قسمت اول
در تعریف روان شناسی می گویند که روان شناسی علم مطالعه ذهن از طریق مطالعه رفتار می باشد، یعنی ما با مطالعه رفتار های خشونتزا و تروریستی آمریکا علیه مسلمانان، درک می کنیم که در ذهن آمریکا چی می گذرد و با مطالعه انواع بیماری های روانی و اختلالات رفتاری نیز در می یابیم که آمریکا با این همه نسل کشی و غارت گری و اشغالگری و... از کدام بیماری های روانی و اختلالات رفتاری، رنج می کشد.
خداوند متعال، در قرآن کریم، برای شناختن حالات درونی به نشانه های رفتاری اشاره می کند و در آیات زیادی درقرآن کریم و خصوصاً در سوره منافقین، نفاق را یک بیماری قلبی معرفی می کند که همان بیماری روانی است و همچنین رفتار های منافقین را مانندِ دوگانگی بین گفتار وباور، سوگندهای فریبکارانه، بازداشتن دیگران از راه حق، تکبر و خود برتربینی و... دلیلِ برای نفاقِ درونی آن ها، معرفی کند.
البته من در این جا از رفتار های آمریکا و شرکای جرمی اش، در جزیره جفری اپستین، چیزی نمی نویسم و آن را به یک مقاله مستقل واگذار می کنم که اگر زندگی همراهی مان نمود، در این مورد به یاری الله متعال، خواهم نوشت و در این جا و در باره جزیره جفری اپستین به همین اکتفاء می کنم که این مدافعینِ دروغینِ حقوقِ زنان و کودکان که مسلمانان را در باره حقوق زنان وکودکان، وعظ و نصیحت می کردند، خودشان، در آن سوتر و در جزیره جفری اپستین، خون زنان و دختران خرد سال را با یک آله مخصوصی، تا آخرین قطره، کشیده و می نوشیدند و بعد از آن، از گوشت زنان و دختران خرد سال، کباب و کرایی تهیه نموده و می خوردند، و اکنون و در این سلسله، می خواهم با مطالعه رفتار های داخلی و خارجی و موقف های غير عادى و فرهنگ وحشی آمریکا، بیماری های روانی این عنصر جنایتکار را، بشناسیم و طبيعت و ماهيت اين غولِ وحشی را به تحليل و بررسى بگيريم.
طرح ادعاهایی همچون آزادی، دموکراسی، حقوقبشر، حق انتخاب و امثال آن، زمانی که با لجستیک رسانههای متعلق به کاپیتالیزم، همراه میشود، تاحدودی میتواند آنها را در لباس مدافع مفاهیم تمدنی غربی و ضدبشری امروزی قالب کند و رسانه ها باید این نقش مقدماتی را برای توجیه سیاستهای داخلی و بینالمللی کاپیتالیست های کشورش بهخوبی ایفا کند، اما می بینیم که سال هاست دیگر ساکنان متروکه های متمدنِ غرب شرارت پیشه، با شنیدن دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کودکان و... این دروغ های آرمانی، از فرط ترس، دلهرگی وبالآخره آشوب، متوحش می شوند و به لرزه می افتند و باز این سؤال به ذهن همه خطور می کند که آیا این ها بیمار روانی، هستند و همچنین این ها از کدام نوعِ حقوق و از کدام بشر، حرف می زنند...؟!
بنا بر توهمات دموکراتیکی که آمریکا از مفهوم اصیل حقوق (واقعی؟!) بشر دارد، هرسال و هر روز و هر ساعت وبلکه هر دقیقه وهر ثانیه، باید منتظر فجایع جدیدی در آشفته بازار تمدن غوغا زده غربی و آمریکایی باشیم.
در این کشورهای عقب مانده، مرتجع، وحشت زده و تروریست مانند آمریکا، هیچ کس احساس امنیت نمی کند، در آن جا حتی پاپ، کشیش، شوالیه، نماینده پارلمان، نخست وزیر، کارگردان، تهیه کننده، بازیگر، مجری، معلم، آواز خوان، پلیس، داکتر، شاروال، دکاندار، راننده، استاد، انجنیر، وکیل مدافع، قاضی، هنرمند، رقاصه و... فرقی نمی کند، در هر بخشی از این جامعه آفت زده، هر کس به خود حق دریدن انسانیت را به بدترین و شنیع ترین شکل ممکن می دهد!
شاهد آن هستیم که در آمریکا و شماری از کشورهای به اصطلاح متمدن(؟!) اروپا، انجمنهای حمایت از حقوق روسپیها را دایر میکنند و قانون سقط جنین را به تصویب می رسانند که در حقیقت کشتن انسان و آنهم توسط مادرش را، به رسمیت می شناسند و همین کودککش ها بودند که تلاش داشتند تا قانون حمایت از کودکان را بالای ما تحمیل کنند !
اگر غرب را به عنوان یک جریان فکری در نظر بگیریم نه به عنوان یک محدوده جغرافیایی، در طول قرن های متوالی با استعمار انگلیس، فرانسه، اسپانیا، بلجیک، ایتالیا، آلمان، آمریکا، فجایع جنگهای جهانی (نه بلکه اروپایی) اول و دوم، جنگ افروزی در جنوب شرق آسیا، 80 سال نسلکشی و قتلعام مسلمانان فلسطین، تجاوز نظامی صلیبی به افغانستان و عراق و سوریه، کشتار مسلمانان بوسنی، روهینگیا و... حمایت از دیکتاتورهای منطقه و جهان، مدیریت و حمایت از فرقه ها ومذاهب منحرف، کودتا علیه نهضت های اسلامی مثل الجزائر، افغانستان، تاجکستان، ترکیه، سودان، مصر و...و صدها جنایت دیگر مواجه میشویم که هر انسان آزادهای را بهشگفت وا میدارد که چرا این جنایتکاران از این همه کشتن و دریدن و سوختن، لذت می برند و آیا این ها به بیمار روانی سادیزم، مبتلا هستند و همچنین این ها با کدام معیار، الگو و سابقهای به صحبت درباره مفاهیم حقوقبشری و انساندوستی مورد ادعای خود می پردازند!
