د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

مصطفی «عمرزی»

12.11.2016 20:44    |   مصطفی «عمرزی» شدت مداخله ی ایرانی- فارسیستی

ایران، کشوری ست که در بررسی ماهیت سیاست هایی که می توانند برای ما بی نهایت مضر باشند، نباید هرگز در مقام های پایین قرار گیرد. تولد جدید این کشور با حاکمیت پهلوی، انقلاب اسلامی و بالاخره کشوری با توانایی های نظامی و اقتصادی متکی بر نفت که دست بازی برای مجریان مداخله گر این کشور می دهند، در بستری از اشتراکات فرهنگی که با نیم سده موجی از فعالیت های خوب و خراب فرهنگی- ایرانی در منطقه، دیده می شوند، می توانند بیشتر از همه، بر نابسامانی کشور هایی همانند کشور ما بیافزایند. اصولاً متن فارسیسم و ایرانیسمی که در حاکمیت پهلوی ها در ایران ساخته شد و اکنون جمهوری اسلامی با استفاده از آن ها، ممدی در کنار رژیم اسلامی دارد، زمانی که نسخه ی ولایت فقیه، کارگر نیست، می تواند برای سیاستگران ایران، امتیاز فرهنگی را تقدیم کند.

09.11.2016 10:05    |   مصطفی «عمرزی» شور و غوغا در ميان موانع سمنتي

هجوم آمريكاييان و سقوط طالبان، عدم توازن را به نفع مخالفان طالبان تا عمق لايه هاي اجتماع كشانيد و در آن جا هایي كه مخالفان دولت با تكيه بر نيرو هاي آمريكايي، فرصت يافته بودند، حال و هوا، سواي آن چه نبود كه در گذشته ي افغانستان- با وجود عبور از تمامي بحران ها، طبيعي مي نمود.

06.11.2016 13:19    |   مصطفی «عمرزی» ابتکاری که باید فرهنگ شود

تجربه ی کار حزبی و سازمانی در افغانستان، حداقل در بیش از سه دهه ای که گذشت، قبول ایده ی «دربست» در جهتی بود که نتیجه اش تضعیف پروسه ی فعالیت گروهی به منظور اولویت های ملی و مردمی می شود. دوگونه گی حاد چپ و راست افراطی، مبرمیت خواسته های ملت مان را به حاشیه می کشاند و در واقع با مرور کرونولوژی عمر کار حزبی- سازمانی، نمی توان بر نشانی هایی دل خوش کرد که در گذشته ی این تجربه (حزب و سازمان) می شناسیم؛ و اما در چهارده سال اخیر،

03.11.2016 11:15    |   مصطفی «عمرزی» «دانشگاه» به معنی «پوهنتون» دقیق نیست!

کسانی که بر نحوه ی انتقاد و ادبیات ضد افغانی، آشنایی دارند و دقت آنان از سطح ظاهر در محتوای مدعاست، می دانند که اغماض بر واقعیت های فرهنگی، تاریخی و ملی ما، از اصول سخن سرایی و یاوه بافی جریان معروف به ستمی گری ست. آلوده گی های فکری و تخریش وحدت فکری مردم ما که در نوع دیموکراسی یا در واقع تحت تاثیر فرهنگ غربی، بیش از هر چیزی از حرمت و احترام برای رعایت منافع علیای مملکت و مردم در خط تمایلات بسیار غیر منطقی قومی سقوط کرده است، نه فقط مستلزم بازنگری بر شیوه ی برخورد ما برای تصحیح است، بل ایجاب می کند با نگرش نو بر داده های فرهنگی، به ویژه در عرصه ی تاریخ و ادبیات، این توجه مبذول شود که آن چه به عنوان بروز واقعیت در جهت حقانیت مدعای خویش از تحریف تاریخ و فرهنگ می سازند، همان قدر که در گمراهی و انحراف فکری از رهگذر کار رسانه یی و

29.10.2016 13:27    |   مصطفی «عمرزی» تفكر قبيله يي؛ ويژه ي جوامع روستايي ست، فقط به ما نمي چسپد!

