د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

تیوریسن افغانستان در کاخ

استاد محمد ظریف امین یار 01.07.2016 23:03

آیا رییس جمهوری غنی که کارشناس امور دولتهای ناکام است می تواند کشورش را از فروپاشی نجات دهد؟
نویسنده: جورج پیکر | منبع: مجله نیویارکر
مترجم: استاد محمد ظریف امین یار

پیشگفتار:
این مقاله را آقای جورج پیکر(George Packer)  بتاریخ ۴ جولایی ۲۰۱۶ در مجله مشهور آمریکایی بنام نیویارکر(New Yorker)  زیر عنوان «تیوریسن افغانستان در کاخ» به نشر رسانیده است. این نگارش بر اساس پژوهش، تجزیه و تحلیل و اندوخته های علمی شخص نویسنده استوار بوده و در کل نگارنده سعی کرده در قبال این نوشته بیطرف عمل نماید. بدون شک این نوشته یکی از نخستین و معتبر ترین نگارش در مورد شخصیت جلالتماب داکتر غنی در حال حاضر می باشد. من از سعی و تلاش آقای جورج پیکر پیرامون این نوشته ی مهم و ارزنده وی سپاسگزاری میکنم و احساس شان را در قبال افغانستان می ستایم. افرادیکه خواهان کسب اطلاعات بیشتر در مورد شخصیت رییس جمهور داکتر غنی و یگانه تیوریسن جهانی افغانستان هستند ، مطالعه این نوشته پر ارزش را برایشان پیشنهاد می کنم. بدون تردید نوشته آقای پيکر کاستی ها و گرایش های سیاسی خود را در بعضی موارد دارد. اما لازم نمی دانم در باره آن قضاوت کنم. بنابر این از قضاوت در مورد درستی و یا نادرستی  تاریخی و سیاسی این نوشته در حال حاضر دریغ کرده و این مسوولیت را به ملت بزرگ و فداکار افغانستان واگذار می کنم. از آنجاکه حجم نوشته پر زخامت بود و مصروفیت های من نیز روزافزون تصمیم گرفتم ترجمه آن را به چند بخش تقسیم نماییم.اینک بخش اول ان را منتشر می کنم. اگر کاستی در ترجمه مشاهده نمودید به بزگواری تان مورد عفو قرار دهید و بنده را نیز مطلع سازید. امید مطالعه این نوشته پر اهمیت مورد توجه و پسند تان قرار گیرد.

استاد محمد ظریف امین یار
استاد پوهنتون    
کابل
۲۸ جون ۲۰۱۶









تیوریسن افغانستان در کاخ
بخش اول :

