د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

شکست روسها و روز ٢٦ دلو

قاضى محمودالحسن (جاهد) 15.02.2014 22:11

روز ٢٦ دلو در تاريخ کشور ما يک روز تاريخى و روز خروج آخرين فرد اشغالگران روسى است روزى است که پکت بزرگ وارسا هستى خود را از دست داده جهان کمونيزم به شکست فاحش و رسواىى جبران نا پذير روبرو شد، اتحاد جماهير شوروى وقت ،که با اشغال افغانستان خواب رسيدن به آب هاى گرم و گسترش ساحه نفوذ استعمارى بود،  در برابر يک ملت پا برهنه و دست خالى که ملت مسلمان افغان است، شکست خورد و نه تنها به خواب خود دست نيافت برعکس کشور شوراها از سلطه امپراطورى سرخ روسى آزاد و اتحاد جماهير شوروى وقت، از نقشه جهان حذف گرديد، با اين رويداد عظيم تاريخى، مجاهدين افغان افتخار بزرگى را به دست آورد و جهان از شر کمونيزم در امان ماند، بطلان تيورى تيوريسن هاى مارکسيزم ثابت و پيروان آن در تمام جهان از فعاليت باز ماندند .
هنگاميکه روسها براى پاسدارى دولت ملى و ديموکراتيک باند هاى اجير روسى وارد افغانستان شده کشور ما را اشغال کردند ، کشور هاى منطقه و جهان به اين باور بودند که مقابله و جنگ با ارتش سرخ روسى ناممکن و جنگ در افغانستان را نا تمام و بى نتيجه مى دانستند، روسها هم به اين باور بودند که افغانستان جزء مستعمره آنها شده انديشه مارکسيزم، لينينزم درميان افغانها پياده و اسلام و نظريات اسلامى ازين مرز و بوم يکسره از بيخ وبن کشيده خواهد شد .
کمونيزم که يک انديشه خيالى و روى حدس و تخمين مارکس و انگلس اساس گذارى شده، هيچگاه پيام خوبى براى بشريت نداشته است مارکس در جزوه خود بنام مانيفست حزب کمونيست پيش بينى کرده، اولين کشورى که انديشه کمونيستى در آن پياده ميشود انگلستان يا آلمان است، اين پيش بينى وى متکى به اين دليل بود که مارکس و انگلس از آلمان و انگلستان اند در حاليکه بر خلاف اين پيشينى ، لينين در روسيه اين انديشه را به اريکه قدرت رساند و تا حال انگلستان از حاکميت مارکسيزم طرفه رفته است، فرماسيون هاى اقتصادى و اجتماعى، پنج مرحله تاريخى واژه هاى کمون اوليه، بردگى ، نظام اقطاعى، بورژوازى و کمونيزم هر کدام که از انديشه مارکس تراوش کرده و فاز هاى دوگانه ماترياليزم دياليکتيک ( سوسياليزم و کمونيزم ) طبقه بندى شده است و آمدن دوره کمونيزم را حتمى مى دانند يک تيورى خيالى وبى اساس است .
مارکس که از واژه خود گردانى اجتماعى کمونيستى به حيث آخرين تحول اجتماع ياد کرده بودن دولت، پوليس و قضات را نفى مى کند و ضرورت توجيه افراد اجتماع و کنترول آنها را توسط يک قوۀ حاکم بر اجتماع غير ضرورى و اصلاح وجدان و ضمير و حاکميت درونى کمونيستى را کافى مى شمرد همه و همه يک سلسله خيالات و نظريات تو خالى بوده که اگر خود آنها فعلاً زنده مى بودند بر خود لعنت و برايده هاى خنده آور شان مى خنديدند و از آن تنفر ميکردند.
پاسدارى همين انديشه با ديکتاتورى پرولنرى جلادان بى رحم و قسى القلب را براى قتل و کشتار ملت ها توظيف ميکردند تا با جبر و اکراه انديشه شان را پياده و بى رحمانه مخالفين شان را بکشند همين جلادان و حاميان نظام ديکتاتورى کشور ما را تخته مشق خود قرار دادند و تا آخرين توان در از بين بردن مقاومت مجاهدين تلاش کردند، غافل از آنکه اسلام درميان ملت مسلمان افغان ريشه هاى عميق داشته افغانها غير از اسلام هيچ دىنى ديگرى را نمى پذيرند و با آن عده افغانانيکه از دين اسلام برگشته راه ارتداد را برگزيده اند رابطه هاى شان را قطع و به حيث دشمنان خود و مزدوران خارجى ها مى شمارند .
مجاهدين افغان با قاطعيت کامل به خاطر استرداد استقلال کشور و طرد متهاجمين به جهاد و مقاومت پرداختند همه تکاليف و مشقت ها را متقبل و به قربانى و شهادت در راه خدا آمادگى گرفتند، با گذشت چند سال محدود روسها با دادن تلفات جانى و مالى زيادى از نيرو و قوت باز ماندند و انقلاب برگشت ناپذير کمونيست ها در آستانه برگشت قرار ُگرفت ، مجاهدين روز به روز قوى تر و داعيه جهاد گرمتر و حاميان زيادى پيدا کرد . روسها فهميدند که پيروزى در برابر مجاهدين ناممکن و همه چيز را از دست داده اند، مجبور شدند که از حمايت کمونيست هاى افغانى دست بردارند و از دوام بقا، در افغانستان منصرف گردند که به همين دليل به کشيدن نيروهاى نظامى شان پرداختند .
شکست روسها در افغانستان سبب آزادى کشور هاى آسياى ميانه شده ديوار برلين را از بين برد، انديشه کمونيزم حمايت مردمى را در دنيا از دست داد پکت وارسا مضمحل شد.
تاريخ ٢٦ دلو در تاريخ کشور ما يک روز تاريخى و خروج آخرين فرد متجاوز روسى در همين روز صورت گرفته است و در تاريخ ٢٦ دلو سال  ١٣٦٧  همه نيروهاى اشغالگر روسى افغانستان را ترک و مجاهدين افغان افتخار بزرگى را به دست آوردند .
شکست و خروج روسها از افغانستان، نشان داد که جنگ و مقابله با هر ابر قدرت دنيا ممکن و استقلال و آزادى با دادن قربانى، ثبات و پايمردى حاصل ميگردد و اين واقعيت تاريخى مبين آنست که آزادى داده نميشود بلکه آزادى گرفته ميشود و هر ملت غيور، قاطع و مصمم مى تواند که در نتيجه جهاد و مقابله با زورگويان تاريخ به اهداف و آرمان هاى اسلامى خود نايل آيد .