سازمان ملل متحد، نه سازمان است نه ملل است و نه هم متحد
سازمان ملل متحد، مؤسس و بنیانگذار حقوق زن و کودک، به سبک جزیره جفری اپستین، است.
عبدالخالق صارم
...............................................................
قسمت بیست و چهارم
در ادامه گذشته
رسواییهای جفری اپستین، آغاز ماجرا نیست، بلکه ادامه سریال کمدی و اسکوزوفرنی دردناکی از نفاق و ریاکاری وحشیانه غرب زنستیز و کودککش است که سازمان ملل متحد، مؤسس و بنیانگذار این نوع از زن ستیزی و کودککشی می باشد.
اسناد منتشر شده در مورد جزیره جفری اپستین، از جمله ارتباطات و تماس های سری و مخفی دبیرکل سازمان ملل متحد و همچنین اسناد های منتشر شده در مورد نقش باند جفری اپستین در باره اجراءات سازمان صحت جهانی در مورد همهگیری ویروس کرونا، خود ضربهای مرگباری بر پیکر سازمان ملل متحد و سازمانهای مشکوک و وابسته به آن است که این سازمان ها همه توسط جنایتکاران جهان از جزیره دجال(جفری اپستین) کنترل و مدیریت میشدند!
با این ضربه مرگبار، ماهیت واقعی سازمان ملل متحد و سازمان های بینالمللی وابسته به آن، افشا گردید و بعد از هشتاد سال نیرنگ بازی و عوامفریبی، پرده از چهره شان، پایین افتید و سیمای غدر و خیانت و چهره از فساد و جنایت این های که بیشتر از هشتاد سال خود را کبوتران صلح و مدافعین حقوق زنان و کودکان، جا زده بودند، برملأ گردید و کاخ ها و برج های حقوق بشری را که بر جمجمه ها و لاشه های بشر، بلند نموده بودند، همه یک سره فروریخت.
بیایید باهم، ماهیت واقعی وچهره ترسناک این مدافعین دروغین زن و کودک را در روشنی داستان های وحشتناک و به بیرون درز کرده، جزیره جفری اپستین، مطالعه کنیم و سریال زن ستیزی و کودک کشی به سبک دموکراسی غربی را باهم مشاهده کنیم!
ماهیت واقعی این زن ستیزان و اسرار و راز های پنهان کرده شان، از آن جزیره شیطانی سر بر آورد که این جنایتکاران، در آن جا از گوشت زنان و کودک دختران خرد سال، کباب و کرایی تهیه نموده و می خوردند.
بلی
این های که سال ها، بلکه دهه ها، حقوق زنان و کودکان را، نشخوار می کردند و از وقوع ازدواج های خرد سالی، همه را بر حذر می داشتند و مسلمانان را در باره حقوق زنان، وعظ و نصیحت می کردند و گاهی در برابر عدسه دوربین ها، سگ و گربه مريض را تداوی و درمان نموده و برای شان غذا می دادند، اما در آن سوتر، و به دور از دفاتر و لباس های رسمی خود، این ها چهره واقعی و پنهان کرده خود را، تبارز داده و با وحشت و قساوت بی سابقه در تاریخ طولانی بشر، بعد از تجاوز جنسی به دختران خرد سال، مانند کفتار های درنده، بر این زنان و دختران حمله نموده و گوشت های شان را میان خود تقسیم می نمودند.
نمی دانم چند جزیره دجال دیگر، مانند جزیره جفری اپستین، باید سر برآرد، تا هویت اصلی و ماهیت واقعی شعار های مانند دفاع از حقوق زنان، محو خشونت علیه زنان، آپارتاید جنستیی، مساوات میان زن و مرد، خود کفایی زنان، رشد استعداد های زنان، توانمندی سازی زنان، جلوگیری از کار کودکان و...که توسط مردان و زنان اپستینی و غرب زده، نشخوار می گردد را، نیمچه سکولار های جهل زده و ماده بوفالو های فراری ما بشناسند.
