د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

غبن و تاراجگرى دولت شوروى وقت در معاملۀ صدور گاز طبعى افغانستان به آن کشور

انجنيرعبدالکافى رسولى 08.05.2012 11:14

قبل ازينکه به بررسى و ارزيابى موضوع پيچيده و نهفتۀ وقت، يعنى صورت صدور و چگونگى قيمت گاز طبعى افغانستان به ارتباط دولت آنوقت اتحاد شوروى بپردازم، لازم پنداشته ميشود تا از ساحات دلچسپ نفت و گاز اين سرزمين باستانى بطور اجمال ياد آور شوم. طوريکه ذخاير نفت و گاز از جملۀ عظيم ترين منبع ثروت را در ساحۀ اقتصاد کنونى جهان تشکيل ميدهد و کشور هاى نيک اقبال که ازين منابع سرشار طبعى بر خوردارند از لحاظ ثروت غنى ترند. از همين جاست که از سالهاى متمادى به اينطرف تلاش و سبقت به سطح جهانى براى کسب تسلط به منابع بزرگ نفت و گاز در عرصۀ اقتصادي، سياسى و حتى نظامى به اوج خود رسيده است. کشور هاى پيشرفتۀ صنعتى جهان و کمپنى هاى نفتى در سراغ و دسترسى به منابع نفت و گاز هستند و در تلاش اند تا ازين منابع طبعى بهره مند گردند. چرخهاى اساسى تحرک اين جهان و به صورت اخص جهان غول پيکر صنعتى به اين مادۀ پر ارزش طبعى سخت وابسته بوده وبه همين علت است که دورنماى زندگى جامعۀ بشرى را عميقاً بخود معطوف ساخته است. ازينکه در ساحۀ انرژى و ساير ساحات مورد استعمال آن تا کنون چنين مادۀ پر ارزش ايجا د نه شده تا جانشين ابعاد وسيع نفت و گاز گردد.
سر زمين کهن سال افغانستان هم قبل از جنگ جهانى دوم از نگاه نفت و گاز مورد توجه و علاقه مندى کمپنى هاى نفتى جهان غرب قرار داشته که توجه بيشتر آنها به ساحات شمال  و شمال غرب اين کشور بود. اما به وضاحت بايد يادآورى نمود که علاوه از ساحات متذکره به اساس مطالعات و تحقيقات مناطق ديگر, که من جمله ساحۀ حوضۀ غرب، ساحۀ حوضۀ جنوب غرب، ساحۀ حوضۀ جنوب و جنوب شرق (بلاک کټواز) نيز از نگاه دورنماى نفت و ګاز دلچسپ ارزيابى گرديده است. همچنين قابل تذکر است که برخى از قسمت هاى اين حوضه هاى متذکره از نگاه نفت و گاز بسا مثمر تشخيص شده که عبارت از ساحۀ کشمير ولايت فراه بوده که در سرحد غربى کشور موقعيت دارد و ايجاب مطالعه و تحقيقات بيشتر را مينمايد.
از آنجائيکه در سال ١٩٣٦ در خاواک  ماوراى درياى آمو در جوار سرحد شمال افغانستان ذخيرۀ نفت کشف گرديد، به همين اساس و ارتباط به تفحص نفت و گاز در حوضۀ شمال و شمال غرب کشور توجه و علاقمندى بيشتي معطوف گرديد. به اساس همين علاقه مندى يک کمپنى امريکايى به منظور تفحص نفت و گاز يک سلسله مطالعات و تحقيقات را در ساحات مختلف شمال افغانستان که من جمله کندز، خان آباد، تالقان، تاشقرغان، مزار شريف، شبرغان، سر پل، و ميمنه و يک قسمت غرب کشور انجام داد. در جريان فعاليت کمپني امريکايى چندين ساختمان نفت و گازدار تشخيص گرديد.
