سازمان ملل متحد، نه سازمان است نه ملل است و نه هم متحد

عبدالخالق صارم
...............................................................
قسمت بیست و سوم

در ادامه گذشته

8- صندوق بین‌المللی پول، تاراج‌گر منابع کشورهای قرض گیرنده

در خلال پنجاه سال اخیر، هیچ یک از مؤسسات مالی، مانند صندوق بین المللی پول، آن قدر عمیق در زندگی انسان‌های روی زمین، دخالت نکرده است، این نهاد آدمخوار، از آغاز تأسیس خود و بعد از جنگ جهانی ( اروپایی) دوم، جغرافیای اشغالگری خود را تا دوردست‌ترین مناطق کره زمین، گسترش داده است، قبل از آن، ده‌ها سال، در آفریقا و آسیا، مشغول به چور و چپاول بود و در آنجا هیچ کشوری نیست که این صندوقچه شیطان، سیاست های آدمخواری خود را برای یک بار و یا بیشتر در ارتباط با حکومت‌های موجود بر طبق منافع خویش، تطبیق نکرده باشد، بعد از هجوم سراسری بحران اقتصادی 2007م، محدوده چپاولگری خود را در اروپای شمالی گسترش داد و با رشد بحران در 2009 بخش جنوب اروپا را هم، مورد هدف قرار داد و اکنون که سال 1404ش، می باشد، 191کشور را درهفت قاره جهان، در چنگالِ اختاپوس‌وارِ خود گرفته است.

9- صندوق بین‌المللی پول، عامل گسترش فقر و جهل در جهان

رؤیای آمریکایِ غارتگر و دیگرچپاول‌گران غربی، همیشه با خون مسلمانان و با ثروتِ که همیشه از جهان اسلام، غارت کرده اند، بارور شده است و همین دزدان بین المللی بودند که سیستم پولی بین المللی را به نام صندوق بین المللی پول، تأسیس کردند، تا توسط این اداره شیطانی وعوام فریب، ثروت مسلمانان را کنترل و غارت نمایند و در مقابل فقر و جهل و جنگ و بدبختی را ترویج نمایند.

و طبق ویژگی های اساسیِ اقتصادِ کاپیتالیستی صندوق بین المللی پول، ثروت دیگر از طریق اقتصاد به چرخه در نمی آید، بلکه ثروت فقط در میان ثروتمندان در گردش می باشد و در نتیجه، همیشه ثروتمندان، ثروتمند بوده و همیشه مصروف مکیدن خون فقراء هستند و به طور دوامدار رشد می کنند و ثروتمندتر میشوند و این جامعه کوچک ثروتمندان حتی در دوران بحران اقتصادی نیز، بر ثروت خود می افزایند، در حالیکه فقراء نیز همیشه در زندان فقر اسیر هستند و حتی مصارف و هزینه تحصیلی خود را پرداخته نمی توانند که در نتیجه به تخلف، جهل، جنگ، رنج بی پایان و نابودی ایمان و ارزشهای شان، دچار میشوند.

اختلاف درآمد یک ثروتمند و یک فقیر در دوران قرون وسطی، به هیچ وجه با اختلاف درآمد یک مدیر مالی و یک شخص بیکار که از دولت برای مخارج خود، پول دریافت می‌کند، قابل مقایسه نیست، طورمثال جان پالسن، مدیر مالی صندوق پوشش ریسکِ آمریکا، در سال 2010م حقوقی معادل پنج میلیارد دولار آمریکایی دریافت کرده است که این مقدار به معنای درآمد روزانه بیش از 19 میلیون دولار است که 10 میلیون برابر حقوق هر یک از 5/2 میلیارد انسانی در جهان است که فقط دو دولار در روز درآمد، داشته‌اند.

این است همان آمریکای که سال هاست ما را در باره تبعیض گرایی، وعظ و نصیحت نموده است.

همچنین، در آمریکا، سیاهپوستان همیشه بدبخت و فقیر هستند، در حالیکه سفید پوستان بطور همیشگی ثروتمند می شوند و ثروت، فقط در دست ثروتمندان به گردش در می آید در حالیکه در آمریکا تعداد فقرایی که با کمک مؤسسه های خیریه و یا با جستجوی غذا در میان زباله ها و آشغالی ها، زندگی میکنند، بطور روز افزونی در حال افزایش است، این در حالیست که این گله های آدمخوار، از ما نیزمی خواهند تا باور کنیم که مدل اقتصادی آن‌ها پیشرفته ترین و پیشرفت زا ترین مدل اقتصادی بشریت است.

چرا و چگونه امکان دارد که صندوق بین المللی پول، این سازمان و نهاد شیطانی که برای میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، به جز درد، رنج، فقر، جهل، جنگ و بدبختی، دیگر دستاوردی نداشته است، همچنان بدون مجازات، به جنایات خود ادامه دهد و حتی اجازه داشته باشد که در آینده هم از حمایت و پیشتیبانی بی حد ومرز چپاولگران و مستکبرین، برخور دار باشد و تعداد از مسلمانان تک چشم و شستشوی مغزی داده شده نیز، تلاش دارند تا تضمین نمایند که جهان اسلام، از غرب باید تقلید کند.

ادامه دارد