د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

آیا در سدیدگاۀ پدرام ها و بهزاد ها اصطلاحی به اسم "سیاست زبانی یک مملکت" وجود دارد؟

افغان تحرک 21.12.2016 21:12

١. توضیح اسم مرکب "سدیدگاه" :

از آن جای که نویسندۀ محترم جناب سیدهاشم سدید، در پورتال محترم آریانا افغانستان آنلاین، به تاریخ های دوازدهم دسمبر ٢٠١٦م. تحت عنوان "تأملاتی در باب معنی پوهنتون و دانشگاه و باور به وجود تمایز میان آن ها (بخش اول) می نویسند که،


"آرایشگاه ــ قتلگاه ــ نهانگاه ــ کمینگاه ــ لشکرگاه ــ خوابگاه ــ پنهانگاه ــ قرارگاه ــ مخفی گاه ــ تفرجگاه ــ کشتارگاه ــ کارگاه ــ رگاه ــ ایستگاه ــ حجامتگاه ــ شرمگاه ــ ختنه گاه ــ وعده گاه ــ زیارتگاه ــ ِ پایگاه ــ تکیه گاه ــ نظرگاه ــ بارگاه ــ قبله گاه ــ خ آزمایشگاه ــ شکنجه گاه ــ معیاد گاه ــ فروشگاه ــ تماشاه گاه ــ پالایشگاه ــ نمایشگاه ــ دستگاه ــ پرورشگاه ــ آرامگاه ــ عبادتگاه ــ دیدگاه ــ توقف گاه ــ دادگاه ــ سجده گاه ــ استراحت گاه ــ تجلی گاه ــ زادگاه ــ شکنجه گاه ــ نظرگاه ــ زایشگاه و ده ها کلمۀ مرکب دیگر آنقدر در زبان ما پیشینه تاریخی و مورد استعمال دارند، که حتا انسان های مکتب نرفته و معلم و ملا ندیده نیز نه تنها از وجود آن ها در زبان خویش آگاه هستند، که همه روزه چند و چند ده بار آن ها را در گفت و گو های روزمرۀ شان به کار میبرند."،


پس خارج از امکان نخواهد بود، که اسم مرکب "سدیدگاه" نیز از جملۀ همان "ده ها کلمۀ مرکب دیگر " باشد که جناب محترم سیدهاشم سدید، در نبشتۀ شان به آنها اشاراتی داشته اند.


پس کلمۀ "سدید" که در ادبیات افغانی ما تقریبا معانی

"عادل"، "محکم"، "استوار"، "راست"، "درست"، "باانصاف"، "شایسته"، "جوړ"، "مناسب"، "وړ"، "لګیدونکی"، "هوښیار"، "عاقل"، "معقول"، "منطقی"، "هوشمند"، "خردمند" و یا هم "باعقل"، "مدبر"، "په هوښیاریسره"، "قاضیانه"، "شایان"، "محترم"، "باارزش"، "ارزېدونکی"،
" داهمیت وړ"، ویا هم "ګران" را ارایه می کند، خارج از امکان نخواهد بود، که با ترکیب با پسوند "گاه" همان اسم مرکب "سدیدگاه" را به ما برساند!


٢. توضیح اسم مرکب "سدیدگاه" در عنوان این نبشته:

در عنوان این نبشته آمده است که:

"آیا در سدیدگاۀ پدرام ها و بهزاد ها اصطلاحی به اسم "سیاست زبانی یک مملکت" وجود دارد؟"



مفهوم این عنوان بدآن معنی می باشد که: "آیا در راستگاۀ پدرام ها، بهزاد ها و همقطاران شان چیزی به نام "سیاست زبانی یک مملکت" وجود دارد و یا خیر، زیرا سیاست های زبانی هر مملکت، باید ضامن منافع ملی همان مملکت باشد!


