رسالت خود را فراموش کنیم و به بد راه برویم. لذا نباید عوامفریب، پوپولیست و دگم اندیش بود.
به یاد دارم بعد از یازده سبتامبر 2001 عده ای از همجنس بازان بعضی از کشور های اروپا یــی ( همسکسوال ها) اروپا به خاطر قانونی ساختن همجنس بازی شان حتی تلاش کردن با تعصب که به گمان شان در برابر دین اسلام ایجاد شده بود استفاده نموده و اینکه اسلام در مورد همجنس بازی نظر مخالف دارد - خواستن با استفاده از فرصت و موقع و به استدلال اینکه اسلام ضد همجنس بازی است و عده در جهان به نام اسلام به عملیات خرابکارانه دست زدند لذا به خاطر ضدیت به اسلام باید همجنس بازی را قانونی ساخت.
متاسفانه استدلال های شما هم درین راستا به همین منوال و سبک است. ما از دین الهی و قواعد آن سخن میگویم و شما از تخلفات عده تکه داران که خود را به نام اسلام و دین جا زده اند صحبت دارید و به اصول حمله میکنید. واقعا برخورد شما نه علمی است و نه هم منطقی. صرف وصرف عوامفریبی و تحریف بیش نیست. بلی نادانی بزرگتری بلا است. بلی نا دانی شما از دین اسلام بلا است و منجر به نتیجه گیری عوامفریبانه و دور از انصاف میشود.
ما کاملا میدانیم این اعتراضات مغرضانه نه اولی است و نه هم آخری خواهد بود. بلی از دین در طول تاریخ استفاده سوء شده و به ضد ترقی و پیشرفت استفاده گردیده. این واقعیت را من از هر کس بیشتر به گوشت و احساس کردیم.
من به این عقیده ام که عوض تلاش های ضد دینی و متعصبانه باید به تلاشهای پاک کردن دین از مزخرفات باید کار مشترک کرد. این است راه حل نه راه که شما در پیش گرفته و به ضد دین کمر بسته اید. این تصمیم شما کار را مشکل نموده و باخت با شما و همفکران شما است. زمان این را ثابت خواهد کرد.
4/ نمی دانم برای شما از کجا آغاز کنم؟ در مورد اپارتاید و... صحبت کرده اید. دین اسلام میگوید که کسیکه کلیمه شهادت گفت برادر مسلمان هست. اسلام تاکید دارد که فرق بین سیاه و سفید و این قوم و آن قوم نیست – مقرب ترین شخص نزد الله متقی ترین آنها است. این دین همان دین است که اصلا تبعیض قومی و لسانی را نمی شناسد.
لطفا به دین اسلام و هدایات راستین اسلام مراجعه کنید مشکل قومی ولسانی وصد های مشکل بشریت وشما به آن حل میشود. بلی مانند که تاکید کردید نادانی و نادانی از دین اسلام سبب تعصب و از جمله تعصب شما در برابر دین است.
5/ ای کاش چنانچه شما تاکید دارید بشریت برنادانی غالب می آمد. عقل مقصر و همین انسان غالب شما در قرن بیست و یک - دور از دین و عقیده و خلاف روحیه اصلی انسانی و دینی به جنایات دست میزند که بدترین حیوانات نیز به آن دست نه خواهند زد. بشر بر نادانی غالب نه شده چنانچه شما تاکید دارید. ای کاش چنین میبود.
بلی انسان و انسانیت را باید همکاری و مساعدت کرد و در راه خیر و انسانیت را مساعدت کرد. باید بشربرنادانی غالب شود. چراغ دانش و علم را که دین اسلام به وی تاکید میکند روشن نگه داشت. فهم خویش را از دین اسلام دقیق ساخت.
دین اسلام دین کشتن، بستن، سربریدن، مکتب سوختاندن، معلم کشتن، ژورنالیست کشتن، قتل انسان های بی گناه با خودکشی، دین اختطاف و کتاب سوختاندن نیست.
باید به ضد افراطی گری ها و ضد مزخرفات که به نام دین و در واقعیت به ضد دین عمل میدارند مبارزه کرد.
طالب، من و شما تکه دار دین نیستیم. لطفا با چنین استدلال عوامفریبی و تحریف نه کنید.
آنچه که در فلسطین ، اسراییل، افغانستان، عراق و ....در قرن بیست ویک میگذرد به صراحت نشان میدهد که این سرتاج و گل سرسبد تمام حیوانات کره زمین حتی در قرن بیست ویک در بسیاری موارد در جای قرار دارد ومرتکب چنان اعمال میشود که بدترین حیوانات آنرا مرتکب شده نمیتوانند.
حوادث سالهای اخیر نشان داد که در جهان امروز تا حال میکانیزم موثر دفاع از حقوق انسان ایجاد نه شده و به نام دیموکراسی جنایت صورت میگیرد و به ان افتخار نیز میشود. اگر به افکار و بیانات هیتلر و ستالین توجه کنید آنها به زعم خویش برای ایجاد نظم جدید عادلانه و بهتر جهانی کار میکردند!؟. چه نظم جدید بهتر و عادلانه و دموکراتیک؟!.
