د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

اعترافات: و تهمت های سید؟ خلیل الله هاشمیان

قاسم باز 21.11.2016 11:00

نظر به تعریف که اقای محترم  ف هیرمند  در همین پورتال افغان ـ جرمن انلاین در باره جرایم علیه امنیت عامه  در مورد جرایم امنیت عامه علیه دولت  چنین مینویسد.
525ـ  « به اعمال ارتکابی يی اختصاص يافته که - در فصل دوم همین باب قانون جزای افغانستان 44(  ماده ) 594
بنام جرايم علیه امنیت داخلی دولت مسما گرديده است، دراين اعمال جرايمی نظیر براندازی مسلحانۀ نظام دولتی
تعرض به حیات رئیس جمهور، مجبور ساختن رئیس جمهور[ پاچا ]به تصمیمی که موصوف ارادتاً موافق نباشد، دعوت و
تحريک کردن اردوی افغانستان به قیام مسلحانه، و ده ها جرم ديگر که غالب آنها را جرايمی از نوعی ارتکابی
توسط مؤظفین خدمات عامه يا مامورين و کارمندان دولت تشکیل می دهند،»

پس به اساس این تعریف و این مواد قوانین جزا و احکام قوانین مدنی، پدر و کاکا های اقای سید خلیل الله هاشمیان یکی از افراد بودند که در برانداختن حکومت ملی، علم پرور و اسلامی شهید محمد نادرخان و سردار محمد هاشم خان صدراعظم دست خود را به متمردین هر یک محمد افضل خان و محمد علم خان ، خانان شینوار که انها به مدت شش ماه بطور چریکی به دولت ملی انوقت شهید نادرخان مسلحانه جنګیدند و بعد از شکست فاحش انها به پاکستان ګریختند، اعضای فامیل اقای هاشمیان از قبیل پدر و کاکا وی به حیث مامورین دولتی در انوقت دست خود را با افضل خان و علم خان شینواری به این جنایات کاران یکی کردند بودند. ولی خوشبختانه به درایت حکومت انوقت این اغتشاشګران خاین سرکوب شدند، این دو برادران خانان شینواری هر یک ،علم خان و افضل خان بعد از شکست، شرم سار به باداران لاهوری پاکستانی پناه بردند، انها به این کار شرم ابدی را به خاندان خود و خاندان اقای هاشمیان کمایی نمودند ، خاندان و فامیل هاشمیان بخصوص پدر هاشمیان و کاکا هاشمیان این ناشکران تعویذ نویس، کوډګر، جادوګر و شوشست ( څاښت نویسان ) بانهم که سردار محمد هاشم خان به این فامیل در ان وقت زیاد امتیازات داده بود، ولی اینها از ان اعتماد سو استفاده نموده بر علیه حکومت و دولت انوقت به اعتشاشګران پیوستند. و در نمکدان اب ریختند.
جای تعجب در اینجا است که امروز اقای سید؟ خلیل الله هاشمیان مدیر مسول ایینه هاشمیان به چی افتخار از خیشاوندی به این فراریان و اغتشاشګران یاد اوری می نماید و از انها پشتبانی میکند. خجالت اور اینکه هاشمیان از داد و ګرفت یعنی در عقد در اوردن دختران و پسران یک ماه به چی غرور جاهلانه خود به این موضوع غیر شرعی و غیر انسانی که اینګونه وصلتها هم در شریعت اسلامی هم  در حقوق بشری و حقوق مدنی محکوم ګردید. ولی جناب هاشمیان به چی افتخار از این وصلت یاد اوری مینماید. 
خوانندګان ګرامی، بخدا قسم اګر این ګونه وصلت ها در بین مردم بومی که از سیولایزیشن شدن بوی نمیبرد، اګر شنیده و یا دیده باشم، این ګونه و صلت های فامیلی را بار اول از قلم اغای هاشمیان خواندم.
کفر ګر زی کعبه خیزد کجا ماند مسلمانی؟ 
هموطنان ګرامی.بخاطر وضاحت موضوع میخواهم بالای چند مسله  که اقای هاشمیان در نوشته ای خود به ان اشاره نموده،  کمکی مکث نمایم و بخاطر رد ادعاهای دروغین وی چند کلیمه محدود بنویسم.