تمدن غرب که بر جعل، دروغ، فساد، استبداد، چپاولگری و خونخواری، استوار می باشد، سال های طولانی، خودرا انسانگرا جازده و دین خود را انسانیت قلمداد می نمود و اخلاق انسانی و زیست باهمی و همدیگر پذیری را، عربده می کشید، اما با محاصره و نسل کشی مردم غزه، از ناحیه همان انسان گرایی مورد ادعای خودشان، سقوط کردند و با انتشار رسوایی های جفری اپستینی، از ناحیه همان اخلاق که از فراز تریبون های بین المللی آن را می جویدند، سقوط کردند و اکنون دیگر تاریخ استهلاک این تمدن وحشی و بشر ستیز به پایان رسید.
نسل کشی مردم غزه و رسوایی های جفری اپستینی، نشان داد، کسانی که جهان و حکومتهای جهان را به نام "سازمان ملل متحد" کنترل میکردند، چیزی نبودند به جز یک سیستم شیطانی، خونین، آدم کش، وحشی، آدمخوار، افسارگسیخته جنسی و... که جهان را از نیویورک، این پایتخت دجال، با روسپی گری، قاچاق انسان، زن ستیزی، آدمخواری، پول پرستی، قماربازی، شیطان پرستی و جاسوسی، کنترل میکرده است!
البته این زن ستیزی و کودک کشی از این گله های آدمخوار که سازمان جهانی مانند سازمان ملل متحد اشان را در فاحشه خانه ها تأسيس نمودند، بعید نیست.
بلی! سازمان ملل متحد در فاحشهخانه تأسیس گردیده است و من در گذشته بخاطر نبود فرصت کافی، نتوانسته بودم که در این باره با تفصیل صحبت نمایم!
قضیه از این قرار بود که:
خانم سالی استنفورد یکی از بدنامترین دلال فحشاء و واسطه فساد در شهر سانفرانسیسکو آمریکا بود که حتی به نام ملکه امپراتوری شب، لقب یافته بود، او چندین فاحشهخانه افتتاح کرده بود که برجستهترین آنها فاحشهخانه نوب هیل، در جاده پاین استریت 1144بود.
فاحشهخانه پاین استریت 1144، در منطقهٔ نوب هیلِ سانفرانسیسکو، یکی از مشهورترین، پرحاشیهترین و بدنام ترین، خانههای فساد در تاریخ بود که خانم سالی استنفورد حتی سرویس تحویل درب منزل را نیز برای مشتریان خود در نظر گرفته بود.
سازمان ملل متحد نیز بارنخست در سال 1945م به عنوان یک فرزند حرامزاده و نامشروع، در همین فاحشهخانه مشهور و متعلق به خانم سالی استنفورد، تولد گردید که در آن فاحشهخانه، نمایندگان 50 کشور ملاقات های اپستینی داشتند و از مشتریان بسیار وفادار خانم سالی استنفورد، به حساب می آمدند، زیرا خانم سالی استنفورد برای آن ها کالاهای تجارتی بسیار با کیفیت را عرضه می نمود! و این مشتریان، همیشه جلسات خودمانی خود را در ساقی خانه ها و گرمابه های این فاحشه خانه، با شراب نوشی و قمار بازی و عیاشی ترکیب می نمودند که ناگاه همین مشتریان خانم سالی استنفورد، پس از یک سری جلسات، سازمان ملل متحد را تأسيس نموده و منشور سازمان ملل متحد را اعلام کردند و بعد ها، شهر نیویورک این پایتخت دجال را، به عنوان مقر اصلی خود انتخاب نمودند.
جالب این است که این خانم بعد ها و در سال 1972م، به صفت عضو شورای شهر ساوسالیتو تعیین گردید و در سال 1976، منصب شاروالی همین شهر را نیز بدست آورد و بعد از وفاتش، مردم آمریکا برای گرامی داشت وی، آب فوارهای بنا نموده و به نام او نام گذاری نمودند.
