د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

چرا "مزدوران رژیم ایران" در افغانستان می خواهند پروسۀ صلح بین الافغانی را بسیار محیلانه و ماهرانه مصدوم سازند؟ (قسمت دوم)

افغان تحرک 03.07.2016 14:24

بدون شک زمانی که پروسۀ صلح بین الافغانی از جانب پاکستان و مزدورانش، از جانب ایران و مزدورانش و یا هم از جانب کدام کشوری دیگری مصدوم گردانیده می شود، هدف اصلی آنها تضعیف و تخریب دولت و حکومت افغانستان! از آن جایی که خوشبختانه هموطنان محترم ملی گرای ما راجع به تخریبات پاکستان و مزدورانش تحلیل های به درد بخور ملی ارایه فرموده اند که قابل قدر میباشند، اما متاسفانه کمترین تحلیلی راجع به تخریبات و مداخلات ایران و مزدورانش در میدیای افغانی ما به چشم می خورد، این نبشته در قسمت اول و همچنان فعلا در قسمت دوم این نبشته فوکس محوری اش را به تخریبات رژیم ایران و مزدورانش مبذول میدارد، تا نشود که در عین حالی که ما افغانها اذهان خود را جمعا و فقط به تخریبات پاکستان و مزدورانش فوکس نموده ایم، رژیم ایران و مزدورانش به اصطلاح "از زیر ریش ما خر سوار تیر شوند"! از این روست که "افغان تحرک" این نبشته را در قسمت اول و همچنان فعلا در قسمت دوم به موضوع تخریبات رژیم ایران و مزدورانش تخصیص داده است، تا باشد که توجۀ ملی گرایان افغان برای "پرکاری" این "خلا" نیز اقداماتی جدی ملی گرایانه ای را طرح ریزی فرمایند!

در قسمت اول این نبشته، تحت هشت نکته، مختصرا اشاراتی صورت گرفت که چرا رژیم ایران و مزدوران وی در پی تضعیف و تخریب دولت و حکومت افغانستان اند، و همچنان تعریفی مختصری از اصطلاح "مزدور" صورت گرفت. در قسمت دوم این نبشته، به ادامۀ قسمت اول تشریحات و توضیحاتی چندی درجواب سوالی صورت می گیرد که: "این "مزدوران ایران" کی ها اند، در کجا اند و ابزار سیاسی آن ها چه ها اند، و چگونه به پروسۀ صلح بین الافغانی، به دولت و به حکومت افغانستان صدمه می رسانند؟"

در این قسمت بحث ما نیز می بینیم که سوال مطرح شدۀ ما دو جز دارد:

جز اول: "مزدوران ایران" که ها اند، در کجا اند و ابزار سیاسی آن ها چه ها اند؟

جز دوم: رژیم ایران و مزدورانش چگونه به پروسۀ صلح بین الافغانی، به دولت و به حکومت افغانستان صدمه می رسانند؟

تشریح و توضیع جز اول سوال: "مزدوران ایران" کی ها اند، در کجا اند و ابزار سیاسی آن ها چه ها اند؟

در اینجا می بینیم که صحبت از "کی ها" و "چه ها" میباشد: منظور از "کی ها"، اشخاص و افراد و منظور از "چه ها" ابزار سیاسیی که بدان وسیله رژیم ایران و مزدورانش، پروسۀ صلح بین الافغانی، دولت و حکومت افغانستان را تضعیف، تخریب و مصدوم می کنند، می باشد.

"مزدوران ایران" کی ها اند و در کجا اند:

در اینجا صحبت از جمعیی "مزدوران ایران" میباشد که در بخش تضعیف، تخریب و مصدوم ساختن پروسۀ صلح بین الافغانی، دولت و حکومت افغانستان سهیم اند که یک بخش آنرا اتباع کشور ایران و بخش دیگر آنرا اتباع افغانستان تشکیل می دهند که بصورت افراد و اشخاص محیل و ماهر در نهاد های مختلفۀ دولتی و غیر دولتی فعالیت ها و مشغولیت های مربوطه را طرح ریزی، پیگیری و مراقب نموده و یا آنرا انجام می دهند.