با وجود قهقرای عظیمی که این جنایتکاران در فرهنگ خود به سمت خوی حیوانی و توحش شیطانی سیر میکنند، آمار بلندبالای روزمرهشان از جنایت و کشتار و تجاوز ثانیهای علیه بشریت، از حرکت باز نمیایستد و در داخل و خارج از این جوامع آفت زده نیز، مانند آمریکا، سال هاست که زالوهای چون دموکراسی، حقوق بشر، آزادی و امثال آن، خون انسان هارا درآنجا واین جا مکیده است !
هنگاميکه متوجه اعمال تروريستى، قتل هاى دسته جمعى، چپاول و غارت گرى ، دخالت در امور داخلى همه کشور هاى جهان و...که توسط ايالات مختلفه آمريکا صورت ميگيرد، نخست در من اين شک را پيدا کرده بود که شايد آمريکايى ها از انجام اعمال تروريستى، دهشتگردى، قتل و قتال و ويرانى، لذت مي برند، ولى هنگاميکه مليشه هاى صليبى آمريکائى در عراق، افغانستان و... اعضاى تعدادى از شهداء ما را قطع نموده، بطور يادگارى نزد خود نگاه میکردند، تا آن را در کلکسیون خاطرات خود ثبت نموده و به عنوان يک تحفه گرانبها طبق منطق بشر ستيز آمريکايى، به پيشگاه پاپ کليسا تقديم کنند، اين شک من ديگر به يقين تبديل گرديد و درک کردم که طبيعت و ماهيت آمريکاى جنايتکار همين را ايجاب ميکند و اين خود يک بيمارى روانى است که علاوه از تأثيرات منفی کتاب های تحریف شده و تروریستی تورات، انجیل و تلمود، یکی از عوامل دشمنی غرب و آمریکا با انسانیت، نهفته در همین بیماری های روانی است که این شرارت پیشگان از آن رنج می کشند.
این همه خشونت، وحشت، ترور، آدم کشی، وضعیت اجتماعی، اخلاقی وجنسی افسار گسیخته درآمریکا و دیگر جوامع غربی، از آن ها جانور های چاقو بدست ساخته است که نفاق، سادیسزم، دوگانگی شخصیت، افسردگی، عقده مندی و دیگر بیماری های روانی، در نهاد شان، نهادینه شده است که این خود یکی از مهمترین عوامل اشغال، ترور، ویرانی، چور و چپاول در جهان اسلام توسط این یاغیان قانون گریز می باشد.
علاوه از این همه قتل و ترور وحشت، یک نگاهِ کوتاه و اجمالی به وضعیت فلاکتبار زندگی غربیان، وغرب زدگان، افسردگی، بیماری های روانی، خودکشی، از هم گسیختگی جنسی، فروپاشی خانواده و... و تاریخ پر ابهام آمریکای خونخوار وکشورهای جنایتکار غربی، سؤالات بسیاری را به ذهن انسان متبادر میکند که بهراستی این ها چی نوعِ از انسان هستند؟
آنچه که بحران امت اسلامی را جان فرساتر می سازد این است که غرب و آمریکای جنایت پیشه از گذشته های دور، تلاش کرده است تا این فرهنگ بشر ستیز و این وضعیت فلاکتبار اجتماعی و اخلاقی خود را درقالب های دموکراسی، حقوق وآزادی زن، ترقی وپیشرفت و... بسوی کشورهای اسلامی از جمله افغانستان صادر کند!
جرج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا درسخنرانی خود به تاریخ 29 / 1 / 2002م، درکنگره آمریکا و در مراسم (وضعیت ائتلاف یهودیان ومسیحیان) از پلان های آینده خود درباره جهان اسلام وافغانستان، چنین گفته بود:
(.... می خواهم به سمع تان برسانم که زنان افغانی دیگر برای همیشه حجاب را ترک کردند، ودختران جوان افغانی به مکاتب می روند تا این موضوع را یاد بگیرند که به نعمت غربی آمریکایی چگونه دست یافتند!
سریال های تلویزیونی... دیگر به زندگی افغان ها برگشته است، واکنون افغان ها می توانند آزادانه در هرگوشه کشور خود سفر نمایند وکوکنار کشت نمایند!
........ ما راه طولانی پیش روی داریم که باید آن را درتعدادی از کشورهای اسلامی بپیماییم، ما تاوقتی که تک تک مسمانان را خلع سلاح نکنیم و او را بی دین ودوست آمریکا نسازیم واز روی تک تک زنان مسلمان، حجاب را نبرداریم، از تلاش خود دست نخواهیم کشید!
بعد ازین لحظه جهان دیگر این حق را خواهد داشت که شراب بنوشد، از مخدرات استفاده کند، هم جنسگرایی کند، خیانت های خانوادگی انجام دهد، چور وچپاول کند، قتل کند وفلم ها ونوارهای سکسی را داخل هتل ها واتاق های خواب خود مشاهده کنند!)
اکنون بیایید با هم تعداد ازجنایات سادیستی و رفتار های غیر عادی آمریکا را مطالعه کنیم:
ادامه دارد