د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

نسبت به تبلیغات پوچ خارجی ها، عقل و منطق ما بهتراست

عبدالرحیم موسی زی 10.09.2014 16:41

 فریاد از آزادی بیان میزنیم، از ژورنالیست ناخوانده، غیر مسلکی و بی احساس گرفته تا به سیاسستمداران کاذب ما همه آنها به ملت خود حقیقت را نمی گویند.
بیش از یک دهه میشود که افغان ها خون اولاد های خود را می نوشند، مرده های آنها را زاغ ها میخورند، در دشت ها مانند حیوانات زندگی را بسر میبرند، مگر یک کشور ثروتمند لعنتی و خدا ناترس کمک راستین را با آنها انجام نمیدهد، اما برعکس آن میلیون ها پولی که برای شعارهای شان به شکل اعانه میدهد که تا هنوز در کوچه های غرب هم بدست نیاورده است.
شوروی سابق آیدیالوژی بدبخت خود را بالای ملت متقی و بیچاره افغان تحمیل کرد و نسل جوان و تحصیل یافته جامعه را به چنان یک نظام ی حاکم کرد که حتی پدر های آنان از آنها نفرت داشتند و برای غرب یک بهانه آمدن به منطقه پیدا شد مگر تمام حقیقت ها به این رسانه ها و نظریات سیاسی خلاصه نمیشود.
جهت کمپاین سناتور امریکایی چارلی ویسلن، اسرائیل حدود پنج و نیم ملیارد دالر را برای جهاد به این خاطر نداده بود تا اینکه در کابل جمهوریت اسلامی به میان آید، آنها اهداف مختص به خودی داشتند و آنرا تکمیل کردند، ملیون ها دالر به جنرال پاکستانی اختر عبدالرحمان به این منظور داده نمیشد تا اینکه مجاهدین را برای پیروزی آموزش دهند، بلکه آنها مقاصدی داشتند که به آن نایل شدند، به هزار ها میل سلاح های نو و کهنه را در دست نو جوانان دوازده ساله مهاجر افغان به این نمیدادند که اسلام را کمایی نمایند، بلکه آنها از روحیه ملی افغان ها که بخاطر آزادی کشور شان داشتند فایده های خود را بدست میاوردند.
با یورش شوروی سابق بالای افغانستان به هزار ها تن علمای بی گناه دینی، روشنفکران، تاجران و سایر ثروتمندان ما زنده ناپدید شدند، به نقل از ملل متحد شش ملیون افغان فقط همراه با یک پیراهن و تنبان مجبور به ترک قریه و قصبات شان شدن، بعضی شان به بسیار بی عزتی به قتل رسیدند و هیچ گاهی مرتکبین آن جنایات را دریافت نکردیم.
اکنون که بیست و پنج سال از این بحران جهانی بشری میگزرد، افغان ها تا هنوز هم به خاطر همان متحدین خود خواه شان در یک جنگ مجهول خون های یکدیگر خود را می نوشند و حتی به زند گی شان به تنگ آمدند.
تعدادی تا الحال هم بنام خلقی و پرچمی تحت یک بیرق از همدیگر نفرت دارند، همین افغان ها در جای دیگر بنام حزب اسلامی حکمتیار و جمعیت با همدیگر دشمنی دارند، در جای دیگر بنام پاکستان و ایران باهم خصومت دارند و جای دیگر بنام سنی و شیعه با یک دیگر خوب نیستند علاوه بر تعصبات قومی، لسانی حتی زد و بند های بالای لحجه های سمتی نیز در کشور ما وجود دارد بناءً ما باید به منظور رفاه این کشور بیچاره و ملت بی سرنوشت تمام این بد بختی ها و امراض را کنار بگذاریم فقط و فقط در فکر آرامی ملت ، کشور و سایر همنوع ما که تحت ستم ظالمان هستند باشیم.
در طول بیست سال با پول غرب گروه های به میان آمده است که بعضی شان فرهنگ تاریخی و دین متمدن را بدنام ساختند، بعضی شان مدنیت را شرمسار ساختند و بعضی شان دیموکراسی را، همین گروه ها که اکثریت افراد بلند رتبه شان به پول غرب تربیه شدند و مزدوران آنها بودند، هیچ کدام آنان حمایت واقیعی قریه و قصبات خود را ندارند و نه به ملت رجوع کردند، آنها باشنده های قریه و قصبات خود را یا به زور و یا هم به فتوای کتاب های پنجابی ها تحت حکم خود نگه و مطیع میداشتند ، که بعضی شان تا اکنون عملاٌ این کار را انجام میدهند.
از افراط گرایان اسلامی گرفته تا به دیموکراسی پیشرفته تمام نظریات از راه تحیقق انکشاف نموده و جامعه ها آنرا پذیرفته، مگر در افغانستان و مناطق همجوار این نوع پدیده ها باید به زور و ستم تحمیل گردد، مسولین فاسد باید در حاکمیت باشند، با پول خیرات باید اطفال و جوانان ما به مکتب و پوهنتون بروند، به پول گدایی ما باید معاشات کارمندان دولتی خود را بدهیم و با پول خیرات سایر نیازمندی های کشور را حل نمائیم. چرا؟
ما روشنفکران خود را بهتر میشناسیم، ما مجاهدین خود را خوب می شناسیم، حتی طالبان دینی را که هر کس در هر قریه های خود احترام تهذیب، اخلاق و دانش آنان را میکردند بهتر می شناسیم مگر در این گروه ها برای آنها جای داده نمیشود، به آنها به چشم حقارت دیده میشود آنها را مورد مسخره قرار میدهند و در هنگام یافتن نفوذ و شهرت حقیقی آنها به شکل مرموز کشته میشوند و اگر آواز کسی را به قلم بکشیم ما نیز به همان سرنوشت دچار میشویم.
جنگ که فقط برای کشتار افغان های بی گناه تحمیل گردیده به رسانه ها، به شعار های دیموکراتیک، با تقبیح گفتن ها و با تبصره های فرضی حکومت حل نمی شود هرگز به وعده ها و سناریو های فریب دهنده خارجی ها فریب نخورید و برای پایان دادن این خون ریزی ها ضرورت به یک اقدام بزرگ است و آن نیاز به اراده راسخ من، تو و دوست من و تو دارد.
در پایان نوشته خود، برای ملتم میگویم:
نیاز ی نیست که تمام مبارزات  بنام کسب قدرت سیاسی آغاز شود، ما باید در میان خود کلمات و اصطلاحات طالب، مجاهد، کمونیست، خلقی، پرچمی، غربی این و آن را گم کنیم، با داشتن تقوی مقدس و روحیی ملی همدیگر را برادر فکر کنیم، به جای تبلیغات پوچ و بی اساس خارجی ها از عقل و منطق خود کار بگیریم و تمام ملت به جهانیان به یک صدا بگوید که ما مخالف هیچ کسی نیستیم، مگر ما آزادی حقیقی میخواهیم، میخواهیم در کشور خود آزاد زند گی کنیم تمام ملت و تمام اقوام ساکن در افغانستان در برابر این خاک مسئول هستند بناءً برای هر خدمت به وطن و ملت به شکل دوا طلب حاضر باشند.