يكي از سوژه هايی كه بهانه براي تاختن به پشتون ها مي شود، مقوله ي تفكر قبيله يي ست كه فقط با بر شمردن زي ها و خيل ها در ميان شاخه هاي پشتون ها، اين تفكر را ويژه ي ما كرده اند و بدون شناخت از ماهيت تفكر قبيله يي، فصلي براي هتاكي و بي حرمتي در برابر قوم ما قرار مي دهند. و اما با اين همه هياهو پيرامون تفكر قبيله يي، آیا نشاني اي وجود دارد تا تعريفي از اين تفكر دهد؟ آن چه را تاكنون به عنوان تفكر قبيله يي بر ما بهتان بسته اند، عبارت از كردار و پندار چند چپي، راستي و بنيادگراي افراطي ست كه نمونه ي اعمال و تفكرات آنان در هيچ كجاي فرهنگ ما، پشتوانه نمي دهد و فقط بازتاب طرز تفكر چند آدم و آدمك است.

27.10.2016 12:05    |   مصطفی «عمرزی» تاملی در بنیان جعلیات (معرفی کتاب سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران)

نیاز های ما برای زدودن آلوده گی های فکری، پیش از آن که با تمرکز بر ایدیالوژی های وارده باشد، گونه ای از ایجابات در تدوین تاریخ نوین افغانستان است. باستانگرایی با تحمیق عمق تاریخی، که متاسفانه در رقابت منفی با ایران، از ساخته ها و پرداخته های آن، اکنون مواد اساسنامه های ستمی، ماده و فقره می سازند تا واقعیت افغانستان، در سایه ی جعلیاتی که حتی در 50 سال قبل، کمترین تعمیم اجتماعی ندارند و درمانده گی وابسته گان روستایی افغان ستیزان از شناخت مدعای آنان برای هژمونی فرهنگی، آشکارایی می دهد، ابزار های ضد این کشور و ملت، در توهم، جعلیات و دروغ هایی متراکم می شوند که در این مقال، با معرفی بُعدی از ابعاد شناخته نشده ی آن چه خیلی سخیف و نامعقول است، که چه گونه در جو به اصطلاح اشتراکات، از تورید انبوه نشریات بیرونی که امروزه با ضمایم رسانه یی هیاهو درست کرده اند و سوگمندانه با استفاده از دیموکراسی نوع صادراتی بر ما که هرگز دل خواسته نبود، در کنار هزار مشکل امنیتی، اقتصادی و آموزشی، توان فکری ما صرف مسایلی شود که اگر در طرف نقد آگاهانه ی آن ها، خیر اندیشه ی مردم باشد، طرف موافق با تعمیم فرهنگ ابتذال که استوار بر دروغ ها، بزرگ نمایی ها و جعلیات است، در حالی که در انزوای ناشی از خودخواهی از مفاد آن وسایل فرهنگی (زبان، ادبیات و ...) در زیان می شود، خودشان را در جایگاهی قرار داده اند که از تبارز هویتی با آن چه فقط چند کتاب و نوشته می شود، به اندازه ای به ذوق مردم بزنند که دوستی گفته بود: خراسانی، آریایی، پارسی و امثالهم، به فحش های رکیک می مانند.

24.10.2016 18:41    |   مصطفی «عمرزی» ادبیات سیاسی (داوود یعقوبی و کتاب قهوه ی تلخ)

تقابل قومی با توجیه اولویت ها و اغراضی که همواره در فرصت های بحران می یابند، گونه ی کار فکری- فرهنگی افغانان را در عادت صدور ادبیات سیاسی که از مدرک خاطر راس زعامت، پیچیده گی نظم عامه در کشور های متاثر از جنگ و صدور بحران را تنوع می دهد، از آغاز 7 ثور سال 57، به انبوهی می ماند که در مرحله ی اوج آن در یک دهه ی پسین، به سرحد افتضاح، بی شرمی و دیده درایی رفت.

23.10.2016 00:34    |   مصطفی «عمرزی» اصطلاح مضحک «پارسی دری»

بازی با شئونات فرهنگی و ثقافتی ما، از ویژه گی های مهم حاکمیتی ست که لشکریان دیموکراسی به ارمغان آوردند. در این مقال، جای تامل، افسوس و واویلا زیاد است، اما در فرصت کوتاه این نوشتار، بازهم حول ارزش فرهنگی زبان می چرخیم که در افغانستان، عنصر سیاسی اش را به نفع فارسیسم می خواهند بزدایند و با این بهانه، اجازه نمی دهند تبیین ماهیت جغرافیای سیاسی و تاریخ مجزا و مستقل ما که امروزه ما را از شان صاحب کشور بهره مند می سازد، در حالی قوام یابد که زیر فشار تهاجم فرهنگی بیگانه، عمده ی بحث های ما، توهین و افترا و ترویج فرهنگ ابتذال بر حال خودمان بود.