ازينکه طرز فعاليت کمپنى امريکايى بسيار ابتدايى و غير سيستماتيک بود از فعاليت آن نتيجۀ مطلوب حاصل نه گرديد و به شکست فعاليت کمپنى مذکور منجر شد. بعداً به منظور نظم بهتر تفحص و اکتشاف نفت و گاز در سال ١٩٥٥ رياست تفحصات پټرول در شمال کشور در چوکات وزات معادن و صنايع تاسيس گرديد و امور تفحص نفت و گا زرا رهبرى مينمود. رياست تفحصات پترو ل به منظور بهتر تفحص نفت و گاز قرار داد را به يک کمپنى سويدنى عقد نمود که به اين اساس اولين بارکار سروى جيالوجى و توپوگرافى ساختمان  انگوت سر پل که از نگاه نفت و گاز دلچسپ بود آغاز نمود. تقريباً در اوايل سال ١٩٥٧ اولين چاه معلوما تى به عمق ٩١٨ مترتکميل و علايم نفت و گاز درا ن به مشاهده رسيد. لذا روى همين اساس بود که دلچسپى و علاقمندى به تفحص و اکتشاف نفت و گاز در شمال کشور پيش از پيش در محراق توجه قرار گرفت.
همچنين به ادامۀ هدف متذکره جهت اجراى مطالعات عميقتر و تفحص وسيع تر و سيستماتيک نفت و گاز به تاريخ هفتم جنورى سال ١٩٥٧ موافقتنامۀ به دولت شوروى وقت به امضا رسيد که به اساس کومک اقتصادى و تخنيکى آن کشور فعاليت اساسى تفحص نفت و گاز در سال ١٩٥٧ آغاز گرديد.
اين فعاليت ها جهت تعين و تشخيص ساحات و ساختمان هاى نفت و گاز دار که نخست چهل وپنج هزار کيلو متر مربع ساحه را در نواحى ولايت شبرغان احتوا مينمود، و بعداً اين ساحه به بيش از يکصد و سيزده هزار کيلو متر مربع گسترش يافت. اين ساحۀ وسيع از نشيب سمت شمال سلسلۀ هندوکش و تيربند ترکستان تا سرحدات تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان و ايران را در بر ميگيرد. در اثر مطالعات و تحقيقات جيالوجيکى در ساحۀ متذکره در حدود ٣٥٤ ساختمان مساعد نفت و گاز تشخيص شده که در نتيجۀ امور تفحصاتى در يک عدۀ از ساختمانها علايم موجوديت نفت و گاز از قبيل ساختمانهاى ساحۀ سر پل، يتيم تاق، خواجه گوگردک، خواجه برهان، پايان غور، شيرم، البرز، قشقرى، لاتى، على گل، جمعه، جنگل کلان و غيره به مشاهده رسيد. طوريکه در تعقيب مرحلۀ تفحصاتى عميق تر، مرحلۀ فعاليت هاى اکتشافي آغاز و ادامه يافت که به اساس آن مقدارى از ذخاير نفت و گاز در ساختمانهاى تشخيص و تثبيت شدۀ خواجه گوگردک،يتيم تاق، خواجه برهان، جرقدوق و جمعه سنجش و محاسبه شده که مجموع ذخاير گاز آن ١٢٣،٧٨ مليارد (يکصد و بيست و سه عشاريه هفتادوهشت مليارد) متر مکعب تخمين شده است. اما بعداً در اثر محاسبه و سنجش در مقدار ذخاير آن تغيرات به وقوع پيوسته است. اما ناگفته نبايد گذاشت که ذخاير نفت و گاز در ساحۀ متذکره از نگاه ستراتيگرافى (stratigraphy) مربوط به طبقات دورۀ تباشير(cretaceous ) فوقانى و تحتانى و دورۀ جوراسيک (Jurassic) فوقانى ميباشد.
در مورد ذخاير نفت بايد متذکر شد که تا کنون در ساختمانهاى انگوت، آقدريا، قشقرى و غيره يک مقدار ذخاير کوچک محاسبه و تثبيت شده که از لحاظ کميت قابل ملاحظه نبوده و ازان به حيث تيل خام در داخل کشور استفاده شده ميتواند. بسا اميدوارى است که در تفحص و انکشاف آيندۀ نفت و گاز ذخاير قابل ملاحظه نفت در پهلوى ذخاير گاز نيز تشخيص و تثبيت گردد.