« رییس جمهور داکتر غنی جیمی کارتر(Jimmy Carter)  افغانستان-  یک تکنوکرات رویایی میباشد که بخوبی توانسته متحدین سیاسی قدرت مند خود را از صحنه سیاسی بیرون کند. او با سیاست های سنتی چندان علاقه مندی خاصی ندارد.»
رییس جمهور افغانستان جلالتماب داکتر غنی بصورت متداول هر روز قبل از ساعت ۵ صبح از خواب بیدار می شود و دو یا سه ساعت به مطالعه کتاب می پردازد. روز او معمولاً با مطالعه بسته های اسناد رسمی که زخامت تقریباً یک انچ را می داشته باشد، آغاز میگردد. او طرحهای پیشنهادی متقاضیان رقابت برای کار به عنوان والی هرات را مطالعه کرده و برنده را انتخاب می کند. او طرحها و گزارش‌های ۴۴ انجنیر شهری برای توسعه‌ طرح کابل بزرگ را بررسی می ‌کند. گفته می ‌شود که او شخصاً سخنرانی‌های خود را می ‌نویسد و در رابطه با بازدید کننده گانی که قرار است با آن‌ها ملاقات داشته باشد تحقیق می‌ کند. او پیش از دیدار با وزیر امور خارجه‌ آسترالیا، گزارش رسمی دولت  استرالیا در رابطه با کمک‌های خارجی را خوانده بود. او ۴۰۰ صفحه از گزارش شکنجه‌ کمیته‌ استخبارات مجلس سنا آمریکا را در روز انتشار آن مطالعه کرده و روز بعد از جنرال جان کمپبیل(General John Campbell) ، فرمانده‌ امریکایی در افغانستان، عذرخواهی می کند، چراکه نتوانسته بود مطالعه‌ آن را به پایان برساند. او کتاب‌هایی در رابطه با گذار از سوسیالیسم به سرمایه‌ داری در شرق اروپا، روشنگری در آسیای مرکزی در یک هزار سال قبل، جنگ‌های مدرن، و تاریخ دریاهای افغانستان را مطالعه می ‌کند. او در ارگ – مجموعه‌ از چند قصر درون ساختمانی ساخته ‌شده در قرن نوزدهم، در مرکز کابل- زندگی و کار می ‌کند. معمولاً کتاب‌هایی که با پنسل نشانه‌ گذاری شده ‌اند، با صفحات باز روی میزها در محل بودوباش او قرار دارند.
تقریباً دو دهه قبل داکتر غنی بخش بزرگی از معده خود را از اثر بیماری سرطان از دست میدهد. بدین علت است که او غذا را در یک وقت به مقدار کم میتواند بخورد. مثلاً او بیش از یک پاکت کوچک از خرما را در یک وقت نمی تواند بخورد. او بعضاً برای هضم غذا مجبور به وقفه گرفتن و استراحت میشود و در عقب دفتر خود در قصر گلخانه در یک دوشک باریک به مطالعه می پردازد. یاهم با کتاب در مکان پسندیده اش که زیر درخت چنار در باغ حرم سرای موقعیت دارد و در آنجا کتاب خانه ظاهر شاه نیز موجود هست می شیند و کتاب می خواند. قابل ذکر است که در رژیم حامد کرزی کتابخانه مزبور به محل از کتابهای گرد زده ای عتیقه مبدل شده بود.در سپتامبر ۲۰۱۴ زمانیکه داکتر غنی داخل ارگ میشود این کتابخانه را بصورت درست تنظیم می کند و مجموعه کتب شاهی را مجدداً ترتیب می دهد. در حالیکه آقای کرزی میل داشت ارگ پر از بازدیدکننده گان و مراجعین باشد و حتی دوست داشت در حالت نان خوردن نیز درخواستهای متقاضیان را بپذیرد ، داکتر غنی برعکس دوست دارد تنها نان بخورد.  بعد از دوازه سال در قدرت قرار گرفتن آقای کرزی و فامیل آن صاحب  میلونها دالر آمریکایی از منابع افغانستان و کمکهای جامعه جهانی شدند. اما ارزش کل داراییهای آقای غنی بر بنیاد گزارش  خودش بالغ به چهار میلیون دالر میگردد. مالکیت چهار میلیون دالری داکتر غنی شامل یک خانه چهار جریبه ی پدری در غرب کابل و مجموعه 7 هزار کتاب می باشد.

   
داکتر غنی بشر شناس متخصص ، سالهای زیادی را در پژوهشهای موردی از جانب بانک جهانی سپری کرده است. او بعد از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ گاهی در داخل کشور و بعضاً بیرون از کشور بسر می برد. علاقه و تمرکز داکتر غنی همواره این بوده که چگونه می توان در کشوریکه حکومتداری در آن پیوسته با خشونت بوده و حکومت توانایی تطبیق قانون، ایجاد بازار اقتصادی مناسب، ایجاد نظام موثر برای جمع آوری مالیات وارایه خدمات موثر و تامین مصونیت اتباع کشور را نداشته باشد؛ نهادهای با ثبات و مناسب رشد را ایجاد کرد. آقای غنی در سال ۲۰۰۶ با دوست بریتانایی خود آقای کلیر لوکهارت (Clare Lockhart) که یک حقوق دان حرفوی بود یکجا نهادی مشاوره دهی را بنام انستیتوت برای موثریت دولتها(Institute for State Effectiveness)  را در واشنگتون دی سی (Washington D.C.) تاسیس می کند. دوسال بعد از فعالیت در این نهاد آنها یکجا کتابی را بنام ترمیم دولتهای شکست خورده (ناکام) )چارچوبی برای احیای مجدد جهان شکست خورده( تالیف می کنند. این کتاب وظایف و توابع بنیادی دولتها را بصورت مفصل توضیح نموده پیشنهاد کارگیری از مهارت های کارشناسان داخلی کشور در خصوص نهاد سازی برای کشور می کند. در آن زمان این موضوع بیش از یک مضمون تخصصی مطرح شد چرا که بحرانها در سومالیا، عراق ، پاکستان و افغانستان عملآً امنیت جهانی را تهدید می کرد.   