21.10.2016 17:32    |   مصطفی «عمرزی» تحصیلات عالی در پوهنتون های تاجیکستان و ایران، بسیار ارزشمند نیستند

روزی در دیدار با الحاج نصیر عبدالرحمن (مسوول انتشارات میوند) از ماجرایی برایم حکایت کرد که بهتر دیدم دیباچه ی این کنجکاوی شود. آقای عبدالرحمن، کتاب «رویا های پدرم»- نوشته ی بارک اوباما را از روی نسخه ی دری ایرانی (چاپ ایران) در کابل منتشر کرده است. آقای عبدالرحمن می گوید، روزی ترجمه ی دری ایرانی کتاب بارک اوباما را برای عبدالجبار ثابت معرفی کردم که واکنش سارنوال پیشین به آن جالب بود. هرچند آقای عبدالجبار ثابت، بعضی اوقات، ظاهراً ناراحت کننده می شود، اما نباید فراموش کرد که او یکی از بهترین مترجمان از زبان انگلیسی و قلم به دست چیره دست است. آقای ثابت پس از مطالعه ی دری ایرانی کتاب بارک اوباما، با تمسخر، کتاب را به نصیر عبدالرحمن مسترد می کند و یاد آور می شود: نسخه ی انگلیسی کتاب بارک اوباما، به واقعیت که شامل ماجرا رویای های پدر او بود، اما چاپ ایرانی را ندانستم که از پدر کیست؟ این کنایه و شوخی آقای ثابت، به چه گونه ترجمه ای برمی گردد که ایرانیان از انگلیسی به دری ایرانی، برگردان کرده اند. ما که با کمیت کار فره

18.10.2016 15:14    |   مصطفی «عمرزی» به ایجاد پوهنتون بزرگ اسلامی در افغانستان، نیاز داریم!

وقتی نماینده گی قم (حوزه ی علمیه ی خاتم النبیین که بعداً به دانشگاه... تعدیل شد) گشوده شد و در مدتی که فارغان مدارس دینی پاکستان و حوزه های تعصب، در افغانستان، قربانی های زیادی گرفتند، کمتر کسی پیدا شد- با دید ژرف، مساله را تحلیل کند. حوزه ی علمیه ی خاتم النبیین، ضرورت فرهنگی و مدنی عنوان شد و از جانبی هشدار دادند که نیاز های جامعه ی ده درصد اهل تشیع افغانستان، ایجاباتی دارد که باید در کشوری که نود درصد اش اهل سنت است و فقط چند فاکولته ی شرعیات دارند و همچنان محتاج مساجد می مانند، اولویت های شیعیان آن قدر زیاد اند که باید از پول های به ظاهر جهادی شیخ آصف محسنی که سهم جهادی جالبی هم ندارد، درست شود و تمامی مدیریت ساختمانی، اجندای درسی و بالاخره میلیون ها دالر برای چرخانیدن

16.10.2016 10:41    |   مصطفی «عمرزی» با تحمیل 40 سال جنگ!؟

افغانستان، جغرافیای تلاقی به اصطلاح فاتحان، متجاوزان و مغرضانی بوده است که واقعیت های افتخاری آنان، در واقع طمع و آز برای تصاحب، جنون قدرت، توحش هوس و اشباع نیاز هایی بود که با تحریف تاریخ، ظاهراً تواریخ شکوهی به شمار رفته اند. نگرش غیر معمول بر آن چه تمدن های گذشته می خوانند، هیچ تفاوتی از میلان قطبی به نفع کشور ها یا قدرت هایی نمی دهد که اگر وسعت چنیگزی و تیمور لنگی یافته اند، از تاراج، چور، چپاول و ساقط کردن هستی ملیون ها انسانی تغذی می شدند که در جای دیگر، میدان جنگ را باخته بودند. وسعت امپراطوری روم، تمدن رومی را بر مجموعه ای حک کرده بود که در اطراف و اکناف آن، ملیون ها انسان، خواری می کردند تا نقطه ای در قلب این وسعت (روم) تاریخی شود که اکنون تمدن های درخشان می دانند.

