بحث درینجاست که پاکستان عملا در بلوچستان، وزیرستان، خیبر پښتونخوا ، افغانستان دارد درګیر بمباردمان است وقتل وقتال است که ملل متحد این عمل غیرانسانی را محکوم کرد چطور میتواند میانجیګری کند؟ عمق ستراتیژی صلح وثبات بین المللی درکجا است ؟
انعطاف تاکتیکی به جای بی‌طرفی مطلق
میزبانی مذاکرات لزوماً به معنای داشتن نفوذ مستقیم بر نتایج آن‌ها نیست. اسلام‌آباد می‌تواند به عنوان یک «اسلو» مؤثر عمل کند و فضا و دسترسی‌های لازم را برای گفتگو فراهم آورد، اما تبدیل پاکستان به ناروی بعدی و میانجی قابل اعتماد، جاه‌طلبی‌ای بلندپروازانه محسوب می‌شود که بستګی به منافقت ، شیطا نت و هراس افګنی دارد. انتخاب پاکستان برای این مذاکرات نتیجه همگرایی چند عامل
کلیدی بود:
درحال حاضر عجالتا
ایران اسلام‌آباد را به عنوان یک شریک مورد اعتماد پذیرفت، بخاطریکه پاکستان کشوری همسایه و خارج از فشارهای مستقیم غرب است و در مقابل عمان، میزبان پیشین مذاکرات، خود درگیر تنش با ایران بود و دست‌کم پنج بار هدف حملات تهران قرار گرفته بود.
تأیید پاکستان توسط چین نیز نقش حیاتی در این روند ایفا کرد، چرا که روابط دیرینه و پیچیده‌ای میان اسلام‌آباد، پېکنګ و تهران برقرار است. از سوی دیگر، نزدیکی دونالد ترامپ با عاصم منیر، که او را «فیلد مارشال محبوبش» می‌نامد، پاکستان را به گزینه‌ای طبیعی و واضح برای میزبانی مذاکرات تبدیل کرد. دکتر محمد محسن ابو النور، استاد مطالعات ایران در دانشگاه کانال سوئز مصر، در این باره می‌گوید: «پاکستان می‌تواند همزمان روابط سازنده‌ای با واشنگتن و تهران حفظ کند. رهبری این کشور درک فزاینده‌ای از قدرت واقعی خود دارد؛ قدرتی که نه در انتخاب طرف، بلکه در توان ایجاد تعادل میان روابط تجلی می‌یابد؛ مهارتی نادر در جهان امروز، که به شدت قطبی شده است.»
قابل ذکر است که این نخستین تجربه پاکستان در عرصه دیپلماسی پیچیده ومبهم نیست. این کشور پیش‌تر نقش کلیدی در دیپلماسی منتهی به پیمان‌های جینوادر سال ۱۹۸۸ ایفا کرد و با این اقدام، به پایان جنگ شوروی در افغانستان کمک نمود. موافقت نامه دوحه هم از خود میداند علاوه بر آن، اسلام‌آباد کانال‌های مخفی میان ایالات متحده و چین را در اوایل دهه ۱۹۷۰ تسهیل کرد. تلاش‌های پیشین پاکستان حتی از مذاکرات فعلی میان ایران و آمریکا اهمیت بیشتری داشت، زیرا مسیر سفر مخفیانه هنری کیسینجر به چین در سال ۱۹۷۱ را هموار ساخت و راه را برای سفر تاریخی رئیس‌جمهور نیکسن در سال ۱۹۷۲ و عادی‌سازی روابط میان آمریکا و چین باز کرد.
در آن زمان نیز، همانند امروز، پاکستان به تنهایی عمل نمی‌کرد و نقش آن تنها بخشی از تلاش‌های دیپلماتیک چندوجهی چندین بازیگر بود. ابتکار فعلی نیز بخشی از یک هماهنگی گسترده‌تر دیپلماتیک است که در جلسات موازی برگزار شده در اسلام‌آباد میان وزرای خارجه ترکیه، مصر، عربستان سعودی و دیگر بازیگران منطقه‌ای مشاهده می‌شود. همه این بازیگران در تلاش برای مشارکت هستند، نه تنها در مورد جنگ منطقه‌ای فعلی، بلکه برای ایجاد «یک پلتفرم سیاسی... که بتواند در جایی که اتحادیه عرب تا حد زیادی از کار افتاده، موفق شود.»
در عرصه میانجیگری، موفقیت اسلو بر پایه پرورش بلندمدت بی‌طرفی ناروی، بلوغ نهادی و ظرفیت دیپلماتیک پایدار شکل گرفت، به‌گونه‌ای که بی‌طرفی نوردیک به یک هویت برند تبدیل شد و در طول زمان اعتمادسازی کرد. در مقابل، پاکستان مجموعه متفاوتی از دارایی‌ها را به میز می‌آورد.

کانال‌های نظامی-نظامی تثبیت شده آن در سراسر جهان، آشنایی عمیق منطقه‌ای و انعطاف‌پذیری تاکتیکی، امکان تسهیل گفتگوهای حساس را فراهم می‌کند. پاکستان، همانند ناروی، از طریق مشارکت طولانی خود در مأموریت‌های حفظ صلح سازمان ملل، نیروهایی را به مناطق پس از درگیری
اعزام می‌کند خلاصه اینکه افغانستان باید در بازیهای منطقوی احتیا ط کند واحساسات ناسنجیده به سود کابل نیست . شهباز شریف یک ادم ما جرا جو وعوام فریب است