نه تنها سازمان های استخبارتی و دور و برآن، بلکه سفارت خانه ها و قونسلگری ها، نهاد های تحت پوشش نهاد های فرهنگی-امدادی، نهاد های میدیایی بلخصوص تلویزیونی حتی حوزه های علمی و پوهنتون ها و غیره نهاد های مختلفۀ دولتی و غیر دولتی در هر دو کشور، افغانستان و ایران و نیز بعضی از سفارت خانه ها و قونسلگری های افغانستان و ایران در سایر ممالک جهان ساحۀ فعالیت های مربوطه را در بر دارند!

"مزدوران ایران" ماموران مزد بگیری اند که از یکو نیم دهه بدینسو، با طرح های محیلانه و ماهرانۀ رنگین، از لابلای تحلیل های ابزاری سیاسی تحت پوشش های "فرهنگ مشترک"، "مذهب مشترک"، "زبان مشترک"، "دین مشترک"، "منافع منطقوی مشترک"، "منافع جهانی مشترک"، "تاریخ مشترک" و "مدنیت مشترک" از یک طرف اذهان آشفتۀ یک تعدادی از هموطنان ما را تسخیر می نماید و از جانب دیگر به تفرقه اندازی های محیلانه و ماهرانه دست زده، بدانوسیله نه تنها پروسۀ صلح بین الافغانی و همچنان دولت و حکومت افغانستان را تضعیف، تخریب و مصدوم می کنند، بلکه در پی ضربه زدن های محیلانه و ماهرانه به وحدت ملی و هویت ملی ما نیز میباشد!

میدیای ایران محوری را که رژیم ایران از یکو نیم دهه بدینسو در افغانستان به نفع ایران و ضد منافع کوتاه مدت و طویل مدت افغانستان ایجاد نموده است، با روش های معاصر ژورنالستی، وسیع ترین ساحۀ میباشد که "مزدوران ایران" به حیث عرصۀ فعالیت های محیلانه و ماهرانۀ شان برای مصدوم ساختن پروسۀ صلح بین الافغانی و برای تخریب و تضعیف دولت و حکومت افغانستان از آن استفاده می کنند!


ابزار سیاسی رژیم ایران و"مزدوران رژیم ایران " در داخل افغانستان چه ها اند:

١- آله سازی ها و ابزار سازی های سیاسی رژیم ایران و مزدورانش تحت پوشش "فرهنگ مشترک":

ابزار سیاسی که رژیم ایران و"مزدوران رژیم ایران " در داخل افغانستان تحت پوشش "فرهنگ مشترک" ازآن سو استفاده میکند، قابل تامل و غور میباشد: سوال در اینجاست که زمانی که رژیم ایران میخواهد مثلا مولانا جلال الدین بلخی را به نام "میراث فرهنگی" کشور ایران ثبت دفتر مربوطۀ ملل متحد نماید، به این فکر نیست و یا ماده رندانه خود را از این فکر فارغ نگه میدارد، که به گفتۀ خودش "فرهنگ مشترک" در همچو وقتی چه معنی میدهد. آن وقت حتی اهل تصوف ما را که با کشور امروزی ایران، اعمال و کردار رژیم ایران کوچکترین قرابتی هم ندارد، میخواهد برای منفعتش به نام "میراث فرهنگی" خودش ثبت و درج دفاتر ملل متحد نماید، در همچو وقتی "فرهنگ مشترک" با افغانستان، اقلا مشورتی در این باره با کشور افغانستان اصلا برابر به پشیزی هم برایش ارزش و اهمیتی ندارد و "دزدانه" کار خودش را پیش می برد!