13.10.2016 10:08    |   مصطفی «عمرزی» از دهن گندیده گی تا شکستن مرز گستاخی (سقازاده گان، هار شده اند!)

پس از چاپ یکی از کتاب هایم (حقیقت خورشید) طبق سنت اهدای فرهنگی، آن را به یکی از بزرگان فرهنگ و ادب ما، تقدیم کردم. جمله ی یادگار این اهدا «فرزانه مرد سیاست و فرهنگ بود»، اما صفت «مرد سیاست» آن در تبسم یک آزرده گی، واکنش شد که :«سیاست اش را نمی پسندم، زیرا بر ما تحمیل شده است.» منظور گوینده، هجو سیاست زده گی جامعه ی افغانی ست که در تنوع بازاری ترین اشکال، در حد بدترین تعاریف علم سیاست سقوط کرده است. حسرت قلم به دستانی که می کوشند از مزیت ظرفیت فکری، طبیعت و ودایع الهی را ادبیات کنند، برای نسلی از ما، که قلم پردازان بحرانیم، به یاس و اندوهی می ماند که باید همواره از عقب عینک سیاه سیاسی در نوبت آن رسید. شاید پا به پای بحران تحمیلی که از 7 ثور آغاز می شود، کمیت کار فرهنگی ما کم نباشد، اما به جرات می توان گفت کیفیت آن در مقایسه به ارثیه ی تاریخی- فرهنگی، میلان به نفع سیاست ها و ایدیالوژی هایی ست که در پیامد آن ها، دورنمای کار فرهنگی افغانی، استمرار و سماجت بر ارایه ی ادبیات سیاسی می شود که اگر از سواد نویسنده بهره ببرد، قواره دارد، اما اگر در تنوع اهل جهالت ارایه شود، نباید بسیار ناراحت شد که آن چه به نام تبیین ادبیات سیاسی، وفرت فرهنگی- رسانه یی ما شده است، چرا سخیف، غیر منطقی و رکیک است.

12.10.2016 09:51    |   مصطفی «عمرزی» آرمان شهر هایی در جهان سوم (تاجیکستان و ایران)

«از هیچ کرده بهتر است»، زمانی ورد زبان می شود که دار و ندار مساوی با نفی تار و پود، ذهن نشین شود. هرچند متیقن نیستم کسانی که همانند پدران شان، سال هاست در دنیای دیو و پری سیر می کنند و گذشته ها را مدینه ی فاضله پنداشته اند، مثلاً وقتی تفکر یک شهروند افغانستان- معروف به ستمی غلیان می کند، واقعیت هایی را که بیرون از حوزه ی کشورش در سایر نقاط جهان سوم (تاجیکستان و ایران) وجود دارند، بپذیرد. در واقع مصیبت جاری که هیچ پایانی نیافته است و در هر کنج آن، کاستی و شکسته گی نمایان است، می تواند این ذهنیت ها را القا کند تا در یکی از نوادر روزگار، شاهد باشیم پیرامون ما، نیز دلفریبی های دارد که در روزگار آرامش، به هیچ می گرفتیم.

02.10.2016 10:40    |   مصطفی «عمرزی» از ترویج فرهنگ ابتذال تا صدور اوامر

برای آن که در برابر ناهنجاری ها، دچار سطحی نگری نشویم، فهم بر متن مساله، بسیار مهم است. گاهی برای آن که از متن ادعای طرف مقابل افغانان و افغانستان، به درستی سر درآورم، کوشش می کنم با هزینه ی زمانی، کندوکاو بر ماهیت ادعای طرف عدو، زوایای بیشتری را برای مان نشان دهد؛ بنابراین، همواره در صف کسانی استم که به محض فروش کالای ضد افغانی- فرهنگی، خودم را برای رسیدن به فهم، زیان اقتصادی می زنم تا هیچ چیزی از نظر مان پنهان نماند. در این روند، ضمن آشنایی خوب با انبوهی از مخالفان فرهنگی مسلح که بدبختانه با تمامی دشمنی ای که با این کشور و مردم دارند، هنوز از هوا، خاک، آب و دارایی هایش استفاده می کنند و توقع دارند، در حالی که باید سهم خود را برای بیگانه بفروشند، سهم ما را نیز بخورند.