اکنون بحث خودرا بر اصل موضوع پيچيده و نهفتۀ وقت، يعنى صورت صدور و چگونگى فروش گاز طبعى افغانستان متمرکز ميسازم.
به اساس کمک هاى اقتصادى و تخنيکى شوروى که در برخى از ساحات مراحل تفحص و اکتشاف نفت و گاز به اکمال رسيد و ذخايرتشخيص و تثبيت شدۀ گاز، آمادۀ بهره بردارى و استخراج گرديده.
لذا به همين ارتباط اولين موافقتنامه در مورد کومک هاى تخنيکى شوروى وقت به منظور ترتيب امور استخراج و بهره بردارى از گاز طبعى افغانستان و صدورآن به اتحاد شوروى وقت به ١٧ اکتوبر سال ١٩٦٣ در کابل به امضا رسيد. اين موافقتنامه يکى از اسناد اساسى در مورد بهره بردارى و صدور گاز طبعى به حساب ميرود. به رويت همين موافقتنامه از ربع چهارم سال ١٩٦٦ الى سال ١٩٨٥ به ميزان ١،٥ مليارد (يکونيم مليارد ) متر مکعب گاز طبعى سالانه از حوضۀ شمال افغانستان به شوروى وقت صادر مى شد. همچنين در پروتوکول سال ١٩٦٧ قيمت گاز طبعى افغانستان الى سال ١٩٨٥ تقريباً براى مدت هژده سال به قيمت ثابت ٥،٦ (پنج عشاريه شش ډالر امريکايى) فى هزار متر مکعب تصريح شده بود. اما بعداً در قيمت گاز در دوران صدور آن تغيرات به وقوع پيوست. به رويت موافقتنامۀ سال ١٩٦٣ به تاريخ ١٩ اکتوبر سال ١٩٦٧ بهره بردارى از معدن  خواجه گوگردک آغاز و تواًم به آن صدور گاز به شوروى وقت از طريق پايپ لين جريان و انتقال يافت. در جريان بهره بردارى از ١٩ ماه اکتوبر سال ١٩٦٧ الى جون سال ١٩٦٩ تقريباً به حجم ٢٩،٢٧ ميليارد متر مکعب گاز (بيست و نه اعشاريه بيست و هفت ميليارد متر مکعب) گاز استخراج گرديده که ازان جمله ٩٦،٨٣ ٪ ( نود و شش اعشاريه هشتادوسه فيصد) به  شوروى وقت صدور يافته و محض از ٢،٩٣٪ (دو عشاريه ٩٣ فيصد) آن در داخل کشور استفاده شده و باقى ٠،٢٤٪ (صفر اعشاريه بيست و چهار فيصد) در جملۀ ضايعات محسوب گرديده است. البته صدور گاز طبعى به کشور شوروى وقت تقريباً بعد از نيمۀ سال ١٩٧٩ به نسبت بي ثباتى در کشور و مشکلات تخنيکى مختل شده، اما با آن هم ممکن براى يک مدت کوتا يک مقدار گاز صدور يافته باشد که حجم آن قابل ملاحظه نخواهد بود. لذا آن مقدار از گازيکه بعد از نيمۀ سال ١٩٧٩ صدور يافته که چکيده هاى خسارۀ آن در صورت سنجش و محاسبه مندرجات متن هذا شامل نيست.
موافقتنامۀ ١٧ اکتوبر سال ١٩٦٣ و پروتوکول سال ١٩٦٧ که در مورد قيمت و صدور گاز بين دولت افغانستان و دولت شوروى وقت به امضا ارسيد که برخى از مواد آن بيانگر نيت شوم و صورت امر تحميلى بالاى جانب افغانى بوده است. همچنين،  در مورد چگونگى صدور و خريد گاز و مواد برخى از موافقتنامه و پروتوکول ها در متن آ تى اين مندرجات توضيح و روشنى لازم انداخته خواهد شد.