 الف -  جناب اقای هاشمیان، اګر من واقعآ بفهمم که فامیل تعویذ نویس و کوډګر، جادوګر و( شست شو) شما طرفداران امان الله خان میبودند ایمانآ یک کلیمه را بر ضد شما و فامیل تعویذ نویس شما نمی نویشتم، چون خوب میدانم که اعضای فامیل ات که در وقت امان الله خان حاکم در پکتیکا بود، ان فرد فامیل شما دست خود را همرای مردم اغتشاشیون سلیمان خیل که انها طرفدارن ملا لنګ و حضرات بودند یکی ساخته بود، وی زیر پرده در بین مردم سلیمان خیل بر ضد امان الله خان تبلیغات سو می نمود،
 ب – زمانیکه اعلیحضرت محمد نادر شاه شهید قدرت را ګرفت، مرحوم سردار محمد هاشم خان به پدر شما و کاکاهای شما موقیف های خوب داد، این شما کوډګران بودید که قدر پاداش را ندانستید. راست ګفتند. ګرګ زاده ګرګ شود ګر چی به ادمی بزرګ شود. این چطور میشود که یک فامیل هم امانی باشد و هم در زمان محمد نادرشاه و هاشم خان نادری و به انها مقرب باشد؟
جناب هاشمیان، نه خودت و نه فامیل تعویذ نویس تان کدام افتخار عالی دارید که باعث سر بلندی تان ګردد، شما مجبور هستید که خود را در زیر نام نیک غازی امان الله خان بپچانید. زمانیکه از دفتر اعلیحضرت محمد ظاهر شاه از روم بخاطر مصارف مجله شما پول میامد در ان وقت شما ظاهر شاهی بودید ولی وقتیکه چشمه ان پول سر شما خشک شد فورآ از ظاهرشاه روګردان شدید. اقای هاشمیان من در سال ۲۰۰۷ در کابل همرای دو نفر که در انوقت در دقتر پادشاه کار میکرد من از شما در مقابل ادعهای انها از شما دفاع میکردم ولی انها برایم به اثبات رسانید که یک وقت بشما از دفتر شاه سابق بنام خرچ مجله تان یک مقدار پول میامد.
من از خدا خود شکر ګذارم که بمثل یک څارنوال و مدعی العموم ورزیده از شما در باره ارتباطات تان با حزب پرچم اعترافات کتبی ګرفتم. ولی این را هم خوب میدانم که اعضای حزب پرچم از شما سو استفاده زیاد نمود، و در اخیر شما را بمثل یک تیکه استعمال شده شما را بدور انداخت، چون انها فولاد های اب دیده بودند و انها شما را خوب میشناخت.
این شعر ذیل را بخاطر شما کمکی دست کاری نمودم 
دیدی خشم قاسم را به هاشمیان چی کار کرد
نقش که او را کار زد تاریخ زیر پا کرد.

ج - هاشمیان در مورد برطرفی از وظیفه رسمی شان از سفارت افغانی در انګلستان یک مکتوب رسمی مورخ ۲۵ فبروری که به امضای مرحوم مارشال سردار شاولی مزین است، وی بخاطر بی ګناهی  خود که در ان مکتوب از کرایه  طیاره و یا کشتی تذکر رفته نشر نموده، ولی این اقای نمی داند که این ګونه مکتوب ها به هر افغان که در نمایندګیهای افغانستان در بیرونی کار میکرد از طرف سفرا به تمام مامورین چی انها معزول و برطرف، چی تبدیل می شدند داده میشد، هاشمیان بعد از ګمشدن ګردنبد خانم مرحوم مارشال شاولی خان در فرصت بسیار کوتا با خانم انګلیسی عروسی مینماید. در انوقت عروسی به یک خانم انګلیس مصرف زیاد کار داشت انهم بمثل کشور انګلستان .
د ـ هاشمیان در انوقت که از وزارت خارجه رانده میشود ، نمی ګوید که سردار محمد نعیم خان در انوقت در وزارت خارجه چی کاره بود؟.