01.10.2016 08:15    |   مصطفی «عمرزی» تعصب برای کشور، منافع ملی و حفظ ارزش های اخلاقی، بد نیست!

تعصب را در مقام واکنش منفی، همیشه نقد می کنند و اما بررسی محتوایی این کنش، نشان می دهد انسان جفا دیده، مظلوم، استعمار شده، نیازمند و آزادی خواه نیز متعصب بوده است.

28.09.2016 11:06    |   مصطفی «عمرزی» نظارت بر محصولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

بستری که به بهانه ی دیموکراسی و آزادی بیان، اجازه داد هر بدخیالی ای را توجیه کنند، فرصت های زیادی به وجود آورد تا بیگانه گان نیز به طمع بیافتند.

27.09.2016 09:25    |   مصطفی «عمرزی» مزدور شناسی (رنج مهاجر افغان در ایران و بی خیالی مزدور ایرانی)

با قماش مختلفی از کسانی آشنائیم که همه ساله با استفاده از فرصت های عاشورا، میلاد النبی، روز مرگ عبدالعلی مزاری، انقلاب اسلامی ایران و ... از موضع جمهوری اسلامی ایران، دفاع کرده اند. در این که این افراد از خوان ایرانیان نان می خورند و زنده گانی آنان با پول ایرانی، در افغانستان تحمیل می شود، انکاری نیست، اما این، چه خاصیتی ست که وقتی بر سند تعهد بر بیگانه امضا کردند، خواص غیر ایرانی خود را نیز از دست می دهند.

26.09.2016 11:18    |   مصطفی «عمرزی» فرهنگ انتقاد

کسی در کتابی به درستی نوشته بود که گروه فرهنگی در افغانستان، دو دسته اند: یکی خلاق و مبتکر، دیگری مفتخوار و میان تهی.

22.09.2016 12:09    |   مصطفی «عمرزی» فروشگاه کلمه ی «افغانستانی» را ببندیم!

جا انداختن کلمه ی «افغانستانی» و استعمال آن، مردم ما را از رهگذر باورمندی های ملی، آسیب می زند. در این که این کلمه هرگز از حدود چند گروه و چند منطقه، جلوتر نمی رود، واکنش های اقوام افغانستان در زیر شدت تبلیغات- در برابر آن، نشان دادند که ایمان مردم ما بر هویت ها و اصالت های آنان، جلو بسط ناهنجاری ها را می گیرند، اما بازگذاشتن راه با بهانه ی دیموکراسی که الحق دیدیم بیشترین استفاده از آن را بدترین دشمنان این کشور کردند، ما را هشدار می دهد در برابر این جریان که زیر نام کار فرهنگی و آزادی بیان، توجیه می شود، واکنش جدی نشان دهیم.

19.09.2016 09:25    |   مصطفی «عمرزی» رکود انتشارات افغانی

انتشارات غیر دولتی افغانی، بیش از چند دهه، خلاء هایی را پُر کرده اند که بر اثر ایدیالوژیک شدن نظام های افغانستان، چاپ و نشر کتاب در افغانستان با «میلان»، به نفع رژیم ها و به زیان مردم، خلاء ایجاد می کردند. در حاکمیت کمونیستی، در کنار چاپ آثار ایدیالوژیک، صد ها عنوان کتاب از اتحاد شوروی وارد می شدند و شماری از دست اندرکاران فارس زده ی رژیم، صد ها عنوان کتاب را با چاپ کاپی از نسخه های ایرانی، به فروش می رسانیدند که هرچند در گستره ی ادبیات، خالی از مفاد نبودند، اما تعمیم مفاهیم فارسیسم را با نشر آثار متمم آن با فرصت ها و بهانه های گسترش فرهنگ، به زیان فرهنگ افغانی، نیز پخش می کرده اند.