لذا بنیان گذاران سازمان ملل متحد، که دیروز، در فاحشه خانه ها برای تصمیمگیری در مورد سرنوشت جهان، در خمر و باده غرق بودند و به زنان تجاوز میکردند و امروز نیز، ادعا دارند که به قوانین بینالمللی پایبند هستند و برای تعیین سرنوشت جهان جلسه دایر می کنند و از حقوق زنان و کودکان، دفاع می کنند.
نمی دانم این فرزندان نامشروع خانم سالی استنفورد، از کدام قانون حرف می زنند، یا شاید همین قوانین باشد که بیشتر از هشتاد سال بعد از تأسیس سازمان ملل متحد، از جزیره جفری اپستین، سر بر آورد.
ما در این لحظه به چند پرونده محدود جزیره جفری اپستین که به سازمان ملل متحد، ارتباط می گیرد، به طور خیلی فشرده اشاره می کنیم، تا ماهیت سازمان ملل این باند شیطانی و آدم کش، خوب تر، شناسایی گردد، و اما کارنامه جفری اپستین و مردان و زنان همکار وی، به نوشته جداگانه و طولانی ضرورت دارد.
أ- پیتر جان دالگلیش، نماینده سابق سازمان ملل متحد در افعانستان و مدیر یونیسیف!
پیتر جان دالگلیش، نماینده سابق سازمان ملل در افغانستان و مدیر یونیسف و همچنین مشاور سازمان ملل در برنامههای مبارزه با به کار گماشتن کودکان و همچنین مؤسس، سازمان حمایت از کودکان خیابانی و محروم و همچنین مشاور فنی اصلی برنامههای مرتبط با کار کودکان در سازمان بینالمللی کار در نپال و همچنین نماینده کشوری سازمان ملل متحد در امور اسکان بشر، در افغانستان از 2010 إلى 2015م، و حتی او در سال 2016، نشان حقوق، یکی از بالاترین افتخارات غیرنظامی کانادا، را برای کاربشردوستانهاش دریافت کرد.
اما چهره دیگر این جناب عالی
او در سال 2018، در نپال بخاطر آزار جنسی و تجاوز به کودکان، بازداشت شد، در جریان تحقیقات، او با دو پسر 12و 14 ساله در خانهاش دستگیر شد و متهم به تجاوز و آزار جنسی شد و در سال 2019 محکمه او را به 9 سال زندان محکوم نمود، اما این حکم به خاطر شناخت های بینالمللی او و فشار سیاسی، کاهش یافت.
پیتر جان دالگلیش، که از او یک قهرمان و خدمتکار کودکان ساخته بودند و جوایز و افتخارات بینالمللی زیادی را به وی بخشیده بودند، اما اکنون کشف گردید که او یک تجاوزگر جنسی و قاچاق چی بیش نبوده است که این کودکان را بعد از تجاوز جنسی، به جزیره جفری اپستین قاچاق می کرده است و سازمان ها و مؤسسه های او برای کودکان، در حقیقت دام های بوده است که کودکان توسط آن شکار و بعد از تجاوز جنسی، به خارج قاچاق می گردیده است.
ب- خانم هند العویس، از امارات، مشاور ارشد سازمان ملل متحد!
خانم هند العویس، یکی از زنان فمینیست از امارات بود که همیشه شعار های حقوق زنان و توانمند سازی زنان و خود کفایی زنان و سرمایه گذاری بالای زنان و حقوق کودکان و... را، نشخوار می نمود.
پروندههای اپستین آنچه را که در میان اپستین و این خانم، اتفاق افتاده است، افشاء میکند:
ایمیلهای فرستاده شده از اکتبر 2011، تا می 2012، نشان میدهد که میان جفری اپستین و خانم هند العویس، تماس های مستقیم و مکرر، وجود داشته است.
در اکتبر 2011، جفری اپستین به خانم هند العویس،چنین گفته است:
"کسی را می شناسم که فکر میکنم ممکن است برای وظیفه آینده شما مفید باشد و او امروز اینجا در خانه من است."