باید گفت که بالعموم در جهان به تیوریسنها(Theorists)  کمتر فرصت برای عملی کردن تیوری های شان میسر میگردد. اما داکتر غنی در این زمینه خوش شانس است که برایش  زمینه و پلتفارم تطبیق تیوری هایش فراهم گردیده است. شما می دانید که جنگ در افغانستان از سالهای (۱۹۷۹)  با تجاوز اتحاد شوروی اسبق آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. در زمانیکه اتحاد شوروی بر افغانستان تجاوز می کند، داکتر غنی یک جوان ۳۰ ساله و کاندید اخذ سند دوکتورا از پوهنتون کولمبیا(Columbia University)  بود. حتی در حال حاضر اکثر مناطق کشور بشمول مراکز بعضی از ولایات زیر تهدید شدید طالبان قرار دارد. امروزه این گروه مبدل به شبکه های مواد مخدر و مافیای جرمی نیز گردید اند. همین اکنون در ۶۰ فیصد افغانستان یعنی در ۳۹۸ ولسوالی دولت مرکزی فقط یک ساختمان اداری و یک بازار دارد و متاسفانه حکومت مرکزی از  کنترول این مناطق معذور بنظر می خورد. آلقاعده و امارات اسلامی (داعش( نیز در شرق کشور ظهور کرده اند و حکومت مرکزی را به گونه روز افزون تهدید می کنند. در حال حاضر افغانستان ظرفیت محافظت از حدود سرحدات سیاسی و جغرافیایی خود را ندارد و همسایه های  آن به شورشیان و مخالفین همکاری می نمایند و برای آنها پناه گاه های امن می سازند.(در ماه می سال ۲۰۱۶ ملا منصور رهبر طالبان در حالیکه از زاهدان ایران بطرف مرکز خود یعنی کویته پاکستان در حرکت بود و همچنان با خود پاسپورت جعلی پاکستان نیز داشت، توسط حمله طیاره های بی سرنشین آمریکا هلاک گردید. گفته می شود او بعد از ملاقات و گفتگو با مامورین ایرانی به طرف کویته در حرکت بود). افغانستان در حال حاضر از بعد تمویل مالی مطلقاً متکی بر کمکهای خارجی و کشت مواد مخدر است. فساد اداری در کشور مبدل به بیماری همه گیر بومی شده است. خروج ۱۲۷ هزار نیروهای خارجی در جریان سال ۲۰۱۴ از افغانستان اقتصاد این کشور را به رکود مواجه ساخته و نرخ کار در کشور بشکل فاحش افزایش یافته و صدها هزار افغان از کشور خود مجبور به فرار شده اند. سپس «داکتر غنی رییس جمهور منتخب یک کشور ناکام و شکست خورده است».     


