در این روزها، آنچه در بحثهای رسانههای جمعی بیش از هر چیز جلب توجه میکند، غلبه نگاههای احساسی، قومی و هویتی بر تحلیلهای علمی و مبتنی بر واقعیت است. در علوم اجتماعی بارها نشان داده شده که تعمیمدادن رفتار یک فرد یا یک گروه به کل یک قوم، نهتنها نادرست بلکه عامل تشدید شکافهای اجتماعی است.
چنین رویکردی معمولاً به «دیگریسازی» منجر میشود؛ پدیدهای که در آن افراد، بهجای تمرکز بر کنشها و پیامدها، هویت قومی را مبنای قضاوت قرار میدهند. در این وضعیت، دیگران بهعنوان «متفاوت»، «بیگانه» یا حتی «کمارزشتر» تعریف میشوند و مرزی میان «ما» و «آنها» شکل میگیرد. نتیجه این نگاه، نسبتدادن همه ویژگیهای مثبت به گروه خودی و تعمیم دادن کاستیها و ویژگیهای منفی به دیگران است؛ رویکردی که نهتنها غیرعلمی، بلکه مخرب برای انسجام اجتماعی است.
از منظر علمی، قضاوت درباره افراد و گروهها باید بر اساس رفتارها، سیاستها و نتایج عینی صورت گیرد، نه بر پایه تعلقات قومی، زبانی یا جنسیتی. تجربه بسیاری از جوامع چندقومیتی نشان داده است که هرگاه معیارهای دوگانه در قضاوت شکل بگیرد- یعنی یک عمل مشابه بسته به اینکه چه کسی آن را انجام داده، متفاوت ارزیابی شود- اعتماد اجتماعی کاهش یافته، سوءتفاهمها افزایش مییابد و همزیستی مسالمتآمیز با چالش جدی روبهرو میشود. در چنین شرایطی، بهجای خودِ عمل، هویت فرد انجامدهنده مبنای داوری قرار میگیرد.
همچنین، نسبتدادن وفاداری یا خیانت به یک قوم خاص، فاقد پشتوانه منطقی است. وفاداری به منافع عمومی یک مفهوم مدنی است، نه قومی. افراد در هر جامعهای، فارغ از تبارشان، میتوانند در جهت منافع جمعی عمل کنند یا برعکس، تصمیماتی بگیرند که به زیان جامعه باشد.
در کنار این موارد، یکی از پیششرطهای اساسی برای همزیستی سالم در هر جامعه چندقومیتی، احترام متقابل است. احترام متقابل به این معناست که افراد، فارغ از تفاوتهای هویتی، کرامت انسانی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و از بهکاربردن ادبیات توهینآمیز یا تحقیرکننده پرهیز کنند. در علوم اجتماعی تأکید میشود که نبود این اصل، زمینهساز بیاعتمادی و افزایش تنشهای اجتماعی است؛ در حالیکه تقویت فرهنگ گفتوگوی محترمانه و پذیرش تفاوتها، زمینه همکاری و رسیدن به منافع مشترک را فراهم میسازد.
بنابراین، اگر هدف ما ثبات، پیشرفت و بهبود واقعی وضعیت جامعه است، باید از چارچوبهای قبیلهگرایانه و تعصبات قومی فاصله بگیریم و به سمت رویکردی مبتنی بر منافع جمعی، عدالت و معیارهای یکسان حرکت کنیم. در نهایت، آنچه یک جامعه را پایدار و موفق میسازد، نه برتریجوییهای هویتی، بلکه توانایی آن در ایجاد اجماع بر سر منافع مشترک و پایبندی به احترام متقابل است.
23.04.2026