واین مکالمه تقریباً چهار سال پیش از تعیین نمودن خانم هندالعویس، در سازمان ملل متحد، انجام یافته است که بعداً در سپتامبر 2015م، این خانم بواسطة جفری اپستین، به عنوان مشاور ارشد دفتر رئیس جمهور در سازمان ملل متحد، نماینده امارات متحده عربی، تعیین می گردد.
ایمیلهای مربوط به ماه می 2012، نشان میدهد که هماهنگی برای جلسات آخر هفته، میان اپستین و هندالعویس، ادامه داشته است.
و بعد از این جلسات است که، هند العویس به سازمان ملل متحد می رسد، نخست به عنوان مشاور در نمایندگی دائمی امارات متحده عربی در سازمان ملل متحد و بعداً در 7 سپتامبر 2015، به عنوان مشاور ارشد در مقر سازمان ملل متحد (زنان سازمان ملل متحد، در نیویورک) تعیین می گردد و در این روز های که طشت رسوایی این خانم از بام افتاده است، به صفت مدیره کمیته دائمی حقوق بشر امارات متحده عربی، فعالیت میکرده است.
خانم هند العویس که همیشه از سرمایه گذاری بالای زنان، حرف می زد، در یکی از ایمیلهای خود برای اپستین، چنین میگوید:
آیا در شهر هستید؟ خواهرم، هلا العویس، اینجاست و من خیلی چیزها در مورد شما به او گفتهام... میخواهم او شما را ملاقات کند... به من اطلاع دهید چه وقت!
و من خیلی هیجانزدهام که شما را ببینم و شما را به خواهرم معرفی کنم، البته خواهرم، خیلی زیباتر از من است!
جدول برنامه کاری اپستین، در 28جنوری سال 2012، یک ملاقات شخصی وی را با هند العویس و خواهرش هلاالعویس، نشان میدهد و ایمیلهایی فرستاده شده از همان روز نشان میدهد که اپستین می گوید: « می خواهم وقت بیشتری با هر دوی شما داشته باشم» و هندالعویس در پاسخ گفته است که: «آماده کردن یک دختر خیلی دشوار است، چه برسد به دو تا...»
دهها پیام که عشق و اشتیاق هندالعویس به اپستین و قرار گذاشتن ملاقات ها با وی و رد و بدل نمودن تحفه ها با وی را، نشان می دهد وجود دارد.
این خانم در دهها پیام از اپستین میپرسد که کجا هستی و با اپستین در شهر های پاریس، لندن، نیویورک و امارات، ملاقات می کند و حتی گاهی اپستین به پیام های او، حتی جواب نمی دهد.
او اپستین را به خواهرش معرفی می کند و صریحاً به اپستین می گوید که: " خواهرم از من زیباتر است" و حتی جدول برنامه های کاری وجود دارد که ملاقات این دو خواهر را با اپستین، در الجزائر و در خانه اپستین در نیویورک و حتی در خانه خود این خانم، در امارات، نشان می دهد.
ایمیلهای متعدد وجود دارد که هند العویس از اپستین، در باره پرونده طلاق خواهرش از شوهر آمریکایی اش، درخواست کمک می کند.
ایمیلهای متعدد دیگری نیز وجود دارد که هندالعویس، از اپستین، به خاطر فرستادن شیرینی دونات از نیویورک برای وی، تشکری می کند و در ضمن علاقه مندی خودرا به این نوع شیرینی، ابراز می دارد و اضافه می کند که تعیین گردیدن وی در سازمان ملل متحد با همکاری اپستین و در مقابل خدمات که به اپستین انجام داده است، صورت گرفته است.
این است وظیفه آن زنان که در کشورهای دموکراسی زده، حقوق زنان و کودکان را فریاد می زنند.
ج- خانم ملاله یوسفزی، سفیر صلح سازمان ملل متحد!
خانم ملاله یوسفزی، از سال 2017، به صفت سفیر صلح سازمان ملل متحد، تعیین گردید و در سازمان ملل، به وی وظیفه سپرده شد تا صدای کودکان محروم از تعلیم و آموزش باشد و جهان را نسبت به حق تحصیل دختران، آگاه و حساس کند.