هه - هاشمیان تقرر اینجانب را در وزارت عدلیه نفوذ پدرم میداند، ، ولی این را نمی ګوید که قاسم باز بحیث یک افغان و بحیث یک فارع التحصیل ریشته فلسفه حق داشت که بحیث یک څارنوال پاین رتبه مثل دیګر څارنوالان مقرر شود. من از اقای هاشمیان سوال دارم و میخواهم بدانم که جناب شما به کدام تحصیلات عالی در زمان صدارت مرحوم شاه محمود خان شامل ماموریت رسمی در وزارت خارجه شدید، به انهم که پدر و کاکاهای شما بحیث افراد متمرد به پنج و ده سال محکوم شده بودند، چرا من که پدرم دوست جانه جانی شهید داوودخان بود من در مربوطات وزارت خارجه مقرر نشدم ولی برعکس شما شدید.
ر- هاشمیان انقدر ناتوان شده که فرق بین حقیقت ګفتن افراد که دروغهای دیګران را بمردم ماده وار روشن و واضح میسازد. وی این عده اشخاص حقیقت ګو را بنام وکیل الدعوای محمد داوودخان وانمود میسازد. اګر این ادعای مزخرف وی درست باشد پس داکتر صاحب سید عبدالله کاظم، جناب محترم استاد کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی، جناب دیپلومات ورزیده اقای عبدالجلیل جمیلی صاحب، جناب نجیب داوری صاحب، جناب اقای افغان صاحب، جنابه خواهر محترمه نصیبه اکرم حیدری جناب خان اقا سعید و صدها تن دیګر تمام شان وکیلان و مدعی العموم محمد داوودخان میباشد.
 من تا حال درهیچ مورد در باره شهید والامقام محمد داوودخان مرحوم  زیاده روی و مبالغه نکردم بلکه از حقانیت وی در برابر دروغګویان مردانه وار دفاع کردم و میکنم. چرا و بخاطر چی  یک عده عقدیها که من دروغ های انها را افشا میکنم بالای من نام وکیل الدعوای داوودخان می مانید. من به این اقایون واضح میګویم که بلی محمد داوودخان ولی نعمت من بود، ما نمک خور ان بزرګوار هستیم، بنام شان افتخار میکنیم. به پیش خدمتی شان میبالم شکر خدا که در فامیل تعویذ نویس، شست شو، جادوګر. که در چشم مردم بیچاره بخاطر روغن زرد، تخم، مرغ و ګوسفند خاک می انداخت نیستم، من شکر در فامیلی کلان و تربیه شدم که نان شان ار راه حلال بدست میاورد، نه مثل شما. از راه تعویذ نویسی.
هاشمیان مدعی است که پدرم توسط اقای امین خوګیانی به سردار هاشم خان معرفی شده این یک دروغ شاخدار اقای هاشمیان است در انوقت که سردار محمد هاشم خان والی ننګرهار بود پدرم ده یا دوازده ساله طفل صغیر بود.
 همچنان وی بخاطر اینکه خود را و پدر خود را چیزی تراشیده باشد میګوید که پدر قاسم باز همکار پدرم در ولسوالی خوګیانی بود.  پدر هاشمیان در دوران صدارت هاشم خان حاکم خوګیانی بود پدرم در انوقت یاور و نظر به ګفته هاشمیان شخص دوم ضبط احولات بود، چون در انوقت موقیف پدرم از پدر هاشمایان به هزار مرتبه بالاتر بود  و وظیفه پدرم در صدارت در کابل بوده چطور میشود که پدر مرحومم همکار پدر هاشمیان باشد. « غ لام زرلط ( غلط ) » حیا چیزی بد نیست.
 ز- هاشمیان ناتوان صرف سهوآ نوشتن نام یک شخص متمرد بنام محمد علم خان که من سهوآ اعظم خان نویشتم وی بخاطر حقانیت اینجانب این غلطی تایپی مرا یک دلیل ثبوت رد ادعای خود قلم داد نموده. 