­ طوريکه در بند سوم پروتوکول سا ل ١٩٦٧ به وضاحت آمده است که قيمت گاز طبعى از سال١٩٦٦ الى سال  ١٩٨٥ تقريباً براى براى مدت ١٨ سال طور ثابت به مبلغ ٥،٦ (پنج عشاريه شش) ډالر امريکايى فى هزار مترمکعب تصريح شده است. گرچه قيمت گاز طبعى در مدت جريان صدورش قسماً چند مرتبه تغير نموده، اما در متن پروتوکول چنين مطلب ذشت دور از انصاف و عدالت بوده و بيانگر نيت شوم آن دولت و يک امر تحميلى بالاى جانب افغانى محسوب ميشود.
­ در اسناد اساسى مربوط به صدور گاز طبعى تذکر رفته که بايد نمايندگان طرف افغانى و شوروى در هر دو سال يک مرتبه و يا بيشتر ازان روى موضوعات مربوط به تامين موافقتنامه و پروتوکول ها به صورت متناوب در کابل و مسکو مذاکره نمايند. اما طرف شوروى وقت در مورد تعين و تجديد قيمت گاز براى سالهاى ١٩٧٦ و ١٩٧٧ به کمال بى اعتنايى لجاجت و عدم مراعات از اسناد اساسى به  مذاکره حاضر نه گرديد و به نسبت عدم مذاکره تجديد قيمت گاز صادرۀ هردو سال متذکره  را معلق گذاشت. اما طرف شوروى وقت بعداً تعين قيمت گاز صادرۀ هردو سال را  به رويت قيمت هاى مروجۀ قبل از سال ١٩٦٧ بالاى جانب افغانى تحميل نموده که طرف افغانى ازين ناحيه متحمل خسارۀ گزاف گرديد. و يا به عبارت ديگر تفاوت عوايد گاز از درک ازدياد قيمت آن و همچنان موضوع ارزش فعلى پول با نظرداشت به تعويق انداختن عايد گاز از يک سال به سالهاى مابعد و نرخ تکتانه  ١٠٪ (ده فيصد) ارزش بعدى پول ازدياد قيمت گاز بعد از سپرى شدن يکونيم سال به مليون ها ډالر بالغ ميگردد. اين پول بالاى جانب شوروى قابل حساب است، و در مجموع چگونگى معاملۀ صدور گاز طبعى افغانستان شامل و ارزيابى ميگردد.
طوريکه به اساس موافقتنامۀ سال ١٩٦٣ و پروتوکول سال ١٩٦٧ و قراردادهاى فرعى سالانه که قيمت گاز طبعى افغانستان نظر به ارزش حرارتى آن تعين ميگردد. ازآنجائيکه در هر متر مکعب گاز طبعى صادر شدۀ افغانستان بين ارزش حرارتى حقيقى و و قبول شدۀ طرف شوروى وقت در حدود ٢٥٠ کالورى در فى متر مکعب گاز از جانب شوروى وقت نظر به ارزش کالورى حقيقى آن کمتر قبول و محسوب گرديده است. اين رقم کوچک تفاوت کالورى در مليارد ها متر مکعب گاز طبعى صادر شدۀ افغانستان، رقم بزرگ مبالغ را تشکيل ميدهد و پول گزاف ازين ناحيه به کيسۀ غارت باج گيرانۀ دولت شوروى وقت ريخته است، که بالاى آن ابر قدرت وقت قابل حساب ميباشد
­ ازانجائيکه تعلل و عدم تسريع در تحويلدهى و تحويلگيرى گاز که بين صدور و تحقق پذيرفتن عوايد گاز يک فاصلۀ زمانى هفت هفته (٥٢ روز) را در بر ميگرفت که از نگاه دوران حسابى باعث ايجاد خلاى زما نى ميگرديد. ازينکه بخش اعظمى عوايد گاز صادر شده به حساب قروض و تکتانۀ دولت شوروى وقت وضع و معامله ميشد. درصورتيکه اين فاصلۀ زمانى بحد اقل تقليل مى يافت، مفاد بيشتر از مدرک تصفيۀ قروض و تکتانه به جانب افغا نى فراهم ميگرديد. اما عوايد گاز صادره که از لحاظ خلاى زمانى بيدون تحقق پذيرفتن در تصفيۀ قروض و تکتانه قرار داشته که اين امر به ضرر جانب افغانى تمام گرديده و به شوروى ازين ناحيه منفعت رسيده است.