این خانم، بنیادی را نیز به نام بنیاد ملاله، برای تعلیم و تحصیل دختران، در سطح جهانی تأسیس نمود، بنابراین، نوشتهها و نظریههای وی، نظر شخصی نه، بلکه در راستای مأموریتهای که سازمان ملل برای وی می سپارد، قرار دارد.
در پروندههای افشا شده ای جفری اپستین، نام ملاله یوسفزی و بنیادش نیز ذکر شده است و در این اسناد آمده است که ملاله و پدرش، ضیاؤالدین یوسفزی، که بنیاد ملاله را برای حمایت از تحصیل دختران در سطح جهانی تأسیس کردهاند، بنا بر گفته این منابع، این پدر و دختر، از این بنیاد، برای شناسایی کودکان آسیبدیده و بیسرپرست استفاده نموده و این کودکان را به خارج قاچاق نموده و به فروش می رساندند.
این است همان ملاله که اورا به عنوان مدافع حقوق زنان و کودکان، در سطح جهانی مطرح نموده و دشمنان اورا، افراد جاهل و تاریک اندیش و زن ستیز، معرفی کرده بودند.
این سازمانهای به اصطلاح خیریه و بشر دوستانه غربی، در حقیقت گودالی های بودند که در داخل آن، حیوانات درنده و شکارچی دموکراسی، کمین کرده و پنهان شده بودند تا امیال حیوانی و غرائز شهوانی خود را ارضا کنند!
ببینید که این سازمان ها در ظاهر ادعا داشتند که برای محافظت از کودکان، پناهندگان، امدادرسانی، و حمایت از زنان و مادران، و مدیریت حوادث و قحطیها فعالیت میکنند، مانند سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد، اما این ها در واقع فقط پوششی برای پنهان کردن اعمال وحشتناکی مانند استثمار و بهره کشی جنسی از کودکان، و زنان و ترویج مسیحیت تحریف شده، بوده اند.
اینجانب از نخستین روز نوشته شدن قانون اساسی افغانستان در سال 1382ش، و درعصر اشغال آمریکایی، که این قانون اساسی در واشنگتن نوشته شده و به کابل ایمیل گردیده بود، در رد و نقد این قانون اساسی، مقاله یی نوشته و آن را در سپیده دم یکی از روز های سال 1382ش، به داخل دفتر کمیسیون تسوید قانون اساسی، پرتاب نموده بودم، از آن روز تا اکنون، در افشا سازی ماهیت فمینیزم، سکولاریزم، جنگ فکری و پیامدهای خطرناک آن می نویسم و هوشدار می دهم و همچنین دروغ و درون کاواک بودن شعارهای زنان غربزده را که از فراز تریبون های سازمان ملل و ریاست های امور زنان، بلند می گردید، افشاء نموده، و واقعیت آمریکای تهی از انسانیت را، تشریح می نمودم، اما دیده می شد که گروهی مارا تروریست، رادیکال، جنگ سالار، مرد سالار، زن ستیز، هراس افکن، ستیزه جو، تندرو، متعصب و... قلمداد می کردند و گویا این قرائت که ما از اسلام داریم، مورد قبول آن ها نیست.
واکنون که، رسوایی های جزیره جفری اپستین، عورت غرب شرارت پیشه را، بیشتر از پیش، برهنه نموده و بیماری روانی دوگانگی شخصیت این وحشی ها را، تشخیص داد و مشت کوبنده ای بر دهن همهی آنهایی نواخت که همیشه از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر غربی و... عربده می کشیدند.
بعد از این همه شاید درک کرده باشند که آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق کودکان، حقوق زنان، آزادی بیان و ... این شعار ها همه عروسک های خیمه شب بازی بودند که در عقب خود، هیولاهای استخباراتی، صلیبی، یهودی، صهیونیستی، وحشی، تروریست و آدم کش را پنهان کرده بوده است، هیولاهای که از فریاد انسان در لحظه شکنجه، لذت می بردند و از گوشت انسان خود را تغذیه می نمودند.
ادامه دارد