این بیچاره انقدر ناتوان است که در یک جا پدرم را معاون ریاست ضبط احوالات  قلمداد میکند در جای دیګر ناظر معتمد و در جای دیګر  مستخدم و دروازه وان.. اقای هاشمیان از این چی بهتر نیک نامی به من و فامیلم که پدرم وظیفه معاونیت ضبط احولات را بخاطر یک دوست رها نموده و مستخدمی را قبول میکند، این را ګویند مردانګی صداقت و وفاداری به یک دوست .داکتر صاحب حسن شرق هم بخاطر مرحوم داوودخان که در انوقت نه حزب دیموکراتیک وجود داشت به طرفداری داوودخان استعفا نمود و ده سال مکمل مرحوم محمد داوودخان از پول شخصی وی به داکتر صاحب شرق معاش امرار حیات میداد.
 شما بسیار طفلانه مینویسید که پدر تان نه وزیر بود نه معاون و غیره و غیره، اقای هاشمیان در تحول ۲۶ سرطان داکتر شرق رول خود را بازی نموده ، پاچا ګل وفادار، ضیا مجید ، سید عبدالاالله، قدیر نورستانی و علام حیدر رسولی هر کدام شان در رشته خود نقش بازی نموده تمام این افراد نظامی نبودند، اینها پدرم را بنام کلید تحول ۲۶ سرطان خطاب مینمود. تمام دید وادید کودتاچیان و پیغام ها به انها از طریق پدرم به اجرا ګذاشته میشد، در شب ۲۶ سرطان ساعت ۱۱ نیم بجه شب پیش از انکه داکتر صاحب شرق و پاچا ګل وفادار مخابره را به خانه محمد داوودخان بیاورد یګانه فرد پدرم بود که در پهلوی داوودخان ایستاده بود، در انوقت اګر سردار محمدنعیم خان یا داکتر حسن شرق بعوض پدرم پهلوی داوودخان میبود داوودخان ان کلیدها را به انها نیز میداد که برو پشت اولادهایم دروازه دهلیز خانه را قلف و ببندید. مثل این امر شاید مرحوم داوودخان هزاران امر بالای پدرم نموده باشد، در انوقت پدرم فوق داوودخان نبود. ولی افسوس به این استدلال طفلانه دایپری شما.
اقای هاشمیان. از دوست محترم تان جناب داکتر صاحب حسن شرق بپرس، وقتیکه یکنیم ماه بعد از پیروزی تحول ۲۶ سرطان برادرم عبدالمجید باز که از فرقه ۱۱ هرات مرحوم داوودخان وی را بخاطر خود از انجا به حیث سریاور خود مقرر نمود، بعد از ان وقت که برادرم اشغال وظیفه نمود پدرم هفته یکبار انهم روز جمعه برای یک ساعت یا دو ساعت بخانه داوودخان میرفت، این چی قسم مستخدم است که هفته یک بار برای یک ساعت مستخدمی کند. من به جاروب کشی وی افتخار میکنم چی رسد به ناظر بودن یاور بودن مستخدم بودن، شکر خدا را میلیون بار ادا میکنم که پدرم تعویذ نویس، کودګر نبود.
ط- اقای هاشمیان من در نوشته خود صرف از محافل شب نیشینی شما به اعضای حزب پرچم و رفتن شما به فاتحه میر اکبر خیبر یاداوری نمودم، شما نتنها این موضوع را رد نکردید بلکه مردانه وار از ارتباطات خود به این حزب روشنی انداختید که من ممنون این کار شما شدم. یک شاعر پشتو زبان میګوید.
                                 ما خو درته وی چی صرف د شنډونه یي خوند واخله
                          تا خو ورته شیخه ټوله زنه لمده کړی ده .