مرد لاغر با ریش کوتاه و خاکستری و چشمان عمیق و ژرف و سر برهنه و ریش آن بخصوص او را به گاندی مشابهت می بخشد. اما تفاوت آنها در این است که آقای غنی همانند گاندی انسان آرام و پرامن بنظر نمی خورد.او طرز ویژه سخنرانی دارد، مثلاً او حرکاتهای خاصی از دستها و سر دارد ، ابرو میزند و وقتی حرف میزند آرنج های خود را بطرف خود می کشاند. در جریان سخنرانی در باره سخنان عجیب بعضاً به صدای بلند می خندد. او در حال سخنرانی احساسات خود را نمی تواند کنترول کند. در حالت متداول جوانان صادق در چهار اطراف او بنظر میخورند. اما  با همکاری همین جوانان داکتر غنی توانسته است گروهای بزرگ و قدرتمند سیاسی خود را به حاشیه باند. معمولاً خوش دارد در عالم انزوا قرار گرفته خود را ساعتهای طولانی در گیر فعالیت های رسمی نماید و غرق مطالعه پروژه های باشد که قرار است به مادونان خود واگذار کند .یک مامور ارشد افغان در مورد عادات کاری غنی چنین اظهار نظر کرد:« بخاطریکه داکتر غنی یک شخصیت آکادمیک است نمی تواند بدون تجزیه و تحلیل هر موضوع راحت باشد زیرا او می خواهد هر موضوع و هر پروژه را بصورت عمیق مطالعه و تجزیه و تحلیل نماید». مثلاً « اگر او در باره جمع آوری زباله های شهر اسناد مطالبه کند فرض کنید اسناد مواصلت شده حتی اگر ۴۰۰ صفحه هم باشد آن را اولاً بشکل دقیق و عمیق مطالعه می کند و بعداً نکات مهم و قابل بحث را برای خود یادداشت می کند».       
در حالیکه آقای کرزی دوست داشت با مراجعین ساعتهای طولانی مشغول قصه های گرم شود، آقای غنی به مراجعین و متقاضیان بازدید او کمتر وقت می دهد. بدین علت است که اکثراً مراجعین بعد از ملاقات با او خود را نظر انداز شده احساس می کنند. در کابل قرار بود اسماعیل خان که یکی از جنگسالاران قدرتمند در غرب افغانستان بشمار میرود با داکتر غنی ملاقات کند. داکتر غنی برای اسماعیل خان فقط ۱۵ دقیقه وقت را در تقسیم اوقات خود در نظر می گیرد. آقای جیلانی پوپل که یکی از مشاورین نزدیک و با اعتماد داکتر غنی می باشد به داکتر غنی چنین مشوره می دهد:«یا او را طوری ملاقات کنید که محدودیت وقت هیچ مطرح نباشد یا هم اصلاً از ملاقات با وی معذرت بخواهید – ولی شما نمی تواند فقط ۱۵ دقیقه را به چنین یک شخص در نظر گیرد». داکتر غنی در واکنش به این مشوره استوار ایستاده شد و گفت: «امیر فاسد و ظالم هرات فقط شایسته ۱۵ دقیقه وقت من را دارد و بس».    
داکتر غنی یک تکنوکرات رویایی و آینده نگر بوده و فکر ۲۰ سال آینده را برای افغانستان در ذهن خود پرورش می دهد. او به درستی می داند که چه چیزی باعث این بربادی این کشور شده و چه چیزی می تواند کشور را از فروپاشی نجات داده بسوی توسعه و پایداری ببرد. یکی از مامورین ارشد او در باره او چنین می گوید: « فاسد شدن او غیر ممکن است».

او می خواهد کشور را کاملاً تغییر دهد و او از عهده این کار نیز می تواند موفق بر آید. اما به ظاهر همه چیز خلاف او بنظر می خورد. حتی علیه او توطیه های گوناگون از طرف جناح های مختلف طرح می شوند. بنظر من داکتر غنی یک اصلاح طلبی است که حکومت آمریکا به آن در سالهای اخیر حکومت کرزی بعنوان یک همکار نزدیک با آمریکا شدیداً نیاز داشت. اما باوجود این همه حقایق او در دولت آمریکا خوشبینان و ستایش کننده گان ناچیز دارد. همچنان اشراف و نخبه های کابل همواره نظرات توهین آمیز خود را در باره او اظهار می کنند. منتقدین غنی او را متهم به متکبر بودن و مدیر خورد بین(Micromanager)  می کنند و می گویند داکتر غنی هیچ دوستی  ندارد و همچنان هیچ درکی از سیاست ندارد. آنها او را رهبر یک کشوری می دانند که فقط در ذهن خود داکتر غنی موجود است. داکتر غنی جیمی کارتر(Jimmy Carter)  افغانستان است.
اکثر تحلیگران  سیاسی  اعتقاد دارند که داکتر غنی دوره رسمی حکومتش را که در سال ۲۰۱۹ به پایان میرسد تکمیل نخواهد کرد. آنها سال ۲۰۱۶ را بنام سال سرنوشت ساز برای ملت افغانستان تلقی می کنند. یک مشاور اقتصادی امریکایی بنام سکات گاگینهیم (Scott  Guggenheim) گفت که:« سال ۲۰۱۶ یک سال خطرناک برای بقا است». و »داکتر غنی یا از عهده این کار موفق بر می آید یا هم شکست خواهد خورد».