اما زمانی که خواست بخاطر جدال های اقتصادی اش بخاطر نفت و گاز و همچو چیز های با کشور های عربی ناسازگار می شود، درآن وقت به نام "فرهنگ مشترک"، نه تنها میخواهد "عرب زدایی" را در افغانستان ایجاد، ترویج و تحریک نماید، بلکه اذهان آشفتۀ بعضی از هموطنان ما را توسط "مزدوران رژیم ایران " در داخل افغانستان تحت پوشش "فرهنگ مشترک" با استفاده از میدیای ایران محور در داخل افغانستان تحت نفوذ خود می کشاند! در این رابط رژیم ایران توسط مزدورانش در داخل افغانستان هزاران نسخه کتاب، مجله، روزنامه، ماهنامه، هفته نامه، و گاهنامه سر مایه گذاری می کند و یک تعدادی هموطنان ما چنان بر ضد اعراب و زبان عربی تحریک می کند، که با وجودیکه الفبایی به جز الفبایی عربی نداریم، به فکر دور کردن کلمات مقبول عربی از زبان دری ما تشویق می کند، تاریخ های جعلی در خور ما می دهد، تا بتواند از این طرق نیز بر امتیاز گیری های فعلی و بعدی نایل گردد.

ویا مثلا تا زمانی که کشور ایران با امریکا روابط اقتصادی سیاسی خوبی داشت، میدیای کشور ایران در داخل افغانستان امریکا را به افغانها محترم ایلات متحده تعریف می کرد، مگر امروز که با امریکا روابط اقتصادی سیاسی چندان خوبی ندارد، امریکا را "تاغوت" ، "شیطان بزرگ" و نمی دانم چه و چه معرفی می کند، و زمانی که کشور ایران امتیازاتی را از جانب امریکا کسب نماید بعدش باز هم همان محترم ایلات متحده خواهد شد.

بدون شک که داشتن فرهنگ مشترک بشری، نه تنها در سطح منطقه بلکه در سطح جهانی با عث خور هیچ فرهنگی نگردیده و نیل به ایجاد یک غنای فرهنگیی جهانی را تقویه و حمایت می نماید که فرهنگ ملی افغانی ما نیز در طول تاریخ سهم خود را ادا نموده و در تقویت نیل به ایجاد یک غنای فرهنگیی جهانی تاثیرات افغانی خود را به جهان اهدا نموده است، مگر اینکه امروز رژیمی همچو رژیم ایران تحت پوشش های "فرهنگ مشترک"، "تاریخ مشترک"، "مذهب و دین مشترک" و "زبان مشترک" مهاجرین افغان ساکن ایران را بخاطر "چهار لیتر نفت خام" در جنگ سوریه از بین ببرد، و یا تحت پوشش های "فرهنگ مشترک"، "تاریخ مشترک"، "مذهب و دین مشترک" و "زبان مشترک" مردم مظلوم و جنگزدۀ ما را به جان یکدیگری بیندازد، اتحاد و وحدت ملی ما تحت پوشش های "فرهنگ مشترک"، "تاریخ مشترک"، "مذهب و دین مشترک" و "زبان مشترک" تضعیف، تخریب و مصدوم سازد، صلح بین الافغانی ما را ماهرانه و محیلانه توسط مزدوران خود تضعیف، تخریب و مصدوم گرداند، این چه نوع "فرهنگ مشترکی" میتواند باشد؟

ستون اصلی و پایۀ اساسی فرهنگ افغانی ما همان صداقت افغانی ما میباشد، پس کشور ایران و یا هم هر کشوری دیگری که میخواهند با افغانها "فرهنگ مشترکی" را بنا نهند، باید این اصل را متوجه شوند که ستون اصلی و پایۀ اساسی فرهنگ افغانی ما همان صداقت افغانی ما میباشد: یعنی قبل از اینکه به خیال بنا نهادن فرهنگی مشترکی با افغانها شوند، باید در قدم اول در همه ساحات ارتباطی خود با افغانها صداقت و راستی را پیشه فرمایند!
یعنی: قسمی که تاریخ شاید است، بدون صداقت و راستی با افغانها، کدام "فرهنگ مشترکی" نه وجود دارد و نه هم میتواند بدون صداقت و راستی با افغانها، کدام "فرهنگ مشترکی" به وجود آید!


ادامه دارد.


به امید اتحاد و وحدت هر چه بیشتر اقوام شریف افغانستان!

به امید صلح، ثبات، عدالت اجتماعی، قانونیت، ترقی و رفاه