خلص اینکه دین نباید به ضد ترقی و پیشرفت بشری به کاربرده شود. اما مبارزه و تعصب شما که از تمام نوشته های شما کاملا واضح است که شما به ضد دین با تعصب برخورد نموده و در واقعیت روی دیگر همین سکه منفی افراط است. عوامل آن زیاد بوده میتواند اما عوامل عمده آن همان نادانی و پیشداوری است.
گرایش های مزخرف و خلاف دینی که شما یاد آوری کردید مطالب است که به نام دین جاء زده شده و خلاف روحیه اصلی دین اسلام اند. با کمی تعمق گفته میتوانیم که اندیشه های مذکور شما و امثال شما در واقعیت با چنین روش خویش آب در آسیاب مخالف میریزید ومشکل اندیشه های افراطی را با افکار مذکور بزرگ میسازید.
بلی با اظهارات و نوشته های خویش عملا دین، اسلام و مسلمانان را در صف و قطار افراطی ها دینی قرار میدهید. من به کار بردن سکالپل جراح حاذق توصیه میکنم و شما از ساتور قصاب استفاده میبرید.
من توصیه کار به مقابل افراطی گری دارم و شما همه را و همه ادیان را به مجادله می طلبید. لذا شما و امثال شما در واقعیت خدمتگاران اصلی اندیشه های متعصب، افراطی و ارتجاعی هستید.
در مورد مفهوم دین، مذهب و فرقه دینی و غیر دینی باید دقت کرد. بحث ما طولانی میشود. لذا از جزییات در مورد میگذرم. مذهب کمی وسیع تر از فرقه است. فهم مذهبی تعبیر معیین از نص و متون دینی است. ساده بگویم و عام فهم باشم. مثلا اکر کسی بگوید که تا کابل میروم. این به چه معنا است. عده این را چنین تعبیر دارند که داخل کابل و عده میگویند که این به معنای: که تا دروازه های کابل میروم. بحث لفظی چنین است که آیا غایه در مغیا شامل است یا خیر؟ مثلا نص است که حین وضو دست ها را تا ارنج ها بشوید. عده به این معتقد اند که آیا ارنج ها هم شامل شستن است ویا نه؟ یعنی ارنج ها غایه اند در حکم شامل است ویا خیر؟ اختلاف درین است و مذاهب در دین درین چوکات است. مثلا دست باز نماز خواندن یا دست بسته؟ این و امثال آن بحث ها که به اساس ان مذاهب مختلف دین اسلام به اساس فهم و روایات دینی ایجاد شده. این فهم متفاوت به ذات خود مشکل نیست. اگر ما معتقدهستیم و روایت را درست میدانیم که حضرت محمد (ص) دست باز نماز خوانده و یا دیگر معتقد است که دست بسته نماز خوانده. پس مسلمان درست همان کند که به همان روایت معتقد است. این سبب کفر و الحاد و برآمدن از دین نیست و عامل اصلی فتنه نیست. فتنه و آدم کشی مذهبی را افراد مغرض، دشمن و جاهل میکنند. انسان عالم خیرخواه به فتنه قومی ، مذهبی و تفاوت فهمی به انسان کشی و تباهی دست نمی زند. این و دهها مطلب دیگر که طول کلام میخواهد.
توصیه من بــــه انسان های خیر خواه این است: بـــه مـوضــوعات که آگاهی نـداریم و نادانیم نباید نظر مغرضانه داد. نباید به هر قیمت به ضد دین و آن هم دین اسلام موضع گرفت و تحریف نمود.
بلی بخش عمده این جنگ و جدال ها مذهبی ناشی از عوامل غیر دینی است و حرص و دشمنی با دین است. اما کعبه با بت خانه فرق دارد. بی جا تاکید نه کنید. بلی به جا گفته:
زنادانی دلی پرزرق و پر مکر – گرفتار علی ماندی و بوبکر
همه عمر اندرین محنت نشستی - ندانم تا خدا را کی پرستی؟
بلی ما باید پرستش الله را نموده و از اعمال نیک پیشوایان اسلام و از خلفای راشدین باید پیروی کرد.
بلی برای جستن الله دین اسلام قواعد و قوانین را گذاشته که بشربه وی ضرورت دارد. ان عارفان که شما از آن سخن میگویید و در ستایش ساقی و سرایا و گردن یار مجازی صحبت و ساز و آوازمیدارند - ما هم اگاهی داریم. اکثر شان به بد راه رفتن. اصول و طروق عبادت الهی در دین اسلام روشن است و ضرورت به اختراع هم نیست. این میکده ها و ساز و آواز در عصر محمد (ص) بوده و آنرا دین اسلام حرام اعلام کرده. دریک جمله کوتاه اسلام آنرا حرام دانسته و عبادت با ساز و رقص را حرام میداند. راه و روش عبادت در اسلام کاملا روشن است.
لذا با نادانی از چیزی نباید در مورد پیشداوری داشت و نباید تحریف و اغوا کرد.
والسلام
دوکتور صلاح الدین سعیدی 6/2/2009
مدیر و مسول مطالعات ستراتیژیکی افغان و مرکز کلتوری دحق لاره
(عذرخواهی: بروگرام مکمل نوشتن دری من در کمبیوتر مشکل دارد و مطالب را جهت ضیقی وقت آنقدر اصلاح نه کردم. از خطایی املایی و انشایی معذورم خواهند داشت.)