دیوار های سنگی ارگ با دیواری های کانکریتی جهت محافظت از انفجار احاطه شده و توسط کمربند امنیتی و گاردهای مسوول امنیت آن تامین می گردد. بیرون از کاخ، جاده های کابل توسط دیوار های کانکریتی برای محافظت اشراف و دیپلوماتهای خارجی احاطه و تقسیم گردیده است. مردم شهر باید بصورت درست خود را سوق دهند تا بتوانند به منزل مقصود شان برسند. شهر از اثر اذحام و شلوغ خفه شده است. وقتی باران می شود شهر از از آب می شود  گویا که سیلاب سرازیر شده باشد، وقتی در شمال افغانستان جنگ صورت بگیرد تمام شهر و جاده های شهر تاریک می شوند. حادثات انتحاری بشکل مداوم از شهر قربانی های بیشمار میگیرد. مامورین امریکایی نمی خواهند بیشتر از این جان خود را در خطر روبرو کنند زیرا آنها اکثراً از هلیکوپتر استفاده می کنند. در روزهای معمول از صبح تا شام هلیکوپترهای خارجی بالای سفارت امریکا میچرخند. با درک این تهدید ها سیاست مداران افغان با پولهای سرقت شده، برای خود اعمارت های محفوظ تعمیر کرده اند و هر یک سعی دارد تا در ارگ مستقر شود. کوهای که کابل را احاطه کرده، طالبان فقط در چند کلومتری آن موجود هستند.

داکتر غنی در یکی از مصاحبه های خود به من گفت که مادر کلانم در شخصیت و پرورش فکری من نقش مهمی داشت. او گفت که بالای من سایه مادر کلانم افتاده است. به گفتی غنی مادر کلان او روز را به مطالعه آغاز میکرد. اما ناگفته نماند که تحصیلاتم مهمترین نقش در شخصیت امروز ام دارد. من و رییس جمهور غنی در منزول دوم در چوکی های روبرو در کاخ گلخانه نشسته بودیم. دیوارهای تعمیر و ستونها با سنگهای قیمتی به رنگ سبز پوشانیده شده بود و دروازهای تعمیراز چوب چهارمغز ساخته شده بود. داکتر غنی در این حال مخالف این فضا با داشتن کورتی سیاه ولباسهای سنتی افغانستان بیشتر به یک دوکاندار پولدار معلوم میشود. باوجودیکه داکتر غنی در غرب در پوهنتونهای متعبر جهانی امریکایی سالهای متمادی را سپری کرده، لباسهای فعلی او نشان میدهد که او فرزند اصیل افغانستان است.

در سال ۲۰۱۱، داکتر غنی و دختر او مریم که یک هنرمند است و در بروکلین(Brooklyn)  زندگی میکند یک رساله خورد(Pamphlet)  را طبع می کنند. این رساله بنام افغانستان: واژه نامه ، یک سایکلوپیدیا(Cyclopedia)  مختصر در باره مراحل اصلاحات، واکنشها، و بحرانها در افغانستان می باشد. اطلاعات در این  رساله از غازی امان الله خان (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۹) آغاز میشود. امان الله خان نخستین ترقی خواه و روشنفکر معاصر افغانستان بود. او در قانون اساسی کشور تجدید نظر همه جانبه نمود ، در تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی اصلاحات شایسته را بوجود آورد، حقوق زنان را ترویج کرد و توسعه پایتخت را طرح ریزی کرد. او همچنان برای خودمختاری سیاست خارجی افغانستان از بریتانیا،  مبارزه کرد. اما امان الله به واکنش جامعه سنتی افغانستان بشمول ملاها روبرو گردید و او توسط رهبران قبیله ای به سقوط مواجه گردید. هرچند امان الله خان در پلانهای خود بشکل گسترده موفق بود اما داکتر غنی و مریم در رساله خود در این مورد چنین نوشته اند: «امان الله خان قادر نشد تغییرات دایمی را در افغانستان بوجود بیاورد و او درحالیکه اجماع کشورهای خارجی را در قبال پلانهای اصلاحاتی خود داشت ولی به تاسف که به مقاومت و واکنشهای محلی برخورد کرد». مبادرت نه ورزیدن به انکشاف و تحولات سریع از یکطرف برای محاظفه کاران افغان یک الگو برای ترقی شد از جانب دیگر هوشدار برای ترقی خواهان شتاب زده ی افغان شد. در طول تاریخ چندین بار پروژه های نا تکمیل امان الله خان زیر غور و بررسی قرار گرفت اما اکثر این پروژه ها از اثر عوامل مختلف تا هنوز هم انجام نیافته است.