­ در مورد صدور و عوايد  گاز طبعى نقطۀ قابل توجه  تسعير ډالر امريکايى به پول روبل است. ازينکه فروش و عوايد گاز طبعى افغانستان به ډالر امريکايى و قروض شوروى به روبل بود، شوروى وقت براى تصفيۀ حساب قروض خود، عوايد ډالرى گاز طبعى را حسب ميل خود بيدون نظرداشت مارکيت آزاد به روبل تبديل ساخته و به حساب قروض و تکتانۀ خود وضع و معامله مينمود. در نرخ تسعير ډالر طرف افغانى هيچ نقش نداشته و همه ابتکار و صلاحيت درين مورد  در دست طرف شوروى وقت قرار داشت.
در چند سال اخير از طرف شوروى وقت تسعير ډالرى عوايد گاز طبعى به پول روبل ازين قرار بود:
درسال ١٩٧٧ مبلغ ١٠٠ دالر (صد دالر) امريکايى به ٦٥،٤٠ روبل (شصت و پنج عشاريه چهار) روبل شوروى وقت تسعير شده است.
در سال ١٩٧٨ مبلغ ١٠٠ ډالر (صد ډالر) امريکايى معادل به ٦٩،١٠ روبل ( شصت و نه عشاريه يک) روبل شوروى وقت تسعير شده است.
در سال ١٩٧٩ مبلغ ١٠٠ ډالر (صد ډالر) امريکايى معادل به ٦٥،٤٠ روبل (شصت وپنج اعشاريه چهار) روبل شوروى وقت تسعير شده است.
البته در سالهاى قبلى تسعير ډالر به روبل ازين هم نازل تر  متصور است.
ارقام فوق تسعير ډالر به پول روبل  نشان دهندۀ يک غارت بر ملاى دولت شوروى وقت به حساب ميرود که درين بخش از عوايد گاز طبعى افغانستان به دها ميليون ډالر به کام اژدها گون خود فرو برده است. لذا قابل تذکر است که دولت شوروى وقت در حدود ٧٠ ٪ (هفتاد فيصد) از عوايد گاز طبعى به حساب قروض و تکتانه آن  وضع و معامله نموده و در حدود ٢٧٪ ( بيست و هفت فيصد) آن به حساب معاملات تجارتى انتقال يافته است. همچنين در حدود ٣٪ (سه فيصد) پول مازاد مدرک گاز نيز به قروض خاص شوروى وضع و معامله گرديده است. پول ٣٪ (سه فيصد) مازاد مدرک فروش گاز طبيعى عبارت از مبالغ است که دولت شوروى وقت از آغاز صدور گاز الى اخير سال١٩٧٨ مبلغ٣٥ سنت (سي وپنج سنت) در فى هزار متر مکعب گاز طور اضافى به پرداخت آن متقبل شده بود. اين پول از آغاز صدور گاز الى اخير سال١٩٧٨ در مجموع عوايد گاز طبعى در حدود ٣٪ (سه فيصد) آ نرا تشکيل داده است. درين پول نقطۀ قابل توجه آن است که پول مذکور بيدون نظر داشت ارزش حرارتى گاز محاسبه شده و جانب افغانى ازين ناحيه يک مقدار پول را از دست داده است . اگر پول ٣٥ سنت (سي و پنج سنت) از آغاز صدور گاز طبعى شامل قيمت آن ميبود، منفعت بيشتر ازين ناحيه به جانب افغانى فراهم ميگرديد.