18.09.2016 10:39    |   مصطفی «عمرزی» افغانان و مثلث فارسیسم (تاجیکستان + ستمیان + ایران= فارسیسم)

کلمه ی فارسی یا پارسی که به عنوان یک غلط بسیار معروف، متاسفانه در جامعه ی ما جا انداخته شده است، زمانی که در چهارچوب یک مفهوم سر و ته دار، قرار می گیرد، پسوند «ایسم» را به عنوان ایدیالوژی، اخذ می کند. فارسیسم به عنوان یک پدیده ی بسیار نو که تا پیش از حاکمیت پهلوی ها در ایران، ناشناخته بود، با بیش از نیم قرن سرمایه گذاری های سلسله ی پهلوی در ایران و با محتویاتی که با انبوهی از جعلیات تاریخی، ادبی و فرهنگی، در تمامی دم و دستگاه های استعمار غربی، کتاب و نوشته دارد، قضیه می شود و اینک بیش از نیم قرن است که در جهت حذف آن که یک قضیه ی نامطلوب، مصنوعی و رسواست، به ویژه پس از انقلاب اسلامی ایران، کوشش های صورت گرفته اند که درست پس از دو دهه با کارنامه های بزرگمردانی چون استاد ناصر پورپیرار، همه را تشویق می کند با لعن و آب دهن بر آن، خود مان را در جوامع فریب داده شده و عقب نگهداشته شده که زیر چتر فرهنگ های جعلی، هرگز از تضعیف، آگاه نشده اند، برای تقابل انسانی و محترمانه، آماده سازیم؛ هرچند این راه، دراز و نا هموار است، اما چون در مسیر حق است، یا حق!

17.09.2016 10:32    |   مصطفی «عمرزی» شرم آور است (دعوت نامه ی تاجیکستانی از طریق سفارت ایران)

این که بازار آزاد افغانستان، چه چیز های دیگری را تضمین کرده است تا شان و حیثیت مان در گرو باشد، در مسیری که ما را ناگزیر کرده اند جفتک بیاندازیم و دل خوش باشیم که دیموکراسی داریم، در وقت اش شرح خواهم داد، اما در این نوشتار، بر گوشه ی دیگری از چنان خفتی اشاره خواهم کرد که کار افغانان را به جایی می رساند تا در یکی از فقیرترین کشور های دنیا (تاجیکستان) نیز بر حال ما بخندند.

16.09.2016 09:11    |   مصطفی «عمرزی» اوف زاده گان فقیر، در افغانستان دنبال چه استند؟ (مداخله ی تاجیکستانی)

تعهد زمامدارن ما برای ایجاد بازاری که برای برپایی اش تعهد داده بودند، در همان مسیری که همواره افراط و تفریط دارد، کالا هایی را برای فروش عرضه کرد که حالا هر بی چاره و گدایی را نیز تشویق می کند تا حداقل اگر خریدار نباشد، با استفاده از فرصت، تگدی را وسیله ای برای تغذی بداند.

04.09.2016 10:50    |   مصطفی «عمرزی» قاموس کبیر افغانستان (فرهنگ دری افغانی)

هرچند زحمات پُر ارج فرهنگیان ایران- به ویژه 40 سال پشتکار علامه علی اکبر دهخدا، بزرگترین فرهنگ واژه گان زبان دری را با شروح فزون- بر تعداد فرهنگ های دری در ایران افزوده است، اما توجه بر ایجاد فرهنگ در بسامد لغوی و تبادل اطلاعات در جامعه ی ایران، هیچ فرهنگ دری یا فارسی را مجال نمی دهد- به درستی به شرح جزئیات، خصوصیات و ادامه ای رقم بخورد که اکنون از چند عنوان معروف (دهخدا، معین، عمید) در هنگام عدم درک تطور زبان که با طی منزل در سرمنازل فرهنگ بشری، می گذارد، ایجاب می کند و رو به جلو- در حال تغییر است.

01.09.2016 08:27    |   مصطفی «عمرزی» کدام مجاهدین؟

موضعگیری جدید فرصت طلبان با پیشکش عنوان «مجاهدین»، ما را در عمق رویداد های قرار می دهد که برای شناخت بنیان معضلات، بسیار مهم اند. عموماٌ مفهوم «مجاهدین» یا نیروی جهد کننده، واکنش توده هایی بود که در برابر تجاوز شوروی به پا خاستند و با انجام روند الحادستیزی، این مفهوم دینی- از اهمیت می افتد و چنان می شود که می خواستند افاده ی سیاسی شود. صرف نظر از دشواری های زمان تجاوز شوروی و تفکیک خوب و بد دسته های ضد کفر، جریانی که بعداٌ در بستر سیاسی افغانستان به نام مجاهدین مشهور می شوند، عناصر عمده ی تداخل سیاست های خارجی در افغانستان اند که اعتلای آنان در حاکمیت چهارساله ی ملا برهان الدین ربانی، افول افغانستان و افغانان بود.