آغاز سخن:

بعضی ها آگاهانه، بعضی ها هم نا آگاهانه برای تجاوز کشور ایران در افغانستان عزیز ما و نیز برای توسعه طلبی های منطقوی کشور ایران، نه تنها به اصطلاح به "بحث های زبانشناسانه" و نمیدانم بحث های دستوری و یا هم به بحث های گرامری خود را به اصطلاح "گنگس و گول" می سازند که بعضی اوقات حتی در پشت یک نوع همزه و یا پشت یک نوع" هی گردک" چند صد سال سرگردان می گردند، و هر گاه از وی سوال کنی، که جان برادر پشت چی می گردی و هدف ات چه است، آنوقت است که بالایت قهر می شوند، و اگر خدای نا خواسته از دهنت برآمد که "تو از اول همزه نداشتی" پس در این صورت "پشت کدام همزه" این قدر خود را سرگردان و ما را گنگس می سازی؟ همانجاست که یخن ات را می گیرند و ادعا می کنند که خدای نا خواسته به "فرهنگ ما" توهین کردی.

این است مرکز صقل مشکل "فرهنگی" بعضی از به اصطلاح "روشنگران وطنی ما" که بعضی ها آگاهانه، بعضی ها هم نا آگاهانه برای تجاوز کشور ایران در افغانستان عزیز ما و نیز برای توسعه طلبی های منطقوی کشور ایران، بعضی های شان غافل گیر شده اند، بعضی های شان به کرایه گرفته شده اند، بعضی های شان خود را فروخته اند و بعضی های شان از شدت تاثیرات جنگ های چهار دهۀ اخیر، هنوز هم "تب دارند" و هزیان می گویند.

به هر صورت هرگاه از موضوع مشکلات "فرهنگی ما" که با علم زبان شناسی و شاخه های پر بار آن علم دست و گریبان است، گذشته و موضوع را به قضاوت زبان شناسان مدبر و حرفوی بگذاریم، آیا فقط و فقط یک علم زبان شناسی خواهد توانست همه مشکلات جامعۀ ما را حل نماید؟

واضعیست که در اینجا جواب منفی است:

زیرا،

تقریبا از دونیم صدسال بدینسو در جهان تخصص در رشته های مختلف به وجود آمده است، یعنی ما نمی توانیم "منکر" دیگر علوم بوده، فقط و فقط تحمل شنیدن "چرندیات"، پروپاگند و تبلیغات مغرضانۀ کشور ایران را به هموطنان عزیز خود، توصیه و پیشنهاد نماییم.


- مثلا بحث و جدال بالای اصطلاحات "پوهنتون" و "دانشگاه" فقط و فقط یک بحث به اصطلاح "زبانشناسانه" نیست که بعضی ها فکر می کنند با آوردن چند پشتاره پسوند"گاه" استدالی صورت گرفته است، بلکه اینجا یک بحث حقوقی توقع میرود، که چرا بجای یک اصطلاح ملی ما، یک اصطلاح ایرانی به پوهنتون های افغانستان از جانب کشور ایران فرستاده می شود، و همچنان مزدوران رژیم ایران چه حقی دارند چه حقی دارند مصطلحات ملی ما را به کشور ایران بفروشند؟


- مزدوران رژیم ایران چه حقی دارند که پسوند کلمۀ فارس را، بر زبان شیرین دری ما بچسپانند؟
مگر چسپاندن پسوند کلمۀ فارس و یا هم چسپاندن پیشوند کلمۀ فارس بر زبان شیرین دری ما را باید از لابلای سفسته سرایی های "ماده رندانۀ" تاریخ های تحریف شده دریافت نمود، و یا اینکه علم حقوق و قانون اساسی ما را باید احترام نمود که با صراحت زبان دومی رسمی مملکت را زبان دری می پندارد؟

واضعیست که قانونیت و پیروی از قانون است انچه مردم رنجدیده و جنګزدۀ ما ضرورت دارد، نه نوکری به ایران و یا مزدوری برای پاکستان و یا هم نوکری به امریکا، روسیه، عربستان سعودی، انګلستان و یا ترکیه !