ظ – اقای هاشمیان سال ګذاشته در ماه نوامبر در دریچه نظرسنجی بخاطر ضمانت پدرم که ان ضمانت باعث رهایی پدر و کاکا هاشمیان از صدارت شده بود. اقای هاشمیان بخاطر ان کمک پدرم در روز تینکس ګیبینګ امریکا که یک روز شکران به امریکایان است از من قاسم باز بخاطر ان کمک پدری من سپاس ګذاری نموده بود که من متقابلآ از اقای هاشمیان تشکری نمودم، جناب اقای هاشمیان در ان پیغام از من خواهش نموده بود اګر من کتاب خاطرات پدرم را به وی و اقای نیستان به کشور استرالیا ارسال نمایم، ان نوشته اقای هاشمیان از دریچه نظر سنجی فعلآ خذف شده، من به پاس ان نوشته جناب هاشمیان که بین من و وی چند ایمیل ارسال شده بود وی در ان ایمیل های خود اعترافات متهمین کودتا اقای میوندوال از من خواسته بود، چون من ایمیل شانرا داشتم بمجرد که پنج جلد کتاب خاطرات پدرم توسط یکی از خیشاوندان ما و دوست صمیمی من اقای شاه محمود میاخیل برایم رسید من فورآ به اقای هاشمیان ایمیل ارسال کردم و از وی نظر به درخواست وی ادرس پوستی وی را مطالبه نمودم، وی ادرس منزل خود را بمن ارسال و من یک جلد کتاب خاطرات پدرم را بوی ارسال نمودم. بعد از رسیدن کتاب خاطرات پدرم اقای هاشمیان برایم چند جلد رساله در باره خط نام نهاد دیورند و یک نامه شخصی که بقلم اقای هاشمیان تحریر ګردید و کاپی ان تقدیم شما خوانندګان ګرامی است مطالعه نموده قضاوت نماید. اینست ایمیل من، و اینست جواب ایمیل اقای هاشمیان. اینکه اقای هاشمیان از این موضوع مثل موضوعات دیګر چشم پوشی میکند کار وی است، من قضاوت را بشما خوانندګان میګذارم.
 اینک نامه اقای هاشمیان به قاسم باز.



 ع ـ  اقای هاشمیان شما میګوید که سالهای قبل داکتر محمد حسن شرق را خوب نمی شناختم هر چی که درباره وی نویشتم نویشتیم ، ولی حالا که وی را شناختم وی ادم خوب است. این را ګویند عذر بد تر از ګناه.
غ – جناب اقای هاشمیان میفرماید، که مرحوم شهید محمد داوودخان تا صنف ۹ مکتب را در فرانسه خواند تحصیلات بلند تر نداشت، ولی این اقا از ریشته مهندسی که مرحوم سردار محمد داوودخان در فرانسه خوانده بود چشم پوشی میکند. بلی اقای هاشمیان تنها یک سردار محمد داوودخان نبود که بعد از فراعت از مکتب حربیه جنرال شد دیګران نیز مثل وی در انوقت جنرالان شدند. فکر میکنم که پدر خواهر محترم زهره جان یوسف، اعلیحضرت محمد ظاهرشاه ووو نیز شامل این کتګوری افراد بودند.
اګر جناب اقای هاشمیان لطف نماید برایم بګوید اول تحصیلات پدر وی چی بود که حاکم یا ولسوال شده بود. امیر دوست محمد خان، امیر شیرعلی خان، امیر افضل خان، امیر عبدالرحمن خان، امیر حبیب الله خان، امیر امان الله خان. محمد نادرشاه شهید، اعلیحضرت ظاهر شاه، نورمحمد تره کی چی تحصیلات داشتند، و درجه تحصیل انها چی بودند ممنون میشوم.
خدا کند که به وعده تان وفا نماید و جریمه افغان ـ جرمن انلاین را بپردازید.
اقای هاشمیان. این اخرین نوشته من در باره اتهامات شما خواهد بود، دیګر نمی خواهم که به شما حیثیت خود را پاین بیاورم، افسوس به نام کلیمه داکتر و پوهاند میکنم. 
اجمل خټک وایی.

                                               چی دښمن می ژبه غوڅه کړه تیره شوه
                                     چی تیره شوله خو بیا هومره خوږه شوه             
                                     اوس که نر وي نو غوږونه دی خپل پری کړه
                                     چی زما نغمه سړه نشوه لا سره شوه .

بی زر با، بی زیر بی، بی پیشبو، با بی بو.