­ در مورد معاملۀ صدور گاز يک نقطۀ عمده و مهم آن قيمت خريد گاز طبعى از طرف دولت آنوقت شوروى است که درا ن بسا غبن و تاراجگرى صورت گرفته است. طوريکه خريد گاز از آغاز صدور تاريخ ٢١ اکتوبر سال ١٩٦٧ الي ٨ مى ١٩٧٢ به قيمت ثابت ٥،٦ ډالر (پنج اعشاريه شش ډالر) امريکايې بوده است. اما بعد از تاريخ ٨ مى ١٩٧٢  الى اول اکتوبر سال ١٩٧٤ که در طول مدت متذکره در قيمت گاز، محض مبلغ ١،١٥ ډالر (١،١٥ دالر) تزئيد رونما گرديده است. همچنين ا زاول اکتوبر سال ١٩٧٤ الى شروع سال ١٩٧٩ در قيمت گاز چندين مراتب افزايش ها بر حسب ميل و ارضاى دولت شوروى وقت به عمل آمده است. اما اين همه افزايش هاى قيمت گاز طبعى افغانستان در طول زمان صدور آن نظر به مقايسه قيمت گاز طبعى سائر کشور هاى جهان به سطح خيلې نازلتر بود. از آنجائيکه در سال ١٩٦٥ قيمت گاز طبعى در جهان بين ٦،٨ (شش اعشاري هشت) و ٢٧،٥ ( بيست و هفت اعشاريه پنج) ډالر فى هزار مترمکعب بود. اما قيمت گاز طبعى افغانستان نظر به پائين ترين قيمت سال  ١٩٦٥ به اندازۀ ١،٢ ډالر (يک اعشاريه دو) ډالر، و به مقايسۀ بلند ترين قيمت همان سال ٢١،٩ (بيست و يک اعشاريه نه) ډالر در فى هزار متر مکعب کمتر بود.
همچنين در سال ١٩٧٩ قيمت گاز طبعى امريکا مبلغ ٧٩،٤٨ ډالر ( هفتادو نه عشاريه چهل و هشت) ډالر و قيمت گاز طبعى مکسيکو در همان سال ١٢٨،٠١ ( يکصدو بيست و هشت عشاريه يک) ډالر فى هزار متر مکعب بود. طوريکه قيمت خريد گاز طبعى، افغانستان در همان سال مبلغ ٣٧،٨٢ ډالر (سي و هفت عشاريه هشتاد و دو) دالر فى هزار متر مکعب بود.
طوريکه از ارقام قيمت هاى متذکرۀ گاز در سال ١٩٧٩ به وضاحت معلوم است که قيمت گاز طبعى افغانستان به مقايسۀ امريکا و مکسيکو باالترتيب در حدود ٢،١ (دو عشاريه يک) چند و ٣،٨٥ (سه عشاريه هشتادوپنج) بار کمتر است. اما درين مورد قابل تذکر است که در تعين قيمت گاز طبعى کشور هاى توليد کننده عوامل مختلف دخيل و نقش دارند. البته چگونگى شرايط گاز طبعى کشور هاى امريکا و مکسيکو نظر به گاز طبعى افغانستان از شرايط مساعد و بهتر برخوردار بوده که در صعود قيمت گاز آن نقش برجسته داشه است.
اما محاسبۀ نسبى مقا يسوى قيمت ګاز طبعى افغانستان به قيمت گاز کشور هاى متذکره از نگاه قرينه سنجى و استنباط بى ارتباط نبوده، که به اين اساس تفاوت رقم درشت تنزيل قيمت گاز افغانستان به وضاحت نشان دهندۀ غبن بزرگ دولت شوروى وقت به حساب ميرود. اين اعمال آن دولت نشان دهندۀ چهرۀ سياه و ظالمانۀ نظام آنوقت است. از آنجائيکه  از صورت حساب و سنجش همه جانبه به رويت اسناد و مدارک چنين نتيجه بر مى آيد که دولت آن وقت شوروى از جوانب مختلف عوايد گاز طبعى افغانستان به شکلى از اشکال و نحوى از انحا قيچى نموده و در حدود١١٠ ميليون (يکصد و ده ميليون) ډالر را تاراج و به کام جهان خوار آن دولت جوک خصلت سرازير شده است.
به يقين کامل، در صورت محاسبۀ دقيق اين معاملۀ گاز از طرف يک هيئت باکفايت، رقم پول تاراج شده ازين هم چند برابر بالا خواهد رفت.