پس سفسته سرایانی که قانونشکنی کنان به باداران ایرانی شان مصروف و مشغول خدمت اند، با منافع ملی افغانستان در چه یک نوع ارتباطی قرار دارند؟


موضوعی قابل تعجب به این ارتباط این است، که بعضی کسانی که به به صادرات مغرضانۀ کالای "تبلیغاتی-فرهنګی" کشور ایران به افغانستان عزیزما ایراد نمی گیرند و ورود آن ها را در زبان دری ما تهاجم فرهنگی نمی خوانند، در این رابطه مهر سکوت بر لب نهاده اند، باوجود اینکه خود را منتقد و محقق ، روشنګر و نمی دانم چطور و چنان می خوانند، ولی زمانی که موضوع منافع ملی افغانستان و ارتباطات ان با "سیاست زبانی مملکت" شد، به اصطلاح حاضرنیستند، حتی یک صفحه هم راجع به "سیاست زبانی مملکت" یک چیزی بخوانند.


امروز در حالی کی "سیاست زبانی" به حیث یکی از ساحات علوم سیاسی تدریس میشود، و هر مملکت دنیا از خود یک سیاست زبانی خودش را دارد که ضامن منافع ملی همان کشور می باشد، کشور ایران یک تعداد "افغانستانی های مشوش را" در خدمت خودش گرفته و "سیاست زبانی کشور ایران را در داخل افغانستان پیاده می کند".

-مگر همین سیاست زبانی انگلیس ها ویا سیاست زبانی کشور برتانیه و کشور فرانسه در کانادا نمی تواند به ما افغانها برساند که هر کشور از خود یک "سیاست زبانی" دارد و ما باید جدا متوجه "سیاست زبانی" کشور ایران در افغانستان باشیم؟

- مگر هفتاد سال سیاست زبانی روسها در بالتیکوم و بهره برداری روس ها از منطقۀ بالتیکوم، لتلند، ایستلند و غیره نمی تواند به ما افغانها برساند که هر کشور از خود یک "سیاست زبانی" دارد و ما باید جدا متوجه "سیاست زبانی" کشور ایران در افغانستان باشیم؟

- مگر سیاست زبانی کشور فرانسه در کشور بلژیک نمی تواند به ما افغانها برساند که هر کشور از خود یک "سیاست زبانی" دارد و ما باید جدا متوجه "سیاست زبانی" کشور ایران در افغانستان باشیم؟



بدون شک که امروز هر افغان ما اندکی سواد هم داشته باشد، میتواند معلومات مورد نظر خود را در هر ساحه، همچنان در بارۀ "سیاست زبانی" یک کشور به دست اورد، مګر اینکه مزدوران ایران قصدا "سیاست زبانی" افغانستان عزیز ما با صد بهانه و حیله در خدمت کشور ایران می خواهند قرار بدهند، از جمله وظایف ان مزدوران به شمار می رود، مگر اینکه چرا یک تعداد از به اصطلاح "محققان سرګردان ما" زبانشناسانه تا هنوز هم "هه گردک گمشدۀ خود را" در کنار مقبرۀ ساخته گی کروش صغیر می پالند، قابل پرسش "چرا" را دارد. اگر نوشته های این ها را تعقیب کنید، در آن ها وجود خصومت آشکار شان با "افغان" و "افغانستان" و همچنان چسپانیدن اصطلاح "فارس" به حیث پیشوند و یا پسوند زبان دری ما، توجیه پذیر نمی باشد.

----------------------------------------------

به امید مبارزۀ هر چه سریعتر و هر چه دقیقتر در راۀ مبارزه با فساد اداری!

به امید مبارزۀ هر چه سریعتر و دقیقتر با ایران محوری ها و پاکستان محوری های مخرب در افغانستان عزیز!

به امید دقت به کوچکترین واحد های کاری در هر ساحۀ کاری ما!

به امید اتحاد و وحدت هر چه بیشتر اقوام شریف افغانستان!

به امید صلح، ثبات، عدالت اجتماعی، قانونیت، ترقی و رفاه برای مردم رنجدیدۀ ما