داکترغنی متعلق به یک فامیل بانفوذ پشتون می باشد. پدر کلان پدری او قوماندان اردوی ملی بود. او نادر خان را بعد از یک مدت کوتاه از سقوط امان الله خان(۱۹۲۹)  جهت رسیدن به قدرت یاری و کمک کرد.در رژیم فرزند نادر خان یعنی مرحوم ظاهر شاه که برای ۴۰ سال حکمرانی کرد، پدر داکترغنی یکی از مامورین ارشد ترانسپورت بود.غنی در سال ۱۹۴۹ چشم به دنیا گشود. او در شهر قدیمی کابل بزرگ شد و در ایام رخصتی مشغول اسب سواری و شکار در باغ آبایی خود که تقریباً ۴۰ میل بطرف جنوب موقعیت داشت، بود. در مکتب او مورد اذیت قرار میگرفت- فزیک او خرد تر از اندازه نورمال بود  اما بعضاً همانند یک شخص بزرگ سال جلوه میداد. او توسط جدیت خود هم صنفیان خود را بخوبی می توانست جلب توجه کند و آنها را تحت نفوذخود قرار دهد.او در سال ۱۹۶۶ بعنوان یک متعلم لیسه روانه امریکا در چارچوب یک برنامه بورسیه شد. در مکتب جدید خود که در اوریگون (Oregon) موقعیت داشت غنی یک چوکی کونسل متعلمین را که برای متعلمین خارجی در نظر گرفته شده بود از آن خود میکند. غنی می گوید: « در اولین نشت کونسل متعلمین ما چند تصمیم عادی گرفتیم». «این تصامیم در هفته بعدی آن عملی شدند چرا که کونسل از بابت بودجه غنی بود». تجربه بودن در یک فضای دموکراسی  تفکر او را می سازد:« وقتی پروسه تصمیم گیری مطرح نباشد در فضا دموکراتیک تو میتوانی با دیگران یکجا شوی، و میتوانی هرچقدر بخواهی سخن بگویی» این چیزهای فقط در یک فضای دموکراتیک میسر می گردد و اینجاست که دموکراسی اهمیت پیدا می کند.
 
در سال ۱۹۷۳، غنی از پوهنتون امریکایی بیروت(American University of Beirut)  مدرک لیسانس خود را در علم سیاست بدست میاورد. در همینجا داکترغنی عاشق رولا سادی(Rula Sade)  یک عیسوی لبنانی می شود. آنها نامزد میشوند ودر سال ۱۹۷۴ وقتی غنی به کابل برای تدریس به کابل بر میگردد ، خسر آینده او به کابل می آید و برای او چنین می گوید:«تو در نهایت شامل سیاست میشوی و با این کارت زندگی دخترم را برباد میکنی ». غنی در پاسخ او چنین می گوید: «این سخنان شما حقیقت ندارد، من کاملاً اراده دارم تا یک آکادمیسیون شوم». (این جفت در سال ۱۹۷۵ ازداوج می کنند و علاوه بر مریم آنها یک فرزند بنام طارق نیز دارند.)

در جولایی سال ۱۹۷۳، سلطنت شاهی ظاهر شاه توسط پسر کاکای آن سقوط می کند و داود خان بعنوان اولین رییس جمهوری افغانستان در ارگ مسقتر می شود. داود خان در ابتدای کارش خود را بیشتر بطرف کمونیستها متمایل می شود. بر اساس رساله افغانستان آقای غنی ، « او همچنان مودل ناکام مدرنیزه را تکرار می کند». در سال ۱۹۸۸ عساکر کمونیستان در حالتی که داود خان خود را عقب یک ستون در کاخ گلخانه پنهان می کند به قتل میرساند. تا اخر سال ‍۱۹۷۹ و آغاز تجاوز اتحاد شوروی اسبق و آغازجهاد در برابر تجاوز شوروی سلسله قتل رییس جمهوران در ارگ ادامه پیدا می کند. ارگ در آن زمان بیشتر به گور رییس جمهوران مبدل گردیده بود.

